|
فراموشم نکن
|
احسان حصیری
|
Sun May 15 2005
|
|
|
نمي گويم فراموشم نكن هرگز ولي گاهي به ياد اور رفيقي را كه ميدانم نخواهي رفت از يادش...فراموشم نكن
|
|
بوي تو
|
مجتبيrudbar_baran
|
Sat May 14 2005
|
|
|
مي دانم انكسي كه دلم برايش مي تپد روزي خواهد امد.روزي كع ديگر نيستم.روزي كه در غربت نگاهش بي كس و كار گريان مي ميرم.
نمي دانم كي برايم نازت را هديه مي كني.
|
|
رفتی
|
رامید
|
Sat May 14 2005
|
|
|
تو میروی وخدا نگهدار تو باد=رنجور دلم تن تو رنجور مباد/بعد ازتو چه بر من گذرد میدانی=خوش باش وفلک همیشه بر کام تو باد.
|
|
یار رفته
|
رامید
|
Sat May 14 2005
|
|
|
آن یار عزیزی که قرارش بودم =آسایش روزو روزگارش بودم /امروز ببین چه میکند بادل من =بیچاره منم که بی قرارش بودم .
|
|
شعری از سهراب سپهری
|
ایلیا
|
Fri May 13 2005
|
|
|
من نمیدانم که چرا میگویند اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست و
چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
کار ما نیست شناسائی راز گل سرخ!
|
|
ساناز جان
|
علی .... یکتا.....
|
Fri May 13 2005
|
|
|
عاشق ديوانه ام ميكدسرا شد خانه ام برسر ميكدسراديدم تو را ويرانه ام كاش ميشديكشبي بينم تورادرخانه ام (در آرزوي تو )
|
|
هر کس بد ما به خلق گوید
|
مهرزاد قلاوند
|
Fri May 13 2005
|
|
|
هرکس بد ما به خلق گوید ما صورت او نمی خراشیم
ما خوبی او به خلق گوئیم تا هر دو دروغ گفته باشسم
|
|
شکر
|
رامید
|
Thu May 12 2005
|
|
|
شادم که نگار نازنینی دارم =در غیبت او حال حزینی دارم/آمد به سراغ من دوباره آن گل =چون شکر کنم که یاسمینی دارم .
|
|
شیرین
|
رامید
|
Thu May 12 2005
|
|
|
امروز به من وعده شیرین داده است =چون روز نخست عشق دیرین داده است /گر گردش روزگار فندی نزند=رویای قشنگ وقصر زرین داده است .
|
|
داغ تو
|
رامید
|
Thu May 12 2005
|
|
|
جدا ز لاله رخ خود بهار را چه کنم =هزار داغ بدل لاله زار را چه کنم /زخون دیده کنارم پراست بی لب یار=کنار کشتو لب جویبار را چه کنم .
|
|
تقديم به هر جي لوتيه
|
مهدي بردبار
|
Thu May 12 2005
|
|
|
همجون مگسان روي بلندي منشين زنبور عسل باش با گل بنشين
|
|
دل دار
|
رامید
|
Thu May 12 2005
|
|
|
ای دل اگر عاشقی در پی دل دار باش = کشک خودت را بساب در پی این کار باش .
|
|
زار
|
رامید
|
Wed May 11 2005
|
|
|
تا با سر عشق تو مرا کار افتاد=بیچاره دلم در غم بسیار افتاد/بسیارفتاده است دل در غم عشق =اما نه چنین زارکه این بار افتاد
|
|
مذهب عشق
|
رامید
|
Wed May 11 2005
|
|
|
در مذهب عاشقان قراری دگر است =وین باده ناب را خماری دگر است /هر علم که در مدرسه حاصل گردد=کاری دگراست وعشق کاری دکر ایست .
|
|
مباد
|
رامید
|
Wed May 11 2005
|
|
|
بی نام تو خورشید جهان روز مباد=هم بی تو چراغ عالم افروز مباد/در وصف تو کس چو من بد اموز مباد=آنروز ترا نبینم آنروز مباد.
