صفحه اول گپ صوتي ويديو چت جوك شعر آشپزي چهرهاي ايراني

شما مي توانيد شعرهاي دست نويس و قطعات ادبي خود را بنويسيد و همچنين شعرهای شاعرانی را که دوست داريد به اين قسمت اضافه نماييد .

تعداد كل شعرهاي ارسال شده توسط كاربران : 944
ليست شعرها
  Pages: [<<] ... 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 [>>]
خاطرات من000 مازن هيورى _شوش دانيال ساكن عراق كوت حى Thu Jun 02 2005
من در كرسنكى انكيزهاى احساسات ،اخرينم براى هر انسان كرسنه اى نان بودم خاطرات خود را جنين وصف مىكنم من بايد انجه را كه احساس ميكنم بنويسم و مى نويسم امشب كه درباره كذشته هاى من وتو فكر ميكنم كه واقعا جشمان تو مرا دوست ميداشت بخاطر اينكه قلب خسته و تنهاى من امشب در خاموشى خلوت بهخاطر تو مىكريد من جند سطر از نامه هاى حسرت بار قلبم راكه عصاره ان مطالب سياه است براى تو مينويسم بصرف اينكه يك بار بر خلاف هميشه تمناى عشق را در نكاهش خواندم و او را از خودم راندم تا اجازه ندهم كسى بر روى اوخط ونشان بكشد اكنون صفحات تلخ زندكى خود رامينويسم بخاطر قلب خسته وتنهاى من امشب در خاموشى خلوت خواندن تو مى كريدبه تو كه خوب مرا نفهميدى و اكر از اين به بعد از تو برسيدند دوستت جه شد بكو كه سرشكى بود دربه در كه بر هيج ديده اى جز حسرت اشيان نداشت ولى من بروى ناكسان هركز نمى خندم ديكر هيجان عشق با شما مغروفه هاى بست هر جايى نمى بندم و ديكر بروى شما غارتكران فكر انسانى نمى خندم و شايد يك روز به تو برسد و بدان اين يك نامه نيست بلكه يك بارجه ناله است من در جشمان تو كتاب زندكى را خواندم و وقتى مزهاى تو بهم مىخورد يك ورق از اين كتاب بهم مى خورد من شايد دوست خوبى براى تو نبوده امولى دشمن سرسختى براى نقاط ضعف تو بوده ام من حالا تو را بيشتر از خودم مى شناسم براى اينكه تو يك لحظه مال خودت نبودى ومن هر جه بودم مال تو بودم سركذشت من اشتباهى بود كه اشتباها از سر خودم كذشته بود ولى دير فهميدم كه زندكى با شما نارفيقان بر سر مدار بى وفايى مى جرخد دانستم بايد نمك خورد و با كمال بى معرفتى نمكدان شكست و بايد از راست نوشت و از جب خواند بس اين كناه من نيست كه نمى توانم بدون ائينه بيشانى خود را ببينم و به ائينه هم نمى توانم نكاه كنم جون او هم ديكر حاضر نيست حتى براى يك لحظه دوستى جون خودم وديوانه و ديوانه برست براى خود بيافريند ديكر نشست ها بوى رفاقت ندارد ولى دير فهميدم كه كسى دل ندارد نبايد دل بست نمى خواستم وازه بازى كنم ولى واقعا هر وقت كه بياد تو مى افتم خاطرات تو مرا به يك شب سياه مى كشاند يك شب نحس مرك رويا ،من از نشانه هاى روز بعد فهميدم كه تنها هستم ودانستم به ستاركان اميدى نيست و دانستم كه هر كس به دنبال كسب خويش است و ما هم كرفتار سرنوشت ،و اين اخرين كار مشترك ما بود نوشتن خاطرات شب سياه ،مى كويند از بزركان در جيب سابقه است و خرجشان اعتبارشان است هيج خاطره اى به بدى اين خاطره در وجودم نيست و مى دانم اين خاطره اينقدر محكم است كه زير بايش را هم خالى كنيم نشست نمى كند و هر كس اين را تشخيص مى دهد كه هنوز در تنهايى خود صد سال ديكر براى نوشتن از عشق سينه وزيبايى و از غم بر دارد به من شك نكن كه صحت اعتبار توام دوستت دارم دوستت دار دوستت دا دوستت د دوستت دوست دوس دو د 0000 بياد من باش و كر نه نابود مى شوم

تقدىم به عشق من( مهدىه) دوستدار تو -مصطفی Thu Jun 02 2005
مي خواهم عشق بماند و اشك بماند و لبخندي كه هديه ي لبهاي توست مي خواهم تو باشي و من باشم و زندگي و سيارگان سرشاري از انعكاس ما

تقديم به ريحانه دوست داشتني سعيد _ن Thu Jun 02 2005
الان كه تو پيشمي واقعا احساس خوبي دارم . هرگز نمي خوام اين حسو از دست بدم . كاش بتونم خوشبختت كنم.كاش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ الان كه داري نگام ميكني دارم آب مي شم . باورت نمشه چقدر دوستت دارم.انقدر كه نمي خوام هيچ وقت از من ناراحت بشي.

