صفحه اول گپ صوتي ويديو چت جوك شعر آشپزي چهرهاي ايراني

شما مي توانيد شعرهاي دست نويس و قطعات ادبي خود را بنويسيد و همچنين شعرهای شاعرانی را که دوست داريد به اين قسمت اضافه نماييد .

تعداد كل شعرهاي ارسال شده توسط كاربران : 944
ليست شعرها
  Pages: [<<] ... 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 ... [>>]
س شمه Fri Jul 29 2005
تا تو نگاه مي كني كار من آه كردن است اي به فداي چشم تو اين چه نگاه كردن است

تقديم به هادي خوبم كه اگه واسش بميرم هم بازم كمه بهار Fri Jul 29 2005
هر روز كه از عمر مي گذره عشقم به تو بيشتر ميشه باور كن كه ديوونتم ديوونه مثل هميشه فقط تو پاره تني به حرمت اشكم قسم بي تو ميون عالمي غريبم ويه بي كسم سكوت خسته ام وببين ببين بي تو چه كم شدم همسايه سقوطم وتنها رفيق غم شدم صحبت راه دور كه نيست بحث دو پاي خستمه شاكي غصه نيستم نقل دل شكستمه لپ كلام اي با وفا بي چك و چونه چاكرمواسه فداي تو شدن من كه هميشه حاظرم دوست داشتنت مقدسه واسه همين دوستت دارم شيرين ترين عبادتي اميد روز آخرم

تقديم به هادي مهربونم بهار Thu Jul 28 2005
دير گاهيست كه دل تنگ نگاهت هستم/مسخ وماتم زده و چشم به راهت هستم بي تو دل خسته و سرگردان است روز وشب زخم خورده در طلب درمان است چشم من در غم تو بركه ي ناكامي هاست و وجودم شب ها همدم بيداري هاست ديدنت در دل من روزنه اي باز كند مرغ غم ذعزم سفر از دل وپرواز كند دير گاهيست كه در ياي دلم طوفانيستچشم بي تاب من اي خوب نم وبارانيست در خيالت رخ بي رنگ مرا قاب بگير دست لرزان مرا عاشق ودر خواب بگير

فراق ويداوپرستو Thu Jul 28 2005
چرا عزيزم رفتي و دل منو به دبليو سي سپردي دوستدار هميشگي تو افتابه

تقدیم به اولین واخرین عشقم محمدصادق دوست دارهمیشگی تو مینا Thu Jul 28 2005
پرستوهاکجاپروازکردید جدایی راشمااغازکردید بمیردانکه غربت رابپاکرد توراازمن مراازتوجداکرد

تقدیم می کنم به بهناز از طرف مهدی 60 قربانت Thu Jul 28 2005
درد من كشته شمشير بلا مي داند سوز من سوخته داغ جفا مي داند مسكنم ساكن صحراي فنا مي داند همه كس حال من بي سر و پا مي داند پاكبازم همه كس طور مرا مي داند عاشقي همچو منت نيست خدا مي داند

تبهنازم Thu Jul 28 2005
حدس می‌زنم که خواهی گريخت التماس نمی‌کنم از پی‌ات نمی‌دوم اما صدايت را در من جا بگذار! می‌دانم که از من دل می‌کنی راهت را نمی‌بندم اما عطر موهايت را در من جا بگذار! می‌دانم که از من جدا خواهی شد خيلی ويران نمی‌شوم از پا نمی‌افتم اما رنگت را در من جا بگذار! احساس می‌کنم تباه خواهی شد و من خيلی غمگين می‌شوم اما گرمايت را در من جا بگذار! فرقش را با حالا می‌دانم که فراموشم خواهی کرد و من اقيانوسی خواهم شد سياه و غم‌انگيز اما طعم بودنت را در من جا بگذار! هر طور شده خواهی رفت و من حق ندارم که تو را نگه دارم اما خودت را در من جا بگذار!

بهنازم تقدیمت از طرف مهدی 60 Thu Jul 28 2005
حدس می‌زنم که خواهی گريخت التماس نمی‌کنم از پی‌ات نمی‌دوم اما صدايت را در من جا بگذار! می‌دانم که از من دل می‌کنی راهت را نمی‌بندم اما عطر موهايت را در من جا بگذار! می‌دانم که از من جدا خواهی شد خيلی ويران نمی‌شوم از پا نمی‌افتم اما رنگت را در من جا بگذار! احساس می‌کنم تباه خواهی شد و من خيلی غمگين می‌شوم اما گرمايت را در من جا بگذار! فرقش را با حالا می‌دانم که فراموشم خواهی کرد و من اقيانوسی خواهم شد سياه و غم‌انگيز اما طعم بودنت را در من جا بگذار! هر طور شده خواهی رفت و من حق ندارم که تو را نگه دارم اما خودت را در من جا بگذار!

