صفحه اول گپ صوتي ويديو چت جوك شعر آشپزي چهرهاي ايراني

شما مي توانيد شعرهاي دست نويس و قطعات ادبي خود را بنويسيد و همچنين شعرهای شاعرانی را که دوست داريد به اين قسمت اضافه نماييد .

تعداد كل شعرهاي ارسال شده توسط كاربران : 944
ليست شعرها
  Pages: [<<] ... 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 [>>]
ساقي پرويز ميرزايــي ورزنه - اصفهان Sat Jul 02 2005
ساقيا سايه ابر است و بهار و لب جوي من نگويم چه كن ، ار اهل دلي خود تو بگوي دو نصيحت كنمت بشنو صد گنج ببر زدر عيش در آي و به ره زهد مپوي بوي يكرنگي از اين نقش نمي ايد خيز دلق الوده صافي به مي صاف بشوي

یار گم شده سعید حیدری زاد از ورزنه Sat Jul 02 2005
ايساربان اهسته ران کارم جان گم کرده ام آخر شده ماه حسين من ميزبان گم کرده ام - در ميکده بودم ولي بيرون شدم از غافلي اي واي ازاين بي حاصلي عمر جوان گم کرده ام - ايا رسد شام سيه ايد حبيب من ز ره اما خدا حالم ببين من يار را گم کرده ام - اي واي از اين غوغاي دل از دلبرم هستم خجل وقت سفر ماندم به گل من کاروان گم کرده ام- نعمت فراوان داديم منت به سر بنهاديم اما ببين نامرديم صاحب زمان گم کرده ام - من عبد کوي عشقم و من شاه راه گم کرده ام اقا تو را گم کرده ام اقا تو را گم کرده ام

فداي تو شيما Sat Jul 02 2005
محبوبم تمام دنيا را زير پاي تو مي ريزم تمام وجودم متعلق به توست افشينم . دوستت دارم براي هميشه

كجايي حسين - د .ا Fri Jul 01 2005
كجايي كه مرا بي جواب گذاشتي از دور مرا مي بيني ومي بينم كنج كلامت ولي اي دوست كجايي از كي بپرسم از كي طلب كنم چشمان مستم كي را ببيند وقتي تو آنجايي

سر عشق ... سعید حیدری زاد - ورزنه Fri Jul 01 2005
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم نبود میسرم به روی آتش که نجوشم به هوش بودم از اول که دل به کس مسپارم شمائل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم من رمیده دل آن به که در سماع نیام که گر به پای در آیم به در برند به دوشم

تقديم به او كه شايد نمي داند دوستش دارم .......... ez:ma ش خ Thu Jun 30 2005
دلم تنگ تونيست دلم تنگ خودم است .... دلم تنگ دستان تو نيست .... بلكه براي دستان خودم تنگ است ... دلم براي دل تو نمي تپد ... دلم براي خودم مي تپد ... چرا كه من و تو از روز اول كي بوديم براي هميشه وعده مان هم همين بود . هم اكنون دنبال خودم مي گردم .... من كجايم

فريبرز مژگان Thu Jun 30 2005
رفتن دليل نبودن نيست.من در آسمان تو پرواز ميكنم من بيزار از تو و از كرده خويش. من دل نامهربان خود را به دوش ميكشم تا آنسوي مرزها پنهانش كنم.

دل خونين دكتر حسين - د.ا Thu Jun 30 2005
من به يادت به كنار گل لاله نشسته ام وهرگز فراموشت نمي كنم چون وجودم خونين است وچون نمي آيي با گل لاله نشسته ام وتنها اوني كه حرفهايم را ميداند ووجود خونين مرا احساس مي كندچون كه اون هم ياراني را گم كرده است .

