|
نگاهی دیگر
|
امید تنها...
|
Thu Jun 16 2005
|
|
|
شب شد که باز شکوه ها ز دل تنگ برکنیِم**نالیم آنقدر که دلی را خبر کنیم/بویی چو از وفا نشنیدیم در چمن**با چشم تر چو قطره ی شبنم گذر کنیم
|
|
ارد
|
الهام
|
Wed Jun 15 2005
|
|
|
گفتم که تنم گفت فنا می خواهم
گفتم که سرم گفت جدا می خواهم
گفتم که من از هجر تو شب می میرم
گفتا به درک من از خدا می خواهم
|
|
ارد
|
الهام
|
Wed Jun 15 2005
|
|
|
به جان جوشم که جویای تو باشم
خسی بر موج دریای تو باشم
تمام آرزوهای منی کاش
یکی از آرزوهای تو باشم
|
|
ساقر جان
|
رضا
|
Wed Jun 15 2005
|
|
|
از روزی که چشمام به چشات افتاد دلم آتش گرفت از سوز نگاهت هیچ وقت فراموشت نمی کنم امیدوارم اون دنیا هم به یاد من باشی ( به مناسبت هفتمین روز پرپر شدن عشق ابدیه من)
|
|
نگاه یو
|
س
|
Tue Jun 14 2005
|
|
|
امدی ومن مهو نگاه پر غرورت امدی ومن فدای اون ناز غرورت امدی وقلبموازم بازم خریدی عاشق اون عشق وسرورت
|
|
تقديم به تك ستاره قلبم قرمازي
|
پاستيل
|
Tue Jun 14 2005
|
|
|
دوستت دارم را من دلاويزترين شهر جهان يافتهام
اين گل سرخ من است دامني پر كن از اين گل كه بري خانه دشمن كه فشاني بر دوست راز خوشبختي هر كس بخ پراكندن اوست.
فدات شم
|
|
عشق من بهار
|
سعید
|
Mon Jun 13 2005
|
|
|
مرا غرق نگاهت کن مرا آشفته و بی تاب نامت کن
توای آبی ترین لبخند باران در نگاه خیس مهتاب نگاهم آشیان بگذار
دوستت دارم
|
|
عشق من بهار
|
سعید
|
Mon Jun 13 2005
|
|
|
صبحگاهان که چشمانم را می گشايم تا روزی ديگر را
شروع کنم ، در آن لحظه به تو می انديشم . وقتی که دستانم را برای مناجات با
خدای خويش به سوی آسمان می برم ، حتی در آن لحظه نيز به تو می انديشم .
در نگاهای خسته مردمان در دستان گرم دوستانم و در صدای زيبای مادر ، در بهار
زمانی که شکوفه ها را به نظاره می نشينم ، به تو می انديشم .
وقتی که شبنم باران به روی ديدگانم می چکد ، در آن لحظه قلبم پر از ياد تو
می شود و به تو می انديشم . وقتی که در هياهوی کار لحظه ای از يادم غافل
می شوی من در آن لحظه نيز به تو ...
شبها که آرامش و تاريکی همه دنيا را با سياهيش پر می کند من خانه دلم را با
ياد تو روشن می سازم . حتی اگر روزی رسد که ديگر به من نينديشی باز هم من
به تو خواهم انديشيد . به عشق تو و رويای با تو بودن .