غروب تنهايي.تقديم به روشنايي شبهاي تاريكم آرمان عبدي از نروژ Thu Jul 28 2005
در دهكده عشق زير تك درخت انتظار نشسته ام,برگهاي سياهش چتريست بر سرم,اي كاش مي شد رويش طوفان شادي از پشت ديوار غم مي آمد ويكباره ريشه درخت انتظار را از جا مي كند,قاصد تنهايي ام را به سوي تو پرواز دادم تا نامه پر از غم مرا به تو رساند,بر روي نامه گلبرگي از شقايق چسپاندم تا كه نامه داند خود را براي بي غمان پيدا نسازد,در زير باران اشكهايم خيس شده ام,كجايي تا لبخند نگاهت را چتري سازم بر سرم.

تقدیم به تمام مادران دنیا Wed Jul 27 2005
سلام مادر ... سلام بهترين خلقت خدا روي زمين ... سلام عزيز دله بابا ... سلام نازنين عشق ما ... چقدر كمه كه ي روز فقط بنام تو باشه كاش همه روزا بنام تو باشه ... كاش ميتونستم زحمات عاشقانه تو رو ي جوري جبران كنم ... خسته نباشي و اميدوارم سالهاي سال سايهء گرم وجود پر مهر و محبتت بالاي سر ما باشه ... خونه اين روزا بدون حضور تو گرمي و صفا نداره ... زود برگرد تا عاشقانه بر دستاي رنج كشيده و خسته ات بوسه زنم و در برابرت زانو بزنم و تعظيمت كنم كه تو خداي مني و عشق و كعبهء من در اين دنيا بعد از خداي تو ... تويي كه همهء وجودمي و اميد زندگي و دلخوشي و بهانهء زندگيم ... دست همه مادران عاشق رو ميبوسوم !!!! اي يگانه دوست واقعي من ... به دعاي خير سحري تو هميشه محتاجم ... اي يگانه تكيه گاه خستگي و تنهايي من مرا ببخش ... هميشه نيازمند اون نگاه گرم و مهربونتم ... هميشه نيازمند اعتماد و صداقت و كلامتم ... همهء عمرم فداي ي لحظه عمر با بركت تو باد ... و ميگويند زن را شيطان دوست دارد ولي مادر را خداوند !!!!! مادران عاشقترين موجودات هستند به دليل احساس پاك و عاشقانه اي كه دارند ...

تقديم به هادي عزيزم كه قدر تمام دنيا دوستش دارم بهار Wed Jul 27 2005
چتر زد گل عشق را ترسيم كرد سرو سركش خم شد و تعظيم كرد يك سبد پر كرد از مفهوم خويش برد بين عاشقان تقسيم كرد

نیلوفری بود زندگیمون محسن تنهابه انتظار نیلوفر Wed Jul 27 2005
اگر صد بار به زیر خنجر بریدن گردنم باز میگو یم که دست از تو بر نمی دارم به زیر تازیانها بگویم باز دوستت میدارم به روی چوب اعدام میکشم فریاد که من عاشق اویم

aman az dil shaypoorchi2003@ yahoo.com Wed Jul 27 2005
نشنو از ني ني حصيري بيش نيست بشنو از دل دل حريم كبرياست ني چو سوزد خاك و خاكستر شود دل چو سوزد خانه داور شود

آری تو بودی با تمام احترام تقدیم به نازنیم در روز زن بهناز جان از طرف مهدی60 Wed Jul 27 2005
ای رگای آبیت چو بستر عشق شراب هستی درون ساغر عشق ای کلام آخر به دفتر عشق نوشتمت به قلبم به شکل باور عشق سر به سجده بردم برابر عشق شدی تو اول عشق شدی تو آخر عشق چشمت به من خندید عاشق تر از همیشه گفتی قلب عاشقا یه لحظه هم جدا نمیشه اشکای شوق تو بارون پشت شیشه گل عشق و آرزو جوونه زد میون بیشه آری تو بودی دیگر برایم چون خواب و رویا نبودی از ساحل عشق دیگر گریزان چون موج دریا نبودی پرسیدم از تو بودی به یادم روزی که با ما نبودی خندیده گفتی من با تو بودم یک لحظه تنها نبودی پرسیدم از تو بودی به یادم روزی که با ما نبودی خندیده گفتی من با تو بودم یک لحظه تنها نبودی پرسیدم از تو بودی به یادم روزی که با ما نبودی خندیده گفتی من با تو بودم یک لحظه تنها نبودی