عاشق محمداعرابي؟قم Thu Jun 02 2005
كاشكي معشوق زعاشق طلب جان ميكرد تاكه هر بي سروپا نام عاشق بر خود ننهد ؟ تقديم به تمام كسانيكه معشوق خود راتا سرحد پرستش مي پرستند

سفر(نریمان) لادن(همیشه تنها) Wed Jun 01 2005
گفتم نرو ، سخته برام اين دوری تلخ گفتی بمون منتظرم زود بر ميگردم گفتم دلم طاقت نداره بمونه منتظر گفتی دلم پيش تو هست زود بر ميگردم گفتم خودت رو ميخوام اين نازنينم گفتی كه راهی ندارم بايد سفر كرد گفتم دل بی طاقتم را تنها نذارش گفتی كه تنها نيست و دلم باهاشه گفتم كه وقت دگری باز سفر كن گفتی عزيزم نميشه اينك وقت رفتنه گفتم اگه بری ديگه زندگيم تمومه گفتی كه باز بچه شدی ، راهش همينه گفتم كه باز داری اشكمو در مياری گفتی عزيزم سرنوشتم من همينه، گريه عاشقيه گفتم منم همرات ميام ، عزيز مهربونم گفتی بمون تا از سفر بيام يار همزبونم ::

تقدیم به سرور عاشقان(نریمان) لادن(همیشه تنها) Wed Jun 01 2005
ساز غم انگيز عشق در سرزمين عشاق در ميان همه عاشقان می نوازد برای عاشقان دل گرفته ! مينوازد و اشك عاشقان را در می آورد دل عاشقان همه گرفته در اينجا و چشم بيشتر آنها بارانی شده من نيز مثل همه عاشقان دلم گرفته بود و درد دوری از يارم را داشتم ميديدم عاشقان در كنار هم نشسته اند و ميخندند و خوشحالند از اينكه در كنار يارشان هستند ، و وقتی آنها را می ديدم خود به خود دلم ميگرفت ، از اينكه يارم در كنارم نيست ، يارم در آن سوی دنياست و دلم انتظار او را ميكشدميدانستم اينك يارم در آن سو به شبهای تيره و تار نگاه ميكند و به ياد من اشك ميريزد و من نيز در بيداری غم می سوزم و حال او را از خورشيد آسمان جويا می شدم ميديدم دستانی را كه در دست هم است و دلم می گرفت دلم بهانه عشق را از من ميگرفت بهانه آن فرشته ام ، آن عزيزم!!! با خود و در ذهن خويش و درد دل با يارم ميگفتم كجايی كه دلم هوای تو را كرده است ، كجايی كه دستم آرزوی گرفتن دستان تو را دارد در اين لحظه پر شور كاش تو در كنارم بودی ، تا جمع عاشقان پر شور و شوقتر می شد و همه عاشقان با ديدن ما حسرت اينچنين عشقی را می كشيدند كاش تو در كنارم بودی تا با فرياد در ميان آن همه عاشقان در سرزمين عشاق با فرياد ميگفتم كه خيلی دوستت دارم عزيزم كاش بودی تا در ميان همه عاشقان بر لبان سرخت بوسه ميزدم و تو را در آغوش خود ميفشردم تا همه عاشقان ببينند ما چقدر عاشق هميم دلم خيلی گرفته در اين لحظه ای كه دارم برايت اين نامه را مينويسم ، در اين سرزمينی كه تو نباشی ديگر برای من عشق مفهمومی ندارد ، و با تو اين سرزمين پوچ و بی هويت است بی تو اين سرزمين ، ديگر يك سرزمين عشاق نيست ، يك كوير تشنه و سوزناك می باشد برايم بيا عزيزم ، زودتر بيا عزيزم ، بيا تا با هم و حضورمان در سرزمين عشاق صفا و حال و هوايی عاشقانه به اينجا ببخشيم! منتظرم . بيا ::