ميگويند قلب انسان مثل شيشه نازك
|
|
شعر شادي از خيام
|
رضا از آبادان
|
Mon Jun 13 2005
|
|
|
خيام اگر زباده مستي خوش باش با ماه رخي اگر نشستي خوش باش چون عاقبت كار جهان نيستي است انگار كه نيستي چو هستي خوش باش
|
|
عروسي
|
10+2
|
Sun Jun 12 2005
|
|
|
يادته بچه بوديم ميگفتيم ايشالله عروسيتون
حالا شده عروسيمون تشريف بيارين عروسيمون
|
|
دوستت دارم
|
بدري
|
Sun Jun 12 2005
|
|
|
اي هار تازه دلم هر گز بي تو نمي توانم باشم
.مرا درياب همچون بهار
همچون نسيم
دوستت دارم بسيار عزيزم
تقديم به گيسا عزيزم
|
|
eshghe man zeinab
|
mahnaz
|
Sun Jun 12 2005
|
|
|
نازنينم سلام نور ديده ام تو اميد زندگيم هستي ارزوهايم در تو خلاصه ميشود هميشه بمان مامانت مهناز
|
|
تقدیم به مهدیه عزیزم
|
همیشه دوستت دارم(مصطفی)
|
Sun Jun 12 2005
|
|
|
معنای زنده بودن من
با تو بودن است
نزدیک دور
سیر گرسنه
رها اسیر
دلتنگ شاد
آن لحظه ای که بی تو سر آید مرا مباد!
مفهوم مرگ من
در راه سر فرازی تو
در کنار تو
مفهوم زندگی است
معنای عشق نیز
در سرنوشت من
باتو
همیشه با تو
در کنار تو
و با تو زیستن است.....
|
|
تقدیم به عزیزتر از جانم(مهدیه
|
عاشق تو(مصطفی)
|
Sun Jun 12 2005
|
|
|
فصل زندگی ام را با عشقت آغاز کردم
و در ورای زیبایی خداییش به پاکیت ایمان آوردم
یافتم تورا ... با تمام عظمتت
یافتم تورا در وادی تنهاییم
یافتم تورا برای تسکین غمهایم
یافتم تورا .............. و از تو به اوج رسیدم
به اوج رفتیم و در آنجا به یکدیگر رسیدیم
و تنها خدا را نظاره گر صداقت قلبهایمان پنداشتیم
عشقمان را پرورش دادیم و آسمان قلبهایمان را
با خورشید ایمان به روشنایی رساندیم
زندگی را آغاز کردیم و ادامه می دهیم
زندگی غم را به ما آموخت و اشک را نیازمندمان کرد
اشکهایمان خندیدن را نیازمند خود ساختند
|
|
دير يافته من
|
آشنا
|
Sat Jun 11 2005
|
|
|
اي دير يافته با تو سخن مي گويم
زيرا كه من
ريشه هاي تورا دريافتم
زيرا كه صداي من با صداي تواشناست
|
|
تقدیم به ( x ) : محسن زنگی
|
محسن زنگی : sayehroshan_007
|
Sat Jun 11 2005
|
|
|
آهاي آسمون وقت سفر رسيده
شب نا اميدي به سر رسيده
نوره اميد پر كشيده به دلامون
ديگه كسي نميشنوه هق هق تلخ گريه هامون
دنيا امشب توي دستهاي من و دله
غم و غصه امشب از ما غافله
امشب سكوت سرده ساكت داره مي ميره
دو قلب عاشق جاي اونو ميگيره
امشب فراموش ميشه شبهاي بغض و شيشه
امشب طلسم اشك ميشكنه واسه همیشه
امشب شب آشتي من و سرنوشته
امشب روزگار تقديرمو از نو نوشته
امشب آخرين شب سكوت ، شب آوازه
امشب ، شب سفر به شهر پروازه
امشب" ما " تنها نت لبه
بهاي عشق امشب یه سبد محبته
امشب زندگي ، مثل يه روياست
امشب دل من ، عاشقترين دل دنياست
شعر از محسن زنگی
|
|
برای عشقم(مهديه بهتر از جونم)
|
عاشق تو(مصطفی)
|
Sat Jun 11 2005
|
|
|
صدای پای تو زیباست همانند طپش قلبم هنگامی که میدوی تا از من جدا شوی
صداي خنده ي تو زيباست . لب هاي تو زيباست زماني كه جمله ي دوستت دارم
را سرودي چشمانه تو زيباست هماننده تكه ابري بهاري زماني كه براي دل شكسته ي
من گريستي . سكوتت نيز زيباست . سكوتي كه هميشه مرا به سوي تو ميكشاند
اين همه زيبايي است كه اسير كرده مرا. همه ي احساساتم را . ولي من اين تك سوال را
از دل رسوا شده ام مي پرسم .............****تو مرا بهر چه مي خواهي
|
|
ساناز جان دوستت دارم ولی...