|
|
تقدیم به عزیزم مصطفی
|
|
Wed May 11 2005
|
|
|
هنوز هم احساس من، بازيچه دستان گرم مردانه توست
كسي كه لحظه لحظه زندگيش به فكر توست آ/س
21/2/84
|
|
علي عزيزم:
|
ساناز
|
Wed May 11 2005
|
|
|
براي وصال دوست بايد سختي ها كشيد بايد فرهاد وار تيشه بر كوه زد و مجنون وار به بيابان .كاش مي دانستم عشق واقعي به هجران منجر مي شود يا وصال؟ولي اي كاش زنگارهاي سياه قلبهايمان كنار مي رفت و به عشق خدايي مي رسيديم.
|
|
تقدیم به همسر مهربانم "فاطمه"
|
حسین
|
Wed May 11 2005
|
|
|
عزيزم
قلب من رو به تو پرواز مي كند
مرا ببخش ! از اين جرم بزرگ كه دوستي است و جنايت ها به مكافات آن رخ مي دهد چشم بپوشان ؟ اگر به تو «عزيزم» خطاب كرده ام ، تعجب نكن . خيلي ها هستند كه با قلبشان مثل آب يا آتش رفتار مي كنند . عارضات زمان ، آن ها را نمي گذارد كه از قلبشان اطاعات داشته باشند و هر اراده ي طبيعي را در خودشان خاموش مي سازند .
اما من غير از آن ها و همه ي مردم هستم . هر چه تصادف و سرنوشت و طبيعت به من داده ، به قلبم بخشيده ام . و حالا مي خواهم قلب سمج و ناشناس خود را از انزواي خود به طرف تو پرتاب كنم و اين خيال مدت ها است كه ذهن مرا تسخير كرده است
مي خواهم رنگ سرخي شده ، روي گونه هاي تو جا بگيرم يا رنگ سياهي شده ، روي زلف تو بنشينم
من يك كوه نشين غير اهلي ، يك نويسنده ي گمنام هستم كه همه چيز من با ديگران مخالف و تمام ارده ي من با خيال دهقاني تو ، كه بره و مرغ نگاهداري مي كنيد متناسب است
بزرگ تر از تصور تو و بهتر از احساس مردم هستم ، به تو خواهم گفت چه طور
اما هيهات كه بخت من و بيگانگي من با دنيا ، اميد نوازش تو را به من نمي دهد ، آن جا در اعماق تاريكي وحشتناك خيال و گذشته است كه من سرنوشت نامساعد خود را تماشا مي كنم
دوست كوه نشين تو
|
|
تقدیم به سارا
|
حسین
|
Tue May 10 2005
|
|
|
شاید راه دل از چشمها باشد.
|
|
واسه خوده خوده ساناز::::
|
یه تنهاو یه عاشق
|
Tue May 10 2005
|
|
|
ای کاش دوست داشتن را می فهمَُِِيدمو عاشقی را ياد ميگرفتمو از فراقت نمیمردم (ایکاش کنارت بودم)
|
|
محمد عزيزم:
|
روبا
|
Mon May 09 2005
|
|
|
بي تو تنهايم هم صحبتي ندارم اي كاش مرا درك مي كردي اي كاش مرا مي فهميدي اي كاش مرا صدا مي كردي تاشادمتنه به سويت بال گشايم انگاه كه به سويت بال گشودم مرا خواهي شناخت اي درياي بي كران من.