درد دوری تو(نریمان من عشق من) لادن(همیشه تنها) Wed Jun 01 2005
دوست دارم دستم را بگيری ، و مرا نوازش كنی! دوست دارم ، اشكهايم را با دستهايت از گونه هايم پاك كنی! دوست دارم تو را در آغوشم بگيرم و گريه كنم! كجايی كه دلم هوايت را كرده است! كاش می توانستم دستهای گرمت را بگيرم و با تو به آن سوی مرز خوشبختی ها بروم! كاش می توانستم از نزديك در آن چشمهای عاشقت نگاه كنم! اما اين فاصله بين من و تو نمی گذارد كه من تنها عشقم را از نزديك ببينم ! كاش می توانستيم از نزديك درد و دلهايمان را بهم بگوييم و بگوييم كه همديگر را دوست داريم! ای سرنوشت اين فاصله سياه را از بين ما محو كن كه ديگر طاقتم به پايان رسيد ، انتظارم به سر رسيد ، و دلم به جانم آمد. ديگر خسته شدم ، ديگر طاقت اين دوری و فاصله را ندارم! ای سرنوشت اين همه ما را شكنجه نده ، ديگر ما نمی توانيم بيش از اين دوری را تحمل كنيم! ديگر پايان راه است ، ديگر پاهايم توان راه رفتن در اين جاده پر از فاصله را ندارند. ديگر چشمهايم اشكی ندارند كه بريزند ، همه اشكهايم به خاطر اين دوری و فاصله از چشمانم ريخته شد ، و چشمانم ديگر سويی ندارند! چشمهايم سويی ندارند كه به زندگی بنگرند ، دستهايم زوری ندارند كه از عشق و دوری بنويسند ، خانه دلم نوری ندارد كه دلم را از محبت روشن كند! ای سرنوشت اين بازی پر از درد را تمام كن ، سرنوشت اينجا ديگر خط پايان بازی است! ای سرنوشت سر به سر دلم نگذار ، مرا خسته نكن ! اين دوری و فاصله را از بين ما محو كن! ديگر واژه ای نيست كه در مورد دوری و فاصله بنويسم و بيانش كنم! عشق پر از درد است اما دوری از عشق پر درد تر از يك درد است! سرنوشت سر به سر اوقات تلخ من نذار که بدجوری دلتنگم!

تا امدنت(نریمان من) لادن(همیشه تنها) Wed Jun 01 2005
تا آمدنت بگذار قصه يافتن تو را برای كسانی كه هنوز پی گمشده خود هستند بگويم ، بگويم كه من تو را ميان ستارگان آسمان يافتم . آن جا كه هر شب ستارگان ما را برای ديدنشان دعوت می كنند . من تو را ميان گلهای باغچه يافتم تا آنجا كه هر روز شبنمی خندان به گلها سلام ميدهد. من تو را ميان قاصدكهايی يافتم كه هر روز برای دوستدارانت نويد شادی و اميد را می دهند . من تو را ميان كوه ها و درياهايی يافتم كه به عظمت و بزرگی ات سجده می كنند. در انتظارت ای ترانه نامفهوم ، كفشهای غيرتم را در می آورم و در كوير غرورم با پای برهنه راه ميروم شايد كه تاولهای قلبم را باور كنی

دوست داشتن فاطمه Wed Jun 01 2005
در تمام مراحل زندگي يار من بودي دوستت دارم علي جانم. وقتي امدي زندگيم تمامش مال تو هر چه دارم غير تنهايي تمامش مال تو

تقدیم به مهدیه عزیزم دوستدار تو-مصطفی Wed Jun 01 2005
شکوفه هاي نگاه توست که عطر خاطره هاي دور را به يادم مي آرد سخاوت دستهاي زيباي توست که گل عشق در باغچه خانه مان مي کارد واژه هاي قشنگ و پر معناي توست که در دفتر عشقم به يادگار مي ماند اندوه از دست دادن توست که غبار مرگ بر دلم مي افشاند انديشيدن به چشمان بي پرواي توست که خواب ناز را از ديدگانم مي ربايد پيوند دستهاي من و توست که شوق زندگي در دلم مي روياند وعده هاي پر اميد توست که برايم نويد خوشبختي به ارمغان مي آرد شبنم اشکهاي توست که بر چهره ام گلهاي غم مي کارد صداي آشناي توست که مرا پيوسته به سوي خود مي خواند

دود رامید Wed Jun 01 2005
من که جون ودلمو دادم به تو/اگه یک روزی به رنجونی منو/می پرم از سر بومت بی صدا /دود میشم هوا میرم /توی قصه ها میرم .

تقدیم به یگانه نوازنده پیانوی قلبم همیشه دوستت دارم(مصطفی) Wed Jun 01 2005
چه فايده من اگر قشنگترين شعرهاي عالم را بسرايم و تو با حجب و حياي خود فقط بگويي : خيلي قشنگند ! وقتي كه چشم هاي تو قشنگ تر از شعرهاي من هستند و من هيچ وقت نتوانسته ام چشم در چشم تو بدوزم و بگويم : خيلي قشنگند

تقدیم به عزیزتر از جانم(مهدیه) عاشق تو(مصطفی) Wed Jun 01 2005
برخاستم . . . برخاستم و با قلبت دست دادم شميم نگاهت در باور روحم پيچيد آبي احساست بر جان کاغذم نشست و لهجه ي سبزت از فصلي تازه سخن گفت نسيم رقصيد ، جرعه اي نور بر گلوي شعرم بوسه زد نگاه واژه هايت را نفس کشيدم صداقت باورت را باور کردم و زمينم آسماني شد . . . دستي بر آوردم تا بلند ترين پنجره ي آسمانت را بگشايم مي خواستم آن سوي آبي ها يت را هم ببينم ، آن سوي آبي هاي دست نيافتني ات را . . . چقدر فاصله تا رسيدن بود ! اين سوي من ابر بود و انتظار آن سوي تو ماه و ستاره و باران موسيقي بارانت را نوشيدم قلمم رقصيد و نبض کلامم آبي شد نگاهم در افق سُرخت گره خورد : چه اندازه صبوري در آن بود و چه اندازه استواري و سکوت صداي نور مي آمد برگشتم ، افق سرشار از سَحَر بود و تو در قلب هر لحظه مي تپيدي نگاهت کردم ، نگاهم کردي ؛