|
علیرضا
|
Fri Jun 10 2005
|
|
|
دوست داشتن را آموختم اما ای کاش هرگز نمی آموختم که به خود خواهی نمی رسِِید و خود را لایق تو نمی دانستم
|
|
عشق من بهار
|
سعید
|
Fri Jun 10 2005
|
|
|
عزیزم تا کی می خوای پا روی قلبم بذاری
خودتو تو آیینه پیدا نکنی چشماتو هم بذاری
عزیزم تا کی می خوای آب نریزی پای گل شمعدونیا
پای اون شمعدونیا تاکی می خوای کم بذاری
عزیزم تا کی می خوای تو دفترت اسم منو خط بزنی
توی اون دفتر بی رنگ و لعابت واسه من کم بذاری
عزیزم برگ گلای عشقو تاکی می خوای پاره کنی
توی قلبت نکنه کتاب عشقو بر هم بذاری
عزیزم تاکی می خوای نگاه پر امیدمو پس بزنی
چشماتو روهر چی قول و وعده بود هم بذاری
عزیزم تا کی می خوای فاصله دو تا نگاه رو کم کنی
نکنه برق نگاهت را برام کم بذاری
عزیزم تا کی می خوای دست غروبا رو بگیری
توی ایوون چشات در تب و تابم بذاری
عزیزم تا کی می خوای بلبل عشقم را قفس کرده بری
نکنه یه وقت برام قلبتو بر هم بذاری
دوستت دارم
|
|
دختر نازم
|
مهناز
|
Thu Jun 09 2005
|
|
|
قشنگ زندگيم زينب زيبايم طلوع خورشيد چشمانت به قلبم گرما ميبخشد بودنت در كنارم ارامش وجودم است هميشه بمان دوستت دارم مامانت مهناز
|
|
تقدیم به تک گل باغ زندگانیم(مهدیه)
|
دوستدار تو -مصطفی
|
Thu Jun 09 2005
|
|
|
دوستم، من نمي توانم تنها باشم
نيازمندم تا با دستت مرا نگاه داري
وقتي با مهرباني مرا لمس مي كني
گرمي وجودت در دنياي سرد من رشد مي كند
دوستت دارم
|
|
تقديم به انكه بيشتر دوستش دارم(مهدیه)
|
دوستدار تو -مصطفی
|
Thu Jun 09 2005
|
|
|
صدايت مي كنم عزيز دل
از پس ديوار بلند تنهايي ام تو را مي خوانم تا با تو بمانم
صدايت ميكنم نازنينم
اين قلب خسته از دو رنگي هاي زمانه تو را ميخواند تا با تو بماند
آري صدايت كردم هدی شهر عشقم
با گلويي پر خون شده چون شب آويز كه هر نفس معشوق را مي خواند
خوني به سرخي لبانت اما....
سرد چون روح من بي حضور گرم تو
|
|
همیشه دوستت دارم(مهدیه جونم)
|
غریبه آشنا
|
Thu Jun 09 2005
|
|
|
اگر مي تونستم توي دنيا يه چيز ديگه باشم
مي خوام اشك تو باشم
كه تو چشمات متولد بشم
روي گونه هات زندگي كنم و روي لبت بميرم
همین، فقط بمیرم ...
|
|
تقدیم به مهدیه مهربون
|
دوستدار تو -مصطفی
|
Thu Jun 09 2005
|
|
|
ندانسته به تو مبتلا شدم و چه نياز شيرينی!