تقدیم به امید از دست رفتم فاطمه محمد بابزن از آمل Wed Jul 27 2005
هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است عشق بازی دگرو نفس پرستس دگر است من تورو برا نفس کشیدن می خواستم ولی تو منو با سرمایه عوض کردی انشاء الله خوش بخت بشی

تقديم به هادي عزيزم بهار Tue Jul 26 2005
روي ديوار اتاقم اگه پنجره ندارم اگه بايد تا هميشه هي مثل ابرا ببارم اگه رنگ آسمونم جاي آبي رنگ دوده اگه سبزي تن من پر غنچه كبوده اگه هيزم جاي گرما رو تنم زخمي نشونده اگه پيچ جاده پا رو به يه بيراهه كشونده اگه آرزوي درمون ديگه ناممكن ودوره اگه چشماي عدالت گاهي تاره گاهي كوره من يه بغضم تو يه تسكين من كويرم تو يه دريا تو بمون با من عاشق تو بمون مثل يه دريا

تقديم به هادي عزيزم بهار Tue Jul 26 2005
بخون بخون ترانه خون دلا را عاشقانه كن روزا رو آفتابي ترين شبها رو شا عرانه كن

تقديم به هادي عزيزم بهار Tue Jul 26 2005
اگه تو رو دوستت دارم خيلي زياد من وببخش اگه تويي اون كه فقط دلم مي خواد من وببخش من وببخش اگه شبها ستارهها رو مي شمرم من وببخش اگه بهت خيلي مي گم دوست دارم من وببخش اگه برات سبد سبد گل مي چينم من وببخش اگه شبها فقط تو رو خواب ميبينم

لاله بهناز تقدیم به تو که به عشقم پی ببری بهناز از طرف مهدی60 Tue Jul 26 2005
لاله کاران دیگر لاله نکارید باغبانان دو دست از گل بردارید اگر رسم گلان این بود که دیدم گل از بیخ برکنید و خز بکارید!

تقديم به هادي عزيزم بهار Mon Jul 25 2005
بردن اسم تو از ياد كاري كه خيلي سخته دل تو نقش يه قلبه كه تو آغوش درخته تودلم هميشه جاته هميشه دلم باهاته ياد من هر جا كه باشي مثل سايه پا به پاته

دريا عباس نعمت الهي Mon Jul 25 2005
ناله خفتگان پس سالها اشكها به خانه ها خفته اند چون كه موج نيست به دريا از چه سو نامش دريا گفته اند

از دوست داشتن......... از طرفه بهار................. Mon Jul 25 2005
باور كن كه من در انتظائت مانده ام همچنان اما افسوس تو هنوز هم ميروي بي صدا

تقديم به هادي عزيزم بهار Mon Jul 25 2005
زندگي را دوست دارم با تمام بد بياريش عاشقي را دوست دارم با تمام بي قراريش من مي خوام اشك وبفهمم مقتي از چشام مي ريزه تنهايي گرچه كشنده است واسه من خيلي عزيزه تو كتاب نوشته عاشق خيلي تنها خيلي خسته است جاي بارون بهاري روي چتر هاي شكسته است اما من مي گم يه عاشق همه دنيا رو داره همه چتر ها را بايد بست وقتي آسمون مي باره

تقديم به هادي عزيزم بهار Mon Jul 25 2005
من از طرز نگاه تو سراغ بوسه مي گيرم نخورده مست يك بوسه جلو چشم تو مي ميرم بذار رنگ لبلي تو بشه آغاز خوش رنگي به هر ساز تو مي رقصم براي من خوش آهنگي مرا ببوس مرا ببوس مرا ببوس

دوستت دارم مادر عباس نعمت الهي Sun Jul 24 2005
مادر بخواب ساعتهاست پاي بستر من بيداري من روزها و شبهاست گرفتار تب آلوده اين تخت چه كنم جز تو مادرچه كسي به پايم خواهد نشست قسم به بيداري هايت دوستت دارم مادر