همیشه دوستت دارم(مهدیه جونم) عاشقت(غریبه آشنا) Wed Jun 01 2005
تقديم به عزيزترينم که هميشه و همه وقت هم راز و زبان غصه هامه و هميشه وجودشو در کنارم ميبينم و خيلی دوستش دارم اي عشق كه مرا رها نمي‎كني ، من روح آزرده‎ام را به تو تكيه مي‎دهم . من هستي خود را كه به تو مرهونم ، به تو باز مي‎دهم آن هستي كه در اعماق اقيانوس تو جاري است ، سرشارتر و فراوان تر بادا ! اي سروري كه از ميان رنج مرا مي‎جوئي ، مرا توان آن نيست كه قلبم را به روي تو ببندم . در ميان باران ، رنگين كمان مي‎جويم و مي‎دانم كه قول تو بيهوده نبوده است : سحرگاه اشكي نخواهد ريخت تش دارم

شكست خورده عشق نافرجامM-H M-Hبه Z-M زهرا عبدالمحسن مجهول Tue May 31 2005
كسى كه بيشتر از مادرم دوستش دارم جطورى مىتوانم باور كنم كه به من خيانت كردايا او ديكران را هم بازى مىدهد يا فقط منرا جرا ميكه دوست دارم ولى روز بعد مىبينم كه با يكي ديكه راه ميره دوست دارم اين تيتر را بخواندكسى كه ظاهر را مبتاى عشق قرار مىدهدايا من را كه بخاطر او به اين ريخت افتادةام مى خواهداسان است كه منرا دوشت دارى ىا برنجانى ولى سخت درمان بجاى مانده در من است ؛اسان است كسى را ببخشى ولى سخت طلب بخششاست مىدونم كه بشيمان ميشى ومنتظر مىمونم تاخودت خوب بفهمى كه اشتباه كردى همه بشت سرت حرف مىزنند ولى من ابغوره مىخورمبه من بخند ولى روزى مىرسه كه تمام عالم به تو مىخنده رسم عاشقى نيست با يك دل دو دلبر داشتن

تقدیم به مصطفی که همه ی زندگی من است میدونم می خونیش((دوستت دارم))مهدیه Tue May 31 2005
چشمهايم را مي بندم و به دنياي با تو بودن پا مي گذارم ....صدايت را با گوش جان مي شنوم صدايي که مرا به خود مي خواند به دور از دنياي گرگ و ميش جايي دور تر از دنياي بودن يا نبودن جايي که بودن خويش را در وجودت معني کنم...به عقربه رقاص زمان نگاه مي کنم که بدون توجه به من مي رقصد و مي رقصد......صداي قلبم را مي شنوم که مي گويد....صدايم کن صدايم کن.....و من هنوز منتظرم

دوستت دارم ام تو............ محسن Tue May 31 2005
جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را از زعفران روي من رو مي بگرداني چرا؟ يا اين دل خونخواره را لطف و مراعاتي بكن يا قوت صبرش بده در يفعل الله ما يشا دوستت دارم ریحانه

ساده می گم (مهدیه) Tue May 31 2005
مصطفی ایندفعه ساده می گم دوستت دارم می خوای باور کن می خوای نکن.تو عشق منی.بی تو من میمیرم.فقط می خواستم بدونی که عاشقتم

تقدیم به تو که دوستت دارم نفس من بیدی(مهدیه) Tue May 31 2005
اگر از ظلمت ره می ترسی چلچراغ نگهم را به تو خواهم بخشید، روشنی های تنم را که نشان سحرند به تو خواهم بخشید، اگر از دوری ره می ترسی دستهایم را که پلی روی زمان می بندند و به کوتاه ترین فاصله من را به تو می پیوندند به تو خواهم بخشید اگر از تنگی چشم دگران، اگر از زمزمه ها، اگر از حرف کسان می ترسی، من جدا از دگران به تو خواهم پیوست و خویش را در تو نهان خواهم کرد، اگر از ترس تو از خویشتن است من تو را در تن خویش که پر از خواهش توست محو و گم خواهم کرد و تمامی وفا و تمام صفا و تمامی دل عاشق خود را به تو خواهم بخشید. من همه هستی خود را بی بهانه به تو خواهم بخشید تا تو از آن من باشی.