چشمانت به مهر آغشته و اين از شوق من بيشتر که دوستت دارم و کاش اينجا بودی!
شبم.........
شبم و اين در شب نشستنها را کاش از من بگيری که ميدانم کنار تو روزی آرام خواهم گرفت!
به يادم باش و آرزوهايت را وقت غروب در گوش نسيم و غم دلتنگی روز روانه!
دوستت دارم!
|
|
برای عشقم(مهديه بهتر از جونم)
|
عاشق تو(مصطفی)
|
Thu Jun 09 2005
|
|
|
دستانت به مهر..........
چشمانت به عشق...............
گيسوانت به باد...........
تمامت با من...................
مهربانم دوستت دارم و ميدانم که ...................!!!!!!!!!!!!
هيچ نمی دانم تا نيايی!
تنهايی ام را سوگندت نمی دهم ولی لحظه خوشی اگر بود به آن سوگندت که تنهايم نگذاری!
شاد باش عشق رويايی من!
|
|
امشب : محسن زنگی
|
محسن زنگی : sayehroshan_007
|
Thu Jun 09 2005
|
|
|
آهاي آسمون وقت سفر رسيده
شب نا اميدي به سر رسيده
نوره اميد پر كشيده به دلامون
ديگه كسي نميشنوه هق هق تلخ گريه هامون
دنيا امشب توي دستهاي من و دله
غم و غصه امشب از ما غافله
امشب سكوت سرده ساكت داره مي ميره
دو قلب عاشق جاي اونو ميگيره
امشب فراموش ميشه
شبهاي بغض و شيشه
امشب طلسم اشك
ميشكنه واسه همیشه
امشب شب آشتي من و سرنوشته
امشب روزگار تقديرمو از نو نوشته
امشب آخرين شب سكوت ، شب آوازه
امشب ، شب سفر به شهر پروازه
تنها نت لبه " ما " امشب
بهاي عشق امشب یه سبد محبته
امشب زندگي ، مثل يه روياست
امشب دل من ، عاشقترين دل دنياست
شعر از محسن زنگی
|
|
خزون(تقديم به مژي)
|
مار پشمالو
|
Thu Jun 09 2005
|
|
|
من آن خزان زده برگم كه با غبان طبيعت برون فكنده ز گلشن به جرم چهره زردم
|
|
ميلاد
|
محمد حسن بهرامي
|
Wed Jun 08 2005
|
|
|
نوريست حيات تو كه خاموش مباد
وز جام جهان كام تو بي نوش مباد
با دل همه شب صحبت ميلاد تو بود
روزي كه شكفته اي فراموش مباد
|
|
رسیدن
|
رامید
|
Wed Jun 08 2005
|
|
|
تو اول دفتری ومن آخر آن/در حال پریدنی ومن خسته از آن/این فاصله ای که هست میان من و تو /یک چشم بهم زدن رسیدست به آن.