گذشت مادر عباس نعمت الهي Sun Jul 24 2005
اين چوب خشكيده اين دستان چروكيده حكايتها دارد گرم خوابهاي من بيداري او گذشت مادر مي دانم حكايتها دارد به ياد دارم مرا تبي بود يك شب مي سوختم به خود آتشي بود مرا به لب هزياني مي گفتم آري بد شبي بود مرا دستي آرام كهنه اي خيس پيشانيم را بوسه مي داد آتش جانم را به جان خود بوسه مي داد به خواب شيرين ديدم كه مي گفت نشستن بر بالين تو نيست جز مهر مادر آري گذشت مادر اينگونه حكايتها دارد

پيرزن تنها عباس نعمت الهي Sun Jul 24 2005
گوشه اي از آن باغچه دورها پيرزني آرام نشسته دل به درياي آرزوها سپرده آرزو هايش را باد با خود برده زانو در بغل نشسته از روزهاي خوشش جز خاطري از بهاران گرد روزگار اينگونه بر پيكرش نشسته روزهاست كسي به يادش نيامده دختري يا پسري كوچك نوه اي نيز چشم انتظارشان نشسته غروب مي شود باز اين پيرمادرباز آخ كه پشت پنجره تنها نشسته

سنگلاخ عباس نعمت الهي Sun Jul 24 2005
اين سنگلاخ راه بسي طولاني است كفشهايم پاره اين كوره راه بسي طولاني است پشت آن گردنه شايد سنگي زكوه افتاده باشد

تقديم به هادي عزيزم بهار Sun Jul 24 2005
روزي كه چشم من به چشمت افتاد روزي كه زندگي رو بردم از ياد خداي عاشقا با مهربوني هديه خوب عشقت وبه من داد ستاره ها تو چشماي سياته معني زندگي توي نگاته عطر همه شكوفه هاي عالم روي لباي گرم وخنده هاته بمون كه تا غصه رو پرپر كنم عشق وتو چشما ي تو باور كنم مي خوام كه تا هميشه عاشق باشم زندگيم وبا عشق تو سر كنم

اميد عباس نعمت الهي Sun Jul 24 2005
شبهاست كه چشم گريان دارم سوزي است مرا تا به سحر ناله هجران دارم مي دانم كه آخر روزي سوزم به سر ايد يارم بدر آيد چون كه شعر اميد به سر دارم

غرور Sat Jul 23 2005
ادم مغرور هرگز عاشق نمي شه براي رسيدن به مقام والاي عشق نه تنها غرور بلكه خود را هم فراموش كن

بهار را باتو دیدم زیبای نیلوفرییم پاییز را تو با بح نیلوفر آبی Sat Jul 23 2005
دیباچه زندگی با تو زیباست بی تو رنگ پاییزم دیباچه زندگی باتو دریاست بی تو عشقه غمهاست وقتی نیستی گله هستی تلخ و بی رنگ میشه نمی دونی چقدر از دلم برات تنگ میشه دوباره برگرد عشق رابرایم معنا کن دوباره برگرد دنیارابرایم زیبا کن

تقدیم به یگانه مهربان عشق سهیل Sat Jul 23 2005
با زبان بی زبانی با احساس از قلب براشفته با عشقی گرم دوستت دارم مهربان بعد ازخدا بت من توی عشق تو گرما دل منه تنها عشق من مهربان

میرسه Fri Jul 22 2005
میرسه روزی که بی من روزهارا سرکنی میرسه روزی که بی من رنگ عشق را باور کنی میرسه روزی که تنها کنار قبر من خاطرات کهنمو زیرلب از بهر کنی

تقدیم به سهیل عزیزم فاطمه Thu Jul 21 2005
نمي دانم كدامين اميد بودي كه در شب سياه من همچون نور سپيدي برمن تاپیدی. اما این را می دانم که تنها فرشته ای هستی که در زندگی من امدی. دوستت دارم با تمام زیبايي هایت. ای همدم من و ای تنها مونس من در شبهای تارم و ای تنها سنگ صبور من و ای تنها کسی که گریه های مرا دیدی و تسلای دل شکسته ام شدی. دوستت دارم و تا ابد در کنارت خواهم بود. ( دوماه دوقرن نشه چون خیلی عجولم) سولی شیطون بلا

مي گه دوستش ندارم زيبا _ خوشگل Thu Jul 21 2005
مرا درعشق حيران ، مرا همچو موج وطوفان خروشان، مرا همچو دريا بي خواب كردي . پروانه و آتش كجا ، عاشق ومعشوق كجا ، مراعاقل ديوانگي خود كردي .