برای مصطفی که می پرستمش دیوونه ی همیشگی(مهدیه) Tue May 31 2005
بي تو من خسته و غمگين بي تو من تنها ترينم رفته بود تو عمق چشمات شب تيره و سياهي، از همون چشم سياهت من رسيدم به تباهي، تو نگاه تو ميشه غم غمگين غروب بود، اگه بي وفا نبودي زندگيم با تو چه خوب بود، رفته بود ز خاطر من همه روزهاي روشن، مثل خورشيدي تابيدي تو شبهاي ظلمت من، اگه پيوند دو عاشق رمز ديدار ونگاهه تو چشمهاي من نگاه كن كه هميشه چشم به راهه، واسه من تو اوليني واسه من تو آخريني، نذار تا غروب عشقو تو نگاه من ببيني، بيا من خط سياهي به گذشته هات كشيدم هرچه بودي بردم از ياد عشقتو به جون خريدم، تو هموني كه با دستات گل عشق برام آوردي، من همونم كه اگه بگي بمير برات مي ميرم،هنوزم عزيز تريني هنوزم تو بهتريني كمك كن تا طلوع عشق با هم ببينيم <<<هنوزم عزيز تريني هنوزم تو بهتريني>>>

برای تو که همه چیز را از نگاهم می خوانی:::مصطفی::: من فقط تو رو می خوام###مهدیه### Tue May 31 2005
گفتي دوستت دارم. قلبم تندتر از هميشه تپيد، لبخند زدم و باورت کردم با اينکه مي دانم لبها دروغ مي گويند. با صدايت مرا نوازش کردي، تپش قلبت را حس کرم، مهربان و پاک بود. در آغوشت غرق محبت شدم. به تو تکيه کردم و آرام شدم. نگاهت مهربان است و صدايت آرامش، دستانت بخشنده و بويت بوي بهار عشق. با تو احساس امنيت مي کنم. احساس زيبايي، احساسي که مرا از تمام بي رحمي ها و بدي ها حفظ مي کند. روز تولد عشق قلبم را به تو هديه دادم که دستت را به من بدهي تا يکي شويم و پرواز کنيم تا بي کرانه ها.

تقدیم به آشنای عزیزم""مصطفی"" دوستت دارم 20000000000تا Tue May 31 2005
قلبم را رها می کنم و به زلال جويبار زندگی می سپارم تا فاصله من و تو را طی کند و به ما برسد روی قلبم ترانه دلتنگی خويش را نوشتم برايت از تنهايی اسمان زندگيم برايت گفتم تا خورشيد قلبم شوی و راه زندگی خويش را در گرمای دستانت بيابم من هنوز منتظرم تا قلبم راه خويش را از جويبار زندگي پيدا كند و به دوردستهاي درياي قلبت سفر كند

تقدیم به دوست داشتنی عشق من مصطفی ((دوستت دارم))مهدیه Tue May 31 2005
همه مي گويند كه اسير سراب چشمانت شده ام ...همه مي گويند اسير تارهاي بافته احسا ست شده ام... همه مي گويند و باز هم مي گويند كه قلبم را در سراب گم كرده ام و روزي مرا در بازار عشاقت به قيمت يك لبخند مرا خواهي فروخت ولي من تنها به چشمانت سياهت نگاه مي كنم تا پاسخ سوالهايم در نگاهت بيابم

تقديم به انكه بيشتر دوستش دارم((مصطفی)) دوستدار آرزوهات(مهدیه) Mon May 30 2005
براي بهترين لحظه هاي زندگيم حسابم را در دستهاي تو باز كرده ام/ در آسمان صورتي عشق قلبم...... را كنار قلب تو گذاشتم/ تنها تقاضاي من اين است اين قلب خسته است و ظريف مبادا بگذاري بشكند

تقديم به انكه بيشتر دوستش دارم((مصطفی)) دوستدار آرزوهات(مهدیه) Mon May 30 2005
ترا چون نسيم صبا دوست دارم.....ترا چون حديث وفا دوست دارم..... چو حل گشته ام در وجود تو با خون.....ترا از من و ما جدا دوست دارم.......دلم را كسي جز تو کی مي شناسد........تو را ای به درد آشنا دوست دارم......چو بيمار جان بر لبم از جدایی......گل بوسه را چون دوا دوست دارم //ترا همچو فرهما دوست دارم......به شبهای تاریک و تلخ جدایی.......خيال تو را چون دعا دوست دارم.......قسم بر دو چشمان غمريزمستت....... ترا من بقدر خدا دوست دارم

تقديم به انكه بيشتر دوستش دارم((مصطفی)) دوستدار آرزوهات(مهدیه) Mon May 30 2005
هميشه چشمانم در غروبه فاصله ها باران را زمزمه مي كند و درشبهاي غربت نبودنت را به بهاي اسارت قلبم در خاموشي آرزوها به زنجير غم مي كشاند . در انتظارت تمام فصلهاي يخي را به لحظه ها سپردم وبه اميد آمدنت به ماهي قرمز تنگ خانه مان نويد دريا را دادم تا او هم مانند من به اميد رفتن زنده مانده و در هواي آزادي تنفس كند . بيا اي بهانه كه سرماي دستانم در تبلوره حضوره دستانت بودن خود را باور مي كند