|
|
برای گلم مصطفی
|
مهدیه
|
Tue Jun 07 2005
|
|
|
در نگاه تو روياها از خواب مي پرند ... حياط قد ميكشد ... و ستاره در تمام طول شب گسترده مي شود ... در پنجره هاي عصر ... مردي عاشقانه مي خواند ... چه سوز ناك است آواي او ... كنار ديوار غروب مي گريم ... گيسوانم را به باد مي آويزم ... هزار پروانه ... هزار آواز نذر امامزاده ي تنهايي مي كنم ... و چشم هاي تو در قاب پلك مي زند ... پلك مي زند
|
|
تقدیم به آشنای عزیزم
|
دوستدارت آشنای تو
|
Tue Jun 07 2005
|
|
|
محبوبم اشکهايت را پاک کن! زيرا عشقی که چشمان مارا گشوده و مارا خادم خويش ساخته موهبت صبوری و شکیبايی را نيز به ما ارزانی ميدارد. اشکهايت را پاک کن وآرام بگير،زيرا ما با عشق میثاق بسته ايم و برای آن عشق است که رنج نداری،تلخی بی توانی ودرد جدايی را تاب می آوريم
|
|
برای عشقم مصطفی
|
دوستدارت(( آشنای تو))
|
Tue Jun 07 2005
|
|
|
ساده ميگويم که قلبم جاي توست ... در سرم , در خاطرم رويای توست ... ساده ميگويم , دلم ماواي توست... واله از چشمان پر غوغاي توست... ساده ميگويم, بدان در پاي توست... اين تنم,کين گرميش,گرماي توست ... ساده ميگويم که تا چشمم به توست... مدهش اين قامت والاي توست
|
|
علی عزیزتر از جانم:
|
ساناز (چشم انتطار آمدنت)
|
Tue Jun 07 2005
|
|
|
یاد تو در همه شبهای من می درخشد وقتی به افق های روبه رو نگاه می کنم نور نو را می بینم که حتی گمنام ترین قسمت های زمین را روشن کرده است ای محبوب من این را بدان که فراموشت نخواهم کرد حتی اگر تو بخواهی و روز به روز ریشه عشق تو در دلم محکم تر می شود .
|
|
برای مصطفی بهتر از جونم
|
عشق مهدیه تویی
|
Tue Jun 07 2005
|
|
|
تو رادوست دارم
حيرت من وقتي به پايان مي رسد كه ديگر آسماني بالاي سرم نباشد./قلبم هنگامي از تپش باز مي ايستد كه ديگر تو روبرويم ننشسته باشي ./دستهايم آنگاه از نوشتن باز مي ماند كه از ديدن چشمهايت محروم باشم./وقتي آسمان هست و تو هستي و چشمهايت همچنان مهمان لحظه هاي با شكوه خلوت من است ، بهانه هاي زنده ماندن و زندگي كردن فراوانند/.فراوانتر از قطره هاي باران بهاري/.گاهي ابرهاي كبود و سياه راه را بر من مي بندند و نمي گذارند دستم به خورشيد برسد/.گاهي پاهايم را توان راه رفتن نيست و هيچ جاده اي را همراه خود نمي بينم./گاهي همه جا دوزخ است ،حتي كوچه باريكي كه در آن به دنيا آمدم،حتي دفتري كه دلتنگي هايم را در آن مشق مي كنم./دلتنگي من وقتي به پايان مي رسد كه بهشت گم شده ام از آسمان فرود بيايد و اتاقم از عطر ياسهاي سپيد پر شود ./آن روز آنقدر بزرگ مي شوم كه در اين جامه هاي تنگ زميني نمي گنجم و اين خيابانها و دشتها و در يا ها برايم حقير مي شوند./دلتنگي من وقتي به شادي بدل مي شود كه از خودم جدا شوم و فرسنگها فاصله بگيرم و به تو برسم./تو همان بهشت گمشده اي كه عطر هزاران گل را در خود پنهان داري/.اگر اجازه بدهي پيراهنت را ببويم ،هزاران يوسف زيبا در من متولد مي شود
|
|
به عشقم مصطفی
|
مهدیه
|
Tue Jun 07 2005
|
|
|
اي همزاد اي همرنگ اي بي من و هميشه با من ياد تو چون پرستوهاي مهاجر لحظه لحظه به باغ خيالم سفر مي كند. گفتي كه هر شب واژه هاي شعرم را با اشك ميشويي. من هم هر لحظه ياد تو را در پريشاني خيال مي پيچم
|
|
به عشقم مصطفی
|
مهدیه
|
Tue Jun 07 2005
|
|
|
در حجم مهربانیت جوانه زدم /با نسیم صداقتت به بار نشستم /مهربانیت مرا به بی نهایت می رساند/این را گفتم تا بدانی چقدر دوستت دارم