تنگ چشمان .... پ . م - ورزنه اصفهان Wed Jun 29 2005
تنگ چشمان نظر به ميوه كنند ما تماشا كنان بستانيم هرگلي نو كه در جهان آيد ما به عشقش هزار دستانيم

اميد عسل Wed Jun 29 2005
تو كيستي كه من اينگونه بي تو بي تابم شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم تو چيستي كه من از موج هر تبسم تو به سان قايق سرگشته روي مردابم تو در كدام سحر بر كدام اسب سفيد؟ تو را كدام خدا؟ تو از كدام جهان؟ تو در كدام كرانه از كدام سحر؟ من از كجا سر راه تو آمدم ناگاه! چه كرد با دل من آن نگاه شيرشن آه! مدام پيش نگاهي مدام پيش نگاه! كدام نشا دويده است از تو در تن من كه ذره هاي وجودم تورا كه مي بينند به رقص مي آيند سرود مي خوانند! چه آرزوي محالي است زيستن با تو مرا همين بگذارند يك سخن با تو به من بگو كه مرا از دهان شير بگير به من بگو كه برو در دهان شير بمير بگو برو جگر كوه قاف را بشكاف ستاره ها را از آسمان بيار به زير ترا به هرچه تو گويي به دوستي سوگند هرآنچه خواهي از من بخواه صبر مخواه كه صبر راه درازي به مرگ پيوسته است تو آرزوي بلندي و دست من كوتاه تودور دست اميدي و پاي من خسته ست همه وجود تو مهر است وجان من محروم چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است تقديم به اميد عزيز

خسته (فرشته)برای اسماعیل عزیزم Wed Jun 29 2005
دیگه از بگو مگو خسته شدم/ من از اون قلب دورو خسته شدم/دیگه ازخودم خجالت میکشم /اخه تا به کی باید تنها باشم/

گذرگاه حسين- د.ا Wed Jun 29 2005
سعديا مرد نكونام نميرد هرگز مرده آن است كه نامش به نكويي نبرند دنيا گذرگاهي است وانسانهاروفريب ميده پر غرور بيا با هم باسيم تا در اين دو روز دنيازندگي خود را بكنيم

بگنجان حسن دشتي وعلي حياوي (آبادان) Tue Jun 28 2005
بگنجان اوني كه دوستت مي داره دوست بدار وآن كس كه نباشد دوست در وجودت نگنجان

اندكي صبر سحر نزديك است پ . م از ورزنه اصفهان Tue Jun 28 2005
شب سردي است و من افسرده راه دوري است و پايي خسته تيرگي هست و چراغي مرده مي كنم تنها از جاده عبور دورماندند زمن آدمها سايه اي كز سر ديوار گذشتا ولي افزود مرا بر غمها فكر تاريكي و اين ويرني بي خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز كند پنهاني نيست رنگي كه بگويد با من اندكي صبر سحر نزديك است هر دم اين بانگ برارم از دل واي اين شهر چقدر تاريك است اندكي صبر سحر نزديك است ....

بگنجان حسن دشتي وعلي حياوي (آبادان) Tue Jun 28 2005
بگنجان اوني كه دوستت مي داره دوست بدار وآن كس كه نباشد دوست در وجودت نگنجان

ناز اجل مهران -ramsar Tue Jun 28 2005
من به مرگم راضيم اما نمي ايد اجل بخت بد هم از اجل نيز ناز مي بايد كشيد/مهران-ramsar

lافرينش ج.ق Tue Jun 28 2005
خداما دوتاروباهم افريدازخاك وشبنم توازخاك بهشتش منوازخاك جهنم

بي وفا حسين - د - ا Mon Jun 27 2005
توبويم رانديدي همچوطوفان به سراغت مي آيم تو چشمانم را نديدي كه هميشه مست براي تو مي آيم بهار من بودي عشق من بودي دنياي زيبايم اي بي وفاخوبيهاست از تو كه مانده در يادم

طناب دار//mehran ramsar مهران Mon Jun 27 2005
اين جهان پراز صداي حركت پاهاي مردمي ست كه همچنان كه تورا ميبوسند طناب دار تورامي بافند/

عشق هدايت واحدي Mon Jun 27 2005
دوستت دارم اي تنها عشق ماندگار من تورا در جستجوي آسمانها مي گردمبه دنبال تك ستاره وجودم كه تو باشي سوسن جان تا آخرين نفس تو را دوست دارم .

نازنينم كجايي حسين آباداني محمد لنگه اي Mon Jun 27 2005
نازنينم كجايي كلامت مثل عسل بود پر از محبت ولي افسوس در قلب نادان نمي گنجد غزال روي زميني ،پرنده در آسموني ولي افسوس جسم وچشمان مستم رو نمي بيني درجواني پير شدم تا برسم به كمالت ميگم