تقدیم به مهدیه گلم غریبه آشنا Mon May 30 2005
هر جا که هستی می خواهم با تو باشم ، و از توی چشمانت می خواهم همه چی رو ببينم . تو عشــق منی و نفس آروزهام . دستم را محکم بگير . تو ستاره ها نوشته شده ، هر ثانيه و دقيقه ، صبح تا شب منو زنده نگــــه می داری . تو علـــــــــــت ، علــت ها هستی . تو علت همه چی هستی . از مــــن پرسيدی مطمئنی ؟ جواب من اين بـــــــــــــود : مثل مــاه که دريا رو نوازش می کنه مثل خورشيد که هوا رو روشن می کنه دوستت دارم

تقدیم به تک گل باغ زندگانیم(مهدیه) دوستدار تو -مصطفی Mon May 30 2005
در فصل فصل زندگيم در روزهاي شادي و سرورم و در خنده هاي بي خيال کودکانه ام در نگاه هاي نگران و در صداي بغض الود سايه سبزت را احساس کردم که به زندگي ام صفا بخشيد.بر تک تک نوشته هاي پوچم در تمام صفحات دفتر سبز زندگي ام نام زيبايت را خواندم و به ياد چهره فراموش نشدنيت افتادم و بيش از پيش احساس کردم دوستت دارم

تقدیم به یگانه نوازنده پیانو قلبم(مهدیه) دوستت دارم 100000000000000000000تا Sun May 29 2005
من به غير از تــــو نخواهم ، چه بداني ، چه نداني از درت روي نتــــــــابم ، چه بخواني ، چه براني دل من ميل تـــــــو دارد ، چه بجوئي چه نجوئي ديده ام جـاي تــــو باشد ، چه بـماني ، چه نـماني مـن کـه بيمار تـــــو هستم ، چه بپرسي چه نپرسي جان به راه تـــــــو سپارم ، چه بداني ، چه نداني ميتواني به همه عـمر ، دلم را بفريب ور بکوشي ز دل من بگريزي ، نتواني دل من سوي تــــــو آيد ، بزني يا بپذيري بوســــه ات جان بفزايـد ، بدهي يـا بستاني جاني از بهر تـو دارم ، چه بخواهي چه نخواهي شعرم آهنگ تــو دارد ، چه بخواني چه نخواني

بسبار مازن هيورى تقديم به ز-ع م-م بجه شوش دانيال(ع) Sun May 29 2005
برنده رفتنى است بروازش را بخاطر بسبار برك ريختنى است بائيزش را بخاطر بسبار افتاب هم رفتني است غروبش را بخاطر بسبار دوست هم رفتنى است خاطراتش را بخاطر بسبار

تقدیم به مهدیه مهربون کسی که برات می میره(دوستت دارم) Sun May 29 2005
ای بهـتـــــــرين يـــــار ... ای امیــــــد آينــــده مبهـم ، باور کن که بدون تو اين سرزمين قفسی بيش نيست . اين دريا ، اين آســـــمان نقاشی بی احساسيت که نمی فهمند مـــن دنیـــــــا را فقط با تـــــــــو می خواهم . من زندگـــــی را ، عشـــــق را با تـــو می خواهم . روزي نيست كه بر دل من ، شوق زندگي نبخشي توي آسمون قلبم ، مثل خورشيد ندرخشی روزي نيست كه مهربونيت ، رو دلم اثر نذاره دست پر عاطفه تو خبر شادي نياره كوتاهي از دل منه ، از تو اگه موندم جدا نه با تو ام نه از تو دور، مثل پرنده در هوا دوستدار همیشگی تو

لیاقت نداشته ریحانه ای که عاشق سعید است Sun May 29 2005
سعید نمی دونم چه جوری عشقم رو بهت ثابت کنم . من نمی دونم که لیاقتت رو دارم یا نه ولی می دونم که ندارم . تو هم که می گی دارم خودت هم می دونی که ندارم . ولی یه چیزی رو می دونم اینکه خیلی دوستت دارم . حاضر نیستم عشقم رو نسبت به تو به هیچ چیز دیگری بفروشم . خیلی دوستت دارم .

مصطفی جونم فقط به خاطر تو می نویسم بازم همون دیوونه(مهدیه) Sun May 29 2005
تو كيستي كه من اينگونه بي تو بيتابم شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم تو از كدام سحر با كدام اسب سپيد تورا كدام خدا/تو را كدام جهان / تو در كدام كرانه /تو از كدام صدف/ تو در كدام چمن همره كدام نسيم /تو از كدام سبو /من از كجا سر راه تو امدم نا گاه چه كرد با دل من ان نگاه شيرين اه مدام پيش نگاهي مدام پيش نگاه كدام نشائ دويده در نت من كه ذره هاي وجودم تو را مي بينند به رقص مي ايند سرود مي خوانند(( تقديم به مصطفی بهتر از جانم))