|
|
دلي تنها
|
كاوين از نروچ kavin.az.norwj
|
Mon May 09 2005
|
|
|
اگر ديدي دلي تنها تنها نشسته بدان ميان ذورق غمها نشسته بگو اين دل چرا تنها نشسته بدان كه دوريت اوراشكسته
|
|
معتم عزیذم روزت مبارک
|
محمد مهدی رمضانی خاوه
|
Mon May 09 2005
|
|
|
معلم شمعی است که میسوزد وهوا راالوده میکند
|
|
ماه عسل
|
مسعود فيلابي
|
Sun May 08 2005
|
|
|
نو عروسي ز صفا گفت شبي با داماد نام اين مه چه كسي ماه عسل بنهادست
گفت داماد به لبخند جوابش كاين ماه ماه غسل است ولي نقطه آن افتا دست
|
|
روز صحرا
|
مسعود فيلابي
|
Sun May 08 2005
|
|
|
روز صحرا شد و هر دل شده ياري دارد هر دلي عشقي و هر عشق بهاري دارد جز دل ما كه غم هجر نگاري دارد
|
|
ترك
|
مينا از نروچ may.8.2005
|
Sun May 08 2005
|
|
|
ترك ازارم نكردي ترك ديدارت كنم در ميان عاشقان من گرفتارت كنم
|
|
دوست
|
زوزان از نروچ may.8.2005
|
Sun May 08 2005
|
|
|
من به خاله لبت اي دوست گرفتار شدم چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم
|
|
نگاه
|
فكريا از نروچ may.8.2005
|
Sun May 08 2005
|
|
|
اولين غم من اخرين نگاه توست
|
|
زند گی
|
محمد senged_3
|
Sun May 08 2005
|
|
|
گفتمش نقشی بکش از زندگی.با قلم همچون حبابی بی لب دریا کشئد.
|
|
تقديم به عشق جاودانم
|
راحله
|
Sat May 07 2005
|
|
|
جز خيال كيست همدم بيكسي ام چه كسي ميخواهد نقش تو را از خيال من بگيرد نفرين بر او باد چه كسي ميخواهد من وتو ما نشويم خانه اش ويران
|
|
فقر
|
مسعود فيلابي
|
Sat May 07 2005
|
|
|
دوش مست و بي خبر بگذشتم از ويرانه اي در سياهي چشم مستم خيره شد بر خانه اي
چون نگه كردم درون خانه از آن پنجره صحنه اي ديدم كه قلبم سوخت چون جانانه اي
كودكي از سوز سرما ميزند دندان به هم مردكي كور و فلج افتاده در يك گوشه اي
دختري مشغول عيش و نوش با مردك بي گانه اي مادري مات و پريشان مانده چون ديوانه اي
چون كه فارغ شد ز عيش و نوش آنمرد پليد قصد رفتن كرد او با حالت جانانه اي
دست خود در جيب كرد وز ان همه پول درشت داد بر دختر براي عيش فقط چند دانه اي
بر خودم لعنت فرستادم كه هر شب تا صحر ميروم مست و شتابان سوي هر ميخانه اي
من در اين ميخانه وآن دختر ز فقر ميفرشد عصمتش را بهر نان خانه اي
|
|
تقديم به علي عزيزم
|
قربانت ساناز
|
Sat May 07 2005
|
|
|
آرزو دارم شمعي بودم كه به پاي تو مي گريستم با غمي بالا تر از غم عشق ,اگر مي گريم گريه امبه واسته ي غم هاي توست آرزو دارم شاعري بودم كه براي تو مي سرودم ازتو, وسعت تو هرچند سروده هايم از تو وزن ي گيرند ازتو و وجود تو ولي وسعت تو در سروده هاي من نمي گنجد وسعتي ژرف كه براي من و سروده هايم قابل سرودن نيست.
|
|
علي جان:
|
دوستدارت ساناز
|
Sat May 07 2005
|
|
|
گل هاي رازقي شكوفه داده اند و نيلوفر باغچه به ديوار انتظارم پيچيده و تورا صدا مي زند حياط خلوتمان به دنبال گام هاي تو مي گردد وهنوز به لحظه آمدنت نرسيده است. قلب او نيز, همچون دل من مي تپد تا گام هايت را پذيرا باشد . من, بي قرارم در اين سكوت گرياني . كاش در اين هنگامه بهانه ام مي شدي و مي امدي تا در نگاهت حرف بزنم اي محبوب من.
|
|
Robayiyate khalagh
|
Moorche
|
Thu May 05 2005
|
|
|
اي دوست بيا تا غم فردا نخوريم وين يك دم عمر را غنيمت شمريم
فردا كه از اين دير خراب درگذريم با هفتهزار سالگان سر به سريم
|
|
عباس
|
عباس خ
|
Wed May 04 2005
|
|
|
دردت چومیدهت دل بیمار راشفا من درامید دردتو بیمارمانده ام
|
|
تقديم به تنها عشق زندگيم... مهدي.......