|
|
برای تو ای عشقم
|
مهدیه
|
Tue Jun 07 2005
|
|
|
تو را ديدم و اميدی دوباره گرفتم. احساس عجيب در من روييد که سرچشمه اش تويی. بی تو بودن را به خاطر با تو بودن دوست دارم.در کنار تو بودن زيباست چون با تو آرامش عجيبی می يابم و همه غم های تنهايی ام را فراموش می کنم ، تو ابری هستی که آسمان تنهايی های جزيره زندگی ام را مي پوشانی و باران محبتت بر من می بارد.مصطفی بی تو من تنهای تنهام هیچ وقت من و تنها نزار .سعی کن همیشه نفیهات در من جاری باشه .چون من فقط تو رو دوست دارم ای آشنا ترینم
|
|
برای آشنایم
|
غریبه(م)
|
Tue Jun 07 2005
|
|
|
نور را در سراي تو ميپويم/ از فرقت ديدارت ناله اي سر ميدهم به وسعت شكست قلب برگ پاييزي/اي معبود من ايبهانه اي كه بودن از تو ميجوشد/ايترانه اي كه چنگ از تو مينوازد/مي پرستمت به رنگ آسمان/ به آسمان منتظر ميمانم به انتظار بوي تو/تو حسي غريب در آوايي آشنايي/ تو زمزمه ي رود در تنهايي دشتي/ تو فرياد ابر در غربت باراني /كلمات وسعت عشق را محدود ميكند/نزد من بمان اي كه جز تو پاكي نيست/ اي كه جز تو معشوقي زيبا نيست/ كاش هر شب تو بودي بر بالين من
|
|
with a BIG kiss
|
RABINHOOD
|
Mon Jun 06 2005
|
|
|
تقديم به مستر خوبم
از كنج لبت بوسه ي چون قند گرفتم از قند لبت من مرض قند گرفتم
(بدليل بيماري ناگهاني ناشي از بالا رفتن قند خون تا1000000000 هر گونه ورزش اعم از كلاغ پر _بشين پاشو _دوران _و... ممنوع است )
دكتر X متخصص بيماريهاي رواني و جنون ناشي از قند لب
|
|
تقديم به مهديه عزيزتر از جونم
|
دوستت دارم
|
Mon Jun 06 2005
|
|
|
سياهی ظلمت شبهای تنهائی من بتاب و روشنائی را مهمان قلبم کن
اي ماه من
ظلمت قلبم فقط با تابش تو می شکند
فدای تو که هيچ کس هيچ وقت نميتونه جاتٌ تو قلبم بگيره
فدای مهربونيت ٬ فدای لحظه های با تو بودن ٬ فدای روز ديدنت فداي دوباره بوسيدنت
من وتو با هم هستيم ٬ واسه هميشه با هم ميمونم و با هم ميميريم
پس هميشه باش که بودنت واسه من امنيته
کاشکی بدونی خواستنت به قيمت جون منه
|
|
تقدیم به مهدیه مهربون
|
كسي كه برات مي ميره(مصطفی)
|
Mon Jun 06 2005
|
|
|
تنها تورا می خواهم
در نااميدی لحظه هايم ، درسوختن بال هايم ودر پرپر شدن گلبرگ هايم چيزی را احساس می کنم،درخلوتگه دلم ،در نفس کشيدنم و حتی درانديشيدنم نوری را می بينم و در تمنا های دلم چيزی را می خواهم ،آری تو را می خواهم تنها تورا مي خاهم
|
|
برای عشقم(مهديه بهتر از جونم)
|
خيلي دوستت دارم(مصطفی)
|
Mon Jun 06 2005
|
|
|
تو و دگر هیچ از این دنیا مرا کفایت می کند ای عزیز
وقتی به تو فکر می کنم کلی به خودم می بالم که همیچین گلی منو دوست داره
می دونی که من دیوونتم
میمرم برات نازنینم
|
|
به دردانه ام زينب
|
|
Sun Jun 05 2005
|
|
|
دخترقشنگم زينب نازم تو ترنم بهار مني زيباترين شعري قشنگترين نثري هميشه بمان مامانت
|
|
برای عشقم(مصطفی)
|
عاشقت..مهدیه
|
Sat Jun 04 2005
|
|
|
تقديم به او كه خود ميداند كه ديوانه وار دوستش دارم اما تنها بانگاهش آتش دلم را شدت ميدهد: تو كيستي آن معجوني كه مرا سيراب ميكند؟ يا آن كبوتري كه بر بام دلم نشسته و قصد رفتن ندارد.. تو كدامين غزل عاشقانه اي كه سرودنت را حافظ ميبايد.. هرچه وهر كه هستي باش ولي عشقت را از من دريغ نكن... اي عاشقانه ترين غزل واي زيباترين قصيده انتظار وآرامش نگاهت را هميشه وهمواره به من تقديم كن.