فراری رامید Sun May 29 2005
او ربوده دل ماراوفراریست هنوز/دل من در تب وتاب بی قراریست هنوز/عاشقان دل بربایندوفا هم نکنند/این ربودن که تو بینی سر کاریست هنوز.

amir amir Sun May 29 2005
براي كسي كه تا ابد دوستش دارم نگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسي نگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسي نگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسينگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسي نگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسي نگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسي نگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسي نگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسي نگذار لادن هرگز هرگز مرا درياب كه بي تو باز به آن روزها بر نگردم همان روزهاي سخت بي هم نفسي

دوست داشتن دوست داشتن تقديم به فاطمه عزيزم سعيد Sun May 29 2005
خداوندا تو مسولي مرا بي انكه مي خواهم اسير زندگي كردي / خدايا اگر تو درد عشق را مي كشيدي / تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي / اگر چون من به مرگ ارزوهايت مي رسيدي / پشيمون مي شدي از اينكه عشق را افريدي.... عشق يعني يك تبسم يك نگاه / عشق يعني هديه شهر خدا / فاطمه عزيز دوستت دارم حتي اگر اب شوي و به اسمان بري منهر جا بري دنبالت مي ايم دوستت دارم فقط مي خواهم اندازه حرف زدن با هم دوست باشيم البته اگر ايرادي نداشته باشد ولي بگم من دنبالت مي ايم تا بامن صحبت كني حالا هر جور مايل هستي دوستار شما سعيد دوستت دارم /////// تقديم به عزيزترين كس وجودم /////////////||||||||||||||||||...................................

تقدیم به تو که آهنگ پر شور عشقی و من در سه تار تنهاییم تنها تورا می نو همیشه دوست دارم(آشنای تو) Sat May 28 2005
اي عزيزتر از جانم .... من بي تو عين زمستانم ، سردسرد ، بي روح و زرد ... بي تو کويرم ، خشکسالم ، درختي بي برگم .. من با تو سراپا شوقم ، عشقم ، اميدم ، لبخندم ..بي تو من اشکي بي پايان ... بي تو غروب دلگيرم ، پرستوي بي بال و پرم ، بلکه خزان و زردم .. بي تو ، من افسانه اي دردناکم ، ستاره اي خاموشم ... بي تو من باراني دلگير و غبارم ...بي تو ابري پر بارانم ، اماتوان باريدن ندارم تمام زندگي در سپيدي دستانت و عشق شناور چشمانتجاريست مهديه جان

تقدیم به کسی که تمام نا تمام من با آن تمام شد(مهدیه عزیزم) آشنای تو Sat May 28 2005
هنگامي که در غروب چشمانم ردّ پايي از غصه ها پيدا بود و در نگاه هميشه غمگينم هاله اي از سکوت...زماني که در حصار افسردگي هاي مضطربانه،آبادي زندگي را مي جستم،همه مرا به آرامش دعوت مي کردند. ولي با اينکه بين من و تو فرسنگها فاصله بود فقط صداي زيباي تو رامي شنيدم

تقدیم به تو که آهنگ پر شور عشقی و من در سه تار تنهاییم تنها تورا می نو همیشه دوست دارم(آشنای تو) Sat May 28 2005
اي عزيزتر از جانم .... من بي تو عين زمستانم ، سردسرد ، بي روح و زرد ... بي تو کويرم ، خشکسالم ، درختي بي برگم .. من با تو سراپا شوقم ، عشقم ، اميدم ، لبخندم ..بي تو من اشکي بي پايان ... بي تو غروب دلگيرم ، پرستوي بي بال و پرم ، بلکه خزان و زردم .. بي تو ، من افسانه اي دردناکم ، ستاره اي خاموشم ... بي تو من باراني دلگير و غبارم ...بي تو ابري پر بارانم ، اماتوان باريدن ندارم تمام زندگي در سپيدي دستانت و عشق شناور چشمانتجاريست مهديه جان

تقدیم به کسی که می داند دوستش دارم آشنای قدیمی Sat May 28 2005
تقديم به تو و دستان گرم و مهربانت به چشمان زيبا و معصومت به دوستي که عشق را در وجودم کاشت و پرورش داد.به تو که در فصل فصل زندگي ام بوده و هستي از پنجره کوچک تنهايم با تو حرف مي زنم از پشت ديوارهاي سنگي با قايق غمهايم در رودخانه اشکهايم براي يافتن تو تا انتهاي ظلمت پارو ميزنم چشمان مهربان تواز لابلاي شهر ستاره ها باز هم قصه اميد را مي گويند

برای مصطفی جونم(دوستت دارم) منو میشناسی؟.....مهدیه کوچیکه تو(عاشقت) Fri May 27 2005
آنگونه که من به تو نياز دارم ، می خواهم چشمانی باشم که با تعمق به وجود تو می نگرد . می خواهم ؛ آنگونه که می خواهم دوستم بداری ، می خواهم ژرف ترين بوسه ی تو باشم و پاسخی به تمام آرزوهايت و تمام نيازهايت ؛ چرا که تو را بيش از آنچه می دانی دوست دارم و نيازمند آن ام که هرگز مگذاری بروم و نيازمند آن ام که در ژرفای درون قلبت جای گيرم ، تنها می خواهم در کنار تو باشم

عاقبت ما هیچ Fri May 27 2005
یک عمر گذشت وتو قفس بودم و بس/با یک دشمن هم نفس بودم وبس /زین همه پرنده خوب خدا /عاشق یک خر مگس بودم و بس.