|
محبوبه ي تو
|
Wed May 04 2005
|
|
|
گفته بودي كه چرا محو تماشاي مني وآنچنان مات كه يكدم مژه بر هم نزني......مژه بر هم نزنم تا ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مزه بر هم زدني
|
|
براي همدم تنهايي هاي من محبوبه
|
سرور
|
Wed May 04 2005
|
|
|
در اين دنيا كه حتي ابر نمي گريد به حال ما همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين تنها...........
|
|
هستی
|
رزامید
|
Wed May 04 2005
|
|
|
تا تو اینجا هستی آسمان مال من است /تا تو با من هستی دل وجان مال من است /نکند دور شوی از نظرم /غم ودرد دو جهان مال من است /.............
|
|
براي عزيزترين عزيزم مهدي
|
محبوبه
|
Tue May 03 2005
|
|
|
در زماني كه وفا قصه برف به تابستان است و صداقت گل نايابي است و در ايينه چشمان شقايقها نيز عابر ظالم و بي عاطفه غم جاريست به چه كس بايد گفت با توخوشبخت ترين انسانم
|
|
تقدیم به دوست خوبم
|
حسین
|
Tue May 03 2005
|
|
|
تو بزرگی و برای درک بزرگی تو همین بس که مرا با همه حقارتم می پذیری .
من کوچکم و برای درک کوچکی من همین بس که قدر تو رانمی دانم.
|
|
کیستم
|
فرشته برا امیر
|
Tue May 03 2005
|
|
|
من ندانم کیستم
من فقط میدانم که تو شاه بیت غزل زندگیام هستی
|
|
خنده
|
فهیم
|
Tue May 03 2005
|
|
|
علم بال است مرغ جانت را
می زنم داغون می کنم آن ملاجت را
|
|
براي سعيد مهربان نامهرانم
|
فريناز
|
Tue May 03 2005
|
|
|
ان شب كه گفتي باورم كن با توميمانم دواپسي هاي من از صبح فرد بود ان شب كه گفتي با تو هستم تا كه دنيا هست باور نكردم گرچه اين جمله زيبا بود
|
|
جگر فروشي
|
عرفان عباسي ازكرمانشاه
|
Tue May 03 2005
|
|
|
دل به تو دادم كه بري ناز كني/نه آنكه جگر فروشي باز كني
|
|
|
|
گفته بودی که مرا ترک کنی /زندگی را بدلم سرد کنی /عمر کوتاه پرستیدن را /تو بگیری وپر از درد کنی/چه اید عبتی بدلم میدادم/که تو افسانه مهر و وفا بدلم خواهی خواند/تو برایم ابدی خواهی شد/وتو
تلخی عمر مرا خواهی برد.
و چه نیکو میگفت "کوه باید شدو ماند رود بایدشدورفت دشت باید شد و خواند".
|
|
اخرین نگاه
|
............p
|
Mon May 02 2005
|
|
|
کامیار عزیزم اولین غم من اخرین نگاه تو بود.
|
|
دل به دل
|
ستایش
|
Mon May 02 2005
|
|
|
اين دروغ است كه گويند / دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد/ دل تو خبر ندارد
تقديم به عشق بي خبرم
|
|
دوست داشتن بسيار
|
احسان عباسي چغاگلاني
|
Mon May 02 2005
|
|
|
ميكشمت سوي خودم اين كشش قلبهاست
قلب تو گر آهن است قلب من آهنرباست
|
|
آی باران
|
رزامید
|
Sun May 01 2005
|
|
|
گوئی که به رشت آسمان چاک شده است =هر چشمه آب آسمان باز شده است /میراب فلک مگر که خوابست هنوز=
هر جا نگری زمین پراز آب شده است.
|
|
فال
|
رزامید
|
Sun May 01 2005
|
|
|
همه شب تا سحر فال تو گیرم =زحافظ شرح احوال توگیرم /کجا رفتی که من همچون کبوتر=گشایم بال ودنبال تو گیرم.
|
|