|
|
برای عشقم(مصطفی)
|
عاشقت..مهدیه
|
Sat Jun 04 2005
|
|
|
بيا، تا بفشارمت با وجودم، با هر چه كه تو دوست داري. شايد قطرههاي شوق در رود حقيقت براي اعتماد تا درياي يقين با ترنم پاروهاي مردمان ساده ماهيگير كه در آن افقها، مرد پير دريا در كلك عشق خيره مانده است. به آنچه كه ما در سينه ميفشاريم
|
|
برای عزیز تر از جانم
|
مهدیه
|
Sat Jun 04 2005
|
|
|
مهربانم! طلوع خورشيد چشمانت را كه به دل سرد زمستانم گرما بخشيدوآن را آب كرددوست دارم . غروب مكن كه غروبت سردي آن روزهاراتكرارخواهدكردوپنجره انتضاررابسته خواهدگذاشت . طلوع زندگيم! غروب مكن كه غروبت نگاه منتظر مرا تيره وتار خواهد كرد. طلوع كن كه طلوعت جان خسته ام را زنده ميكند
|
|
به عشقم مصطفی
|
دوستدار آرزو هات..مهدیه
|
Sat Jun 04 2005
|
|
|
تو بودي شاه بيت غزل غزل ترانه من كه بي تو معنا نشد بوي عطر تن تو واژه هاي من شور زندگاني و عشق را معنا كرد تو بودي زندگي من اميد آخرين من ..تقديم به آشناي من
|
|
غروب زندگی ...
|
تشباد
|
Fri Jun 03 2005
|
|
|
هستی ما برگ سبزی بیش نیست
فصل پاییز خزان عمر ماست
( تا شقایق هست زندگی باید کرد )
|
|
تقديم به عشقم لادن
|
قربانت نريمان
|
Fri Jun 03 2005
|
|
|
گفتي كه به احترام دل باران باش،
باران شدم و به روي گل باريدم
گفتي كه ببوس روي نيلوفر را،
از عشق تو گونه هاي او بوسيدم
گفتي كه ستاره شو دلي روشن كن،
من هم چو گل ستاره ها تابيدم
گفتي كه براي باغ دل پيچك باش،
بر ياسمن نگاه تو پيچيدم
گفتي كه براي لحظه اي دريا شو،
دريا شدم و تو را به ساحل ديدم
گفتي كه بيا و لحظه اي مجنون باش،
مجنون شدم و ز دوريت ناليدم
گفتي كه شكوفه كن به فصل پاييز،
گل دادم و با تو سخت روييدم
گفتي كه كه بيا و از وفايت بگذر،
از لحجه ي بي وفاييت رنجيدم
گفتم كه بهانه ات برايم كافيست، معناي لطيف عشق را فهميدم
|
|
اي كاروان اهسته گت
|
مهدي زارع پور از تبريز خيابان عباسي كوي شهدا
|
Fri Jun 03 2005
|
|
|
اي كاروان اهسته گت
كارام جامنيم دور گدن
يار كونلومي چكميش منيم
روح وروانيم دور گدن
تقديم به مس......
|
|