نسیم جون خیلی دوست داشتم Thu Jul 21 2005
عاشق آن نیست که یک دل به صد یار دهد . عاشق آن است که صد دل به یک یار دهد.

رویش عشق نســـــــــــــــــــــــــــــــــــــیم Wed Jul 20 2005
رویش عشق سرآغاز کتاب من و توست . گوش کن این صدای یک بلبل مست در تمنای گلی است که به او می گوید تا ابد لحظه به لحظه دل من با همه مستی و شیدایی عشق همه تقدیم تو باد

کوی تقدیم به عزیزم بهناز مهدی60 Wed Jul 20 2005
ساکن کوی تو می خواهم شوم هر چه گشتم جزء تو لايقترنديدم

ليلاي من مامان غزال تو Wed Jul 20 2005
زندگي در نگهم گلزاريست و تو با قامت چون نيلوفر، شاخه پر گل اين گلزاري ...من دراندام تو صد خرمن گل مي بينم؛ گل گيسو،گل لبها، گل لبخند شباب،..گل صدرنگ اميد گل فردايي بزرگ گل فردايي سپيد

سلام حمید Wed Jul 20 2005
دوست دارم همیشه مال من باشی توغصه ها و دلخوشی دوست دارمشقایق بچینماز باغ عشق و آشتی دوست دارماون گلها جون بمونه همونها که توی قلبم کاشتی

دفتر سرنوشت عباس نعمت الهي Wed Jul 20 2005
دوستي مي گفت دفتر سرنوشت را بد نگاشته اند پس هر آشنائي هزار غصه وتنهائي پس هر عاشقي هزارسودائي پس هر لبخند هزار هزار جدائي پس هر دوست داشتن ياري كه شايد نيائي گفتم اي دوست سرنوشت را زيبا نوشته اند تو سواد نداري گناه ما چيست؟

ehsan va ida jan tany gole Tue Jul 19 2005
منو ببخش اگه برات مي ميرم و زنده ميشم اگه با ديوونگي يام پيش تو شرمنده مي شم منو ببخش اگه فقط مي خوام بشي مال خودم ببخش اگه كمم ولي زيادي عاشقت شدم

من اعجاز کلام بارانم تقدیم به عزیزم یاسمن از طرف مهدی Tue Jul 19 2005
من اعجاز کلام بارانم اگر باریدم و دهانٍ گسٍ نرگسٍ خانه ات، وانشد به پیشانی ات ترنجی خواهم نگاشت پر دشخوار زندگی. همیشه هوای این وقت روز بارانی است ببین، ابرها آمدند!

تقدیم به بهترین دوستم سمیرا برومند(عشق من) سحر رشیدی (عشق برو) Tue Jul 19 2005
گفتی بیا از وفایت بگذر و از لهجه بی وفایت زنجیرم گفتم که بهانه ای برایم کافی است معنای لطیف عشق را فهمیدم

اسمان تقدیم به عشقم بهناز از طرف مهدی 60 Tue Jul 19 2005
سرور در دلگير شدن آسمان قبل از باريدن عشقی کهنه نهفته است آسمان می بارد تا آرام شود هق هق آسمان تمامش خاطره است خاطره از پاييز خاطره از ... آری آرامشی دوست داشتنی از جنس دوست داشتن شايد لحظه ها از غم بگويند اما اميد هميشه ضامن پوچ نبودن است آسمان می بارد چون بايد ببارد آسمان به اميد می بارد تا بازهم دستان خورشيد را در وجود خود احساس کند شايد .... پ ن : زندگی همين نزديکی هاست نوشته از فرامرز

علی مهدی 60 Tue Jul 19 2005
هر کس به کسی نازد ما هم به علی نازیم

ehsan tany Tue Jul 19 2005
زندگي دو نيمه است: اولي در انتظار نيمه ي دوم، نيمه ي دوم در حسرت نيمه ي اول

ehsane khodam tany pak Tue Jul 19 2005
تا تو نگاه مي كني كار من آه كردن است اي به فداي چشم تو اين چه نگاه كردن است

اسمان سعیدرستمانی 19 گرگان Mon Jul 18 2005
اسمان راهوای بوسه زدن به خاک است باران بهانه ایست نازیلاخیلی دوستت دارم ودلم برایت تنگ می شودگاهی عاش همیشه پاییزی ات سعید

  Pages: [<<] ... 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 ... [>>]
© ۱۳۸۳ - كليه حقوق اين سايت متعلق به I ranvatan.com مي باشد