تقديم به اولين و اخرين عشقم لادن ديوانه ات نريمان Fri May 27 2005
از همون وقتی که عاشق شدم من با عشقت متولد شدم اولین بار که رسیدم به تو لرزش قلبم رو شاهد شدم از همون وقتی که احساس تو خبر از پاکی عشقت میداد واسه این قلب فراری از عشق هر چی که فال میگیرم خوب میاد

تقديم به عشقم لادن ديوانه ات نريمان Fri May 27 2005
اي مهربان تر از من، - با من در دست هاي تو ، آيا کدام رمز بشارت نهفته بود ؟ کز من دريغ کردي. تنها تويي ، مثل پرنده هاي بهاري در آفتاب مثل زلال قطره باران صبحدم مثلِ نسيم سرد سَحَر ، - مثل سحر آب آواز مهرباني تو با من، در کوچه باغهاي محبت، مثل شکوفه هاي سپيد سيب، ايثار سادگي ست. افسوس ! آيا چه کسي تو را، از مهربان شدن با من، مأيوس مي کند ؟

عشق Fri May 27 2005
عاشقم عاشق به رویت گر نمیدانی بدان سوختم در ارزویت گرنمیدانی بدان گررقیب ازغم بمیردیاحسدکورش کند بوسه خواهم زدبه رویت گرنمی دانی بدان

برای دوستم امین به خاطر> بانیپال Fri May 27 2005
آیا به سفر ز من جدا خواهی رفت طی کرده ره مهر و وفا خواهی رفت گیریم ز پیش نظر ما رفتی از گوشه ی خاطرم کجا خواهی رفت

~تلفن به خدا~ قطره ای دريا Thu May 26 2005
سلام خداجون. منم دريا. اميدوارم كه حالت خوب باشه... نمى دونم الآن كجايى و چرا گوشى رو برنداشتى؟ لابد الآن دارى آرزوى يكى رو برآورده مى كنى يا شايد هم دارى به دعاى يكى از بنده هات گوش مى دى يا شايد دارى يكى رو تنبيه مى كنى يا شايد دارى به يكى شفا مى بخشى يا اصلاً شايد واسه min ۵ به قول ما زمينى ها BRB شدى تا يه نفسى تازه كنى و از دست همه ما... از دست خواهش ها... دعاها و خواسته هاى ما راحت بشى... ok. ديگه مزاحمت نمى شم خداجونم... فقط خواستم يه عرض ادبى كرده باشم و گفته باشم كه در همه شرايط به فكرت هستم... اسم تو بهترين كلمه براى آرامش قلبهاست و يادت نوازشگر و التيام بخش زخم اونها... فداى تو خداى هميشه مهربون. قطره اى دريا.

كاش تيهو(Tihoo) Thu May 26 2005
كاش بر ساحل رودي خاموش عطر مرموز گياهي بودن چو بر آنجا گذرت مي افتاد به سراپاي تو لب ميسودن كاش چون ناي شبان ميخواندن به نواي دل ديوانه تو خفته بر هولج مواج نسيم ميگذشتم ز در خانه تو كاش چون پرتو خورشيد بهار سحر از پنجره ميتابيدم از پس پرده لرزان حرير رنگ چشمان تو را ميديدم كاش در بظم فروزنده تو خنده جام شرابي بودن كاش در نيمه شبي دردآلود سستي و مستي خوابي بودن

جهالت رامید Thu May 26 2005
آنها كه بفكر خويش دانا بودند/درفلسفه جهان بالا بودند/گفتندوسرودندو غنودند به جهل /عمري به غلط به كار عقبا بودند.

برای مصطفی بهتر از جانم از طرف کسی که عاشقته(مهدیه) Thu May 26 2005
"" مصطفي عزيزم "" به تو كه مي‌رسم وجودم ستاره‌ باران مي‌شود و قلبم روشن. با تو كه باشم، دستهاي بهاري ات ياري‌ام مي‌دهند كه در اوج شكست واژة اميد را تجربه كنم. تو را مي‌شناسم، هميشه شناخته‌ام، همان كسي كه با خود عطر سيب سرخ را در فضا پراكنده مي‌كند، تو براي من تنها يك معنا داري، معني دوست داشتن در سرزمين واقعيتها. دوستت دارم اي آشناي من

  Pages: [<<] ... 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 [>>]
© ۱۳۸۳ - كليه حقوق اين سايت متعلق به I ranvatan.com مي باشد