|
|
|
تا تو نگاه مي كني كار من آه كردن است اي به فداي چشم تو اين چه نگاه كردن است
|
|
تقديم به هادي خوبم كه اگه واسش بميرم هم بازم كمه
|
بهار
|
Fri Jul 29 2005
|
|
|
هر روز كه از عمر مي گذره عشقم به تو بيشتر ميشه باور كن كه ديوونتم ديوونه مثل هميشه فقط تو پاره تني به حرمت اشكم قسم بي تو ميون عالمي غريبم ويه
بي كسم سكوت خسته ام وببين ببين بي تو چه كم شدم
همسايه سقوطم وتنها رفيق غم شدم صحبت راه دور كه نيست بحث دو پاي خستمه شاكي غصه نيستم نقل دل شكستمه
لپ كلام اي با وفا بي چك و چونه چاكرمواسه فداي تو شدن من كه هميشه حاظرم دوست داشتنت مقدسه واسه همين دوستت دارم شيرين ترين عبادتي اميد روز آخرم
|
|
تقديم به هادي مهربونم
|
بهار
|
Thu Jul 28 2005
|
|
|
دير گاهيست كه دل تنگ نگاهت هستم/مسخ وماتم زده و چشم به راهت هستم بي تو دل خسته و سرگردان است روز وشب زخم خورده در طلب درمان است چشم من در غم تو بركه ي ناكامي هاست و وجودم شب ها همدم بيداري هاست ديدنت در دل من روزنه اي باز كند مرغ غم ذعزم سفر از دل وپرواز كند دير گاهيست كه در ياي دلم طوفانيستچشم بي تاب من اي خوب نم وبارانيست در خيالت رخ بي رنگ مرا قاب بگير دست لرزان مرا عاشق ودر خواب بگير
|
|
فراق
|
ويداوپرستو
|
Thu Jul 28 2005
|
|
|
چرا عزيزم رفتي و دل منو به دبليو سي سپردي دوستدار هميشگي تو افتابه
|
|
تقدیم به اولین واخرین عشقم محمدصادق
|
دوست دارهمیشگی تو مینا
|
Thu Jul 28 2005
|
|
|
پرستوهاکجاپروازکردید
جدایی راشمااغازکردید
بمیردانکه غربت رابپاکرد
توراازمن مراازتوجداکرد
|
|
تقدیم می کنم به بهناز
|
از طرف مهدی 60 قربانت
|
Thu Jul 28 2005
|
|
|
درد من كشته شمشير بلا مي داند
سوز من سوخته داغ جفا مي داند
مسكنم ساكن صحراي فنا مي داند
همه كس حال من بي سر و پا مي داند
پاكبازم همه كس طور مرا مي داند
عاشقي همچو منت نيست خدا مي داند
|
|
|
|
حدس میزنم
که خواهی گريخت
التماس نمیکنم
از پیات نمیدوم
اما صدايت را در من جا بگذار!
میدانم
که از من دل میکنی
راهت را نمیبندم
اما عطر موهايت را در من جا بگذار!
میدانم
که از من جدا خواهی شد
خيلی ويران نمیشوم
از پا نمیافتم
اما رنگت را در من جا بگذار!
احساس میکنم
تباه خواهی شد
و من خيلی غمگين میشوم
اما گرمايت را در من جا بگذار!
فرقش را با حالا میدانم
که فراموشم خواهی کرد
و من
اقيانوسی خواهم شد سياه و غمانگيز
اما طعم بودنت را در من جا بگذار!
هر طور شده خواهی رفت
و من حق ندارم که تو را نگه دارم
اما خودت را در من جا بگذار!
|
|
بهنازم تقدیمت
|
از طرف مهدی 60
|
Thu Jul 28 2005
|
|
|
حدس میزنم
که خواهی گريخت
التماس نمیکنم
از پیات نمیدوم
اما صدايت را در من جا بگذار!
میدانم
که از من دل میکنی
راهت را نمیبندم
اما عطر موهايت را در من جا بگذار!
میدانم
که از من جدا خواهی شد
خيلی ويران نمیشوم
از پا نمیافتم
اما رنگت را در من جا بگذار!
احساس میکنم
تباه خواهی شد
و من خيلی غمگين میشوم
اما گرمايت را در من جا بگذار!
فرقش را با حالا میدانم
که فراموشم خواهی کرد
و من
اقيانوسی خواهم شد سياه و غمانگيز
اما طعم بودنت را در من جا بگذار!
هر طور شده خواهی رفت
و من حق ندارم که تو را نگه دارم
اما خودت را در من جا بگذار!
|
|
غروب تنهايي.تقديم به روشنايي شبهاي تاريكم
|
آرمان عبدي از نروژ
|
Thu Jul 28 2005
|
|
|
در دهكده عشق زير تك درخت انتظار نشسته ام,برگهاي سياهش چتريست بر سرم,اي كاش مي شد رويش طوفان شادي از پشت ديوار غم مي آمد ويكباره ريشه درخت انتظار را از جا مي كند,قاصد تنهايي ام را به سوي تو پرواز دادم تا نامه پر از غم مرا به تو رساند,بر روي نامه گلبرگي از شقايق چسپاندم تا كه نامه داند خود را براي بي غمان پيدا نسازد,در زير باران اشكهايم خيس شده ام,كجايي تا لبخند نگاهت را چتري سازم بر سرم.
|
|
تقدیم به تمام مادران دنیا
|
|
Wed Jul 27 2005
|
|
|
سلام مادر ...
سلام بهترين خلقت خدا روي زمين ...
سلام عزيز دله بابا ...
سلام نازنين عشق ما ...
چقدر كمه كه ي روز فقط بنام تو باشه كاش همه روزا بنام تو باشه ...
كاش ميتونستم زحمات عاشقانه تو رو ي جوري جبران كنم ...
خسته نباشي و اميدوارم سالهاي سال سايهء گرم وجود پر مهر و محبتت بالاي سر ما باشه ...
خونه اين روزا بدون حضور تو گرمي و صفا نداره ...
زود برگرد تا عاشقانه بر دستاي رنج كشيده و خسته ات بوسه زنم و در برابرت زانو بزنم و تعظيمت كنم
كه تو خداي مني و عشق و كعبهء من در اين دنيا بعد از خداي تو ...
تويي كه همهء وجودمي و اميد زندگي و دلخوشي و بهانهء زندگيم ...
دست همه مادران عاشق رو ميبوسوم !!!!
اي يگانه دوست واقعي من ...
به دعاي خير سحري تو هميشه محتاجم ...
اي يگانه تكيه گاه خستگي و تنهايي من مرا ببخش ...
هميشه نيازمند اون نگاه گرم و مهربونتم ...
هميشه نيازمند اعتماد و صداقت و كلامتم ...
همهء عمرم فداي ي لحظه عمر با بركت تو باد ...
و ميگويند زن را شيطان دوست دارد ولي مادر را خداوند !!!!!
مادران عاشقترين موجودات هستند به دليل احساس پاك و عاشقانه اي كه دارند ...
|
|
تقديم به هادي عزيزم كه قدر تمام دنيا دوستش دارم
|
بهار
|
Wed Jul 27 2005
|
|
|
چتر زد گل عشق را ترسيم كرد
سرو سركش خم شد و تعظيم كرد
يك سبد پر كرد از مفهوم خويش
برد بين عاشقان تقسيم كرد
|
|
نیلوفری بود زندگیمون
|
محسن تنهابه انتظار نیلوفر
|
Wed Jul 27 2005
|
|
|
اگر صد بار به زیر خنجر بریدن گردنم باز میگو یم که دست از تو بر نمی دارم به زیر تازیانها بگویم باز دوستت میدارم به روی چوب اعدام میکشم فریاد که من عاشق اویم
|
|
aman az dil
|
shaypoorchi2003@ yahoo.com
|
Wed Jul 27 2005
|
|
|
نشنو از ني ني حصيري بيش نيست بشنو از دل دل حريم كبرياست ني چو سوزد خاك و خاكستر شود دل چو سوزد خانه داور شود
|
|
آری تو بودی
|
با تمام احترام تقدیم به نازنیم در روز زن بهناز جان از طرف مهدی60
|
Wed Jul 27 2005
|
|
|
ای رگای آبیت چو بستر عشق
شراب هستی درون ساغر عشق
ای کلام آخر به دفتر عشق
نوشتمت به قلبم به شکل باور عشق
سر به سجده بردم برابر عشق
شدی تو اول عشق شدی تو آخر عشق
چشمت به من خندید عاشق تر از همیشه
گفتی قلب عاشقا یه لحظه هم جدا نمیشه
اشکای شوق تو بارون پشت شیشه
گل عشق و آرزو جوونه زد میون بیشه
آری تو بودی دیگر برایم چون خواب و رویا نبودی
از ساحل عشق دیگر گریزان چون موج دریا نبودی
پرسیدم از تو بودی به یادم روزی که با ما نبودی
خندیده گفتی من با تو بودم یک لحظه تنها نبودی
پرسیدم از تو بودی به یادم روزی که با ما نبودی
خندیده گفتی من با تو بودم یک لحظه تنها نبودی
پرسیدم از تو بودی به یادم روزی که با ما نبودی
خندیده گفتی من با تو بودم یک لحظه تنها نبودی
|
|
تقدیم به امید از دست رفتم فاطمه
|
محمد بابزن از آمل
|
Wed Jul 27 2005
|
|
|
هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است عشق بازی دگرو نفس پرستس دگر است
من تورو برا نفس کشیدن می خواستم ولی تو منو با سرمایه عوض کردی
انشاء الله خوش بخت بشی
|
|
تقديم به هادي عزيزم
|
بهار
|
Tue Jul 26 2005
|
|
|
روي ديوار اتاقم اگه پنجره ندارم
اگه بايد تا هميشه هي مثل ابرا ببارم
اگه رنگ آسمونم جاي آبي رنگ دوده
اگه سبزي تن من پر غنچه كبوده
اگه هيزم جاي گرما رو تنم زخمي نشونده
اگه پيچ جاده پا رو به يه بيراهه كشونده
اگه آرزوي درمون ديگه ناممكن ودوره
اگه چشماي عدالت گاهي تاره گاهي كوره
من يه بغضم تو يه تسكين
من كويرم تو يه دريا
تو بمون با من عاشق تو بمون مثل يه دريا
|
|
تقديم به هادي عزيزم
|
بهار
|
Tue Jul 26 2005
|
|
|
بخون بخون ترانه خون دلا را عاشقانه كن روزا رو آفتابي ترين شبها رو شا عرانه كن
|
|
تقديم به هادي عزيزم
|
بهار
|
Tue Jul 26 2005
|
|
|
اگه تو رو دوستت دارم خيلي زياد من وببخش
اگه تويي اون كه فقط دلم مي خواد من وببخش
من وببخش اگه شبها ستارهها رو مي شمرم
من وببخش اگه بهت خيلي مي گم دوست دارم
من وببخش اگه برات سبد سبد گل مي چينم
من وببخش اگه شبها فقط تو رو خواب ميبينم
|
|
لاله بهناز
|
تقدیم به تو که به عشقم پی ببری بهناز از طرف مهدی60
|
Tue Jul 26 2005
|
|
|
لاله کاران دیگر لاله نکارید
باغبانان دو دست از گل بردارید
اگر رسم گلان این بود که دیدم
گل از بیخ برکنید و خز بکارید!
|
|
تقديم به هادي عزيزم
|
بهار
|
Mon Jul 25 2005
|
|
|
بردن اسم تو از ياد كاري كه خيلي سخته
دل تو نقش يه قلبه كه تو آغوش درخته
تودلم هميشه جاته هميشه دلم باهاته
ياد من هر جا كه باشي مثل سايه پا به پاته
|
|
دريا
|
عباس نعمت الهي
|
Mon Jul 25 2005
|
|
|
ناله خفتگان پس سالها
اشكها به خانه ها خفته اند
چون كه موج نيست به دريا
از چه سو نامش دريا گفته اند
|
|
از دوست داشتن.........
|
از طرفه بهار.................
|
Mon Jul 25 2005
|
|
|
باور كن كه من در
انتظائت مانده ام همچنان
اما افسوس تو هنوز هم ميروي
بي صدا
|
|
تقديم به هادي عزيزم
|
بهار
|
Mon Jul 25 2005
|
|
|
زندگي را دوست دارم با تمام بد بياريش
عاشقي را دوست دارم با تمام بي قراريش
من مي خوام اشك وبفهمم مقتي از چشام مي ريزه
تنهايي گرچه كشنده است واسه من خيلي عزيزه
تو كتاب نوشته عاشق خيلي تنها خيلي خسته است
جاي بارون بهاري روي چتر هاي شكسته است
اما من مي گم يه عاشق همه دنيا رو داره
همه چتر ها را بايد بست وقتي آسمون مي باره
|
|
تقديم به هادي عزيزم
|
بهار
|
Mon Jul 25 2005
|
|
|
من از طرز نگاه تو سراغ بوسه مي گيرم
نخورده مست يك بوسه جلو چشم تو مي ميرم
بذار رنگ لبلي تو بشه آغاز خوش رنگي
به هر ساز تو مي رقصم براي من خوش آهنگي
مرا ببوس مرا ببوس مرا ببوس
|
|
دوستت دارم مادر
|
عباس نعمت الهي
|
Sun Jul 24 2005
|
|
|
مادر بخواب
ساعتهاست پاي بستر من بيداري
من روزها و شبهاست
گرفتار تب
آلوده اين تخت
چه كنم
جز تو مادرچه كسي به پايم خواهد نشست
قسم به بيداري هايت دوستت دارم مادر
|
|
گذشت مادر
|
عباس نعمت الهي
|
Sun Jul 24 2005
|
|
|
اين چوب خشكيده
اين دستان چروكيده
حكايتها دارد
گرم خوابهاي من
بيداري او
گذشت مادر
مي دانم حكايتها دارد
به ياد دارم
مرا تبي بود يك شب
مي سوختم به خود
آتشي بود مرا به لب
هزياني مي گفتم
آري بد شبي بود مرا
دستي آرام كهنه اي خيس
پيشانيم را بوسه مي داد
آتش جانم را به جان خود بوسه مي داد
به خواب شيرين ديدم كه مي گفت
نشستن بر بالين تو
نيست جز مهر مادر
آري گذشت مادر اينگونه حكايتها دارد
|
|
پيرزن تنها
|
عباس نعمت الهي
|
Sun Jul 24 2005
|
|
|
گوشه اي از آن باغچه دورها
پيرزني آرام نشسته
دل به درياي آرزوها سپرده
آرزو هايش را باد با خود برده
زانو در بغل نشسته
از روزهاي خوشش جز خاطري از بهاران
گرد روزگار اينگونه بر پيكرش نشسته
روزهاست كسي به يادش نيامده
دختري يا پسري
كوچك نوه اي نيز
چشم انتظارشان نشسته
غروب مي شود باز
اين پيرمادرباز
آخ كه پشت پنجره تنها نشسته
|
|
سنگلاخ
|
عباس نعمت الهي
|
Sun Jul 24 2005
|
|
|
اين سنگلاخ راه بسي طولاني است
كفشهايم پاره
اين كوره راه بسي طولاني است
پشت آن گردنه
شايد سنگي زكوه افتاده باشد
|
|
تقديم به هادي عزيزم
|
بهار
|
Sun Jul 24 2005
|
|
|
روزي كه چشم من به چشمت افتاد روزي كه زندگي رو بردم از ياد خداي عاشقا با مهربوني هديه خوب عشقت وبه من داد ستاره ها تو چشماي سياته معني زندگي توي نگاته عطر همه شكوفه هاي عالم روي لباي گرم وخنده هاته بمون كه تا غصه رو پرپر كنم عشق وتو چشما ي تو باور كنم مي خوام كه تا هميشه عاشق باشم زندگيم وبا عشق تو سر كنم
|
|
اميد
|
عباس نعمت الهي
|
Sun Jul 24 2005
|
|
|
شبهاست كه چشم گريان دارم
سوزي است مرا تا به سحر
ناله هجران دارم
مي دانم كه آخر روزي
سوزم به سر ايد
يارم بدر آيد
چون كه شعر اميد به سر دارم
|
|
|
|
ادم مغرور هرگز عاشق نمي شه براي رسيدن به مقام والاي عشق نه تنها غرور بلكه خود را هم فراموش كن
|
|
بهار را باتو دیدم زیبای نیلوفرییم پاییز را تو با بح
|
نیلوفر آبی
|
Sat Jul 23 2005
|
|
|
دیباچه زندگی با تو زیباست بی تو رنگ پاییزم
دیباچه زندگی باتو دریاست بی تو عشقه غمهاست
وقتی نیستی گله هستی تلخ و بی رنگ میشه
نمی دونی چقدر از دلم برات تنگ میشه
دوباره برگرد عشق رابرایم معنا کن
دوباره برگرد دنیارابرایم زیبا کن
|
|
تقدیم به یگانه مهربان عشق
|
سهیل
|
Sat Jul 23 2005
|
|
|
با زبان بی زبانی با احساس از قلب براشفته با عشقی گرم دوستت دارم مهربان بعد ازخدا بت من توی عشق تو گرما دل منه تنها عشق من مهربان
|
|
|
|
میرسه روزی که بی من روزهارا سرکنی میرسه روزی که بی من رنگ عشق را باور کنی میرسه روزی که تنها کنار قبر من خاطرات کهنمو زیرلب از بهر کنی
|
|
تقدیم به سهیل عزیزم
|
فاطمه
|
Thu Jul 21 2005
|
|
|
نمي دانم كدامين اميد بودي كه در شب سياه من همچون نور سپيدي برمن تاپیدی. اما این را می دانم که تنها فرشته ای هستی که در زندگی من امدی. دوستت دارم با تمام زیبايي هایت. ای همدم من و ای تنها مونس من در شبهای تارم و ای تنها سنگ صبور من و ای تنها کسی که گریه های مرا دیدی و تسلای دل شکسته ام شدی. دوستت دارم و تا ابد در کنارت خواهم بود. ( دوماه دوقرن نشه چون خیلی عجولم) سولی شیطون بلا
|
|
مي گه دوستش ندارم
|
زيبا _ خوشگل
|
Thu Jul 21 2005
|
|
|
مرا درعشق حيران ، مرا همچو موج وطوفان خروشان،
مرا همچو دريا بي خواب كردي .
پروانه و آتش كجا ، عاشق ومعشوق كجا ،
مراعاقل ديوانگي خود كردي .
|
|
نسیم جون خیلی دوست داشتم
|
|
Thu Jul 21 2005
|
|
|
عاشق آن نیست که یک دل به صد یار دهد . عاشق آن است که صد دل به یک یار دهد.
|
|
رویش عشق
|
نســـــــــــــــــــــــــــــــــــــیم
|
Wed Jul 20 2005
|
|
|
رویش عشق سرآغاز کتاب من و توست . گوش کن این صدای یک بلبل مست در تمنای گلی است که به او می گوید تا ابد لحظه به لحظه دل من با همه مستی و شیدایی عشق همه تقدیم تو باد
|
|
کوی
|
تقدیم به عزیزم بهناز مهدی60
|
Wed Jul 20 2005
|
|
|
ساکن کوی تو می خواهم شوم هر چه گشتم جزء تو لايقترنديدم
|
|
ليلاي من
|
مامان غزال تو
|
Wed Jul 20 2005
|
|
|
زندگي در نگهم گلزاريست و تو با قامت چون نيلوفر، شاخه پر گل اين گلزاري ...من دراندام تو صد خرمن گل مي بينم؛ گل گيسو،گل لبها، گل لبخند شباب،..گل صدرنگ اميد گل فردايي بزرگ گل فردايي سپيد
|
|
سلام
|
حمید
|
Wed Jul 20 2005
|
|
|
دوست دارم همیشه مال من باشی
توغصه ها و دلخوشی
دوست دارمشقایق بچینماز باغ عشق و آشتی
دوست دارماون گلها جون بمونه
همونها که توی قلبم کاشتی
|
|
دفتر سرنوشت
|
عباس نعمت الهي
|
Wed Jul 20 2005
|
|
|
دوستي مي گفت دفتر سرنوشت را بد نگاشته اند
پس هر آشنائي
هزار غصه وتنهائي
پس هر عاشقي
هزارسودائي
پس هر لبخند
هزار هزار جدائي
پس هر دوست داشتن ياري كه شايد نيائي
گفتم اي دوست
سرنوشت را زيبا نوشته اند
تو سواد نداري گناه ما چيست؟
|
|
ehsan va ida jan
|
tany gole
|
Tue Jul 19 2005
|
|
|
منو ببخش اگه برات مي ميرم و زنده ميشم اگه با ديوونگي يام پيش تو شرمنده مي شم منو ببخش اگه فقط مي خوام بشي مال خودم ببخش اگه كمم ولي زيادي عاشقت شدم
|
|
من اعجاز کلام بارانم
|
تقدیم به عزیزم یاسمن از طرف مهدی
|
Tue Jul 19 2005
|
|
|
من اعجاز کلام بارانم
اگر باریدم و
دهانٍ گسٍ نرگسٍ خانه ات، وانشد
به پیشانی ات ترنجی خواهم نگاشت
پر دشخوار زندگی.
همیشه هوای این وقت روز بارانی است
ببین،
ابرها آمدند!
|
|
تقدیم به بهترین دوستم سمیرا برومند(عشق من)
|
سحر رشیدی (عشق برو)
|
Tue Jul 19 2005
|
|
|
گفتی بیا از وفایت بگذر و از لهجه بی وفایت زنجیرم
گفتم که بهانه ای برایم کافی است معنای لطیف عشق را فهمیدم
|
|
اسمان
|
تقدیم به عشقم بهناز از طرف مهدی 60
|
Tue Jul 19 2005
|
|
|
سرور
در دلگير شدن آسمان قبل از باريدن
عشقی کهنه نهفته است
آسمان می بارد تا آرام شود
هق هق آسمان تمامش خاطره است
خاطره از پاييز
خاطره از ...
آری
آرامشی دوست داشتنی
از جنس دوست داشتن
شايد لحظه ها از غم بگويند
اما اميد هميشه ضامن پوچ نبودن است
آسمان می بارد چون بايد ببارد
آسمان به اميد می بارد تا بازهم
دستان خورشيد را در وجود خود
احساس کند
شايد ....
پ ن : زندگی همين نزديکی هاست
نوشته از فرامرز
|
|
علی
|
مهدی 60
|
Tue Jul 19 2005
|
|
|
هر کس به کسی نازد ما هم به علی نازیم
|
|
ehsan
|
tany
|
Tue Jul 19 2005
|
|
|
زندگي دو نيمه است: اولي در انتظار نيمه ي دوم، نيمه ي دوم در حسرت نيمه ي اول
|
|
ehsane khodam
|
tany pak
|
Tue Jul 19 2005
|
|
|
تا تو نگاه مي كني كار من آه كردن است
اي به فداي چشم تو اين چه نگاه كردن است
|
|
اسمان
|
سعیدرستمانی 19 گرگان
|
Mon Jul 18 2005
|
|
|
اسمان راهوای بوسه زدن به خاک است باران بهانه ایست نازیلاخیلی دوستت دارم ودلم برایت تنگ می شودگاهی عاش همیشه پاییزی ات سعید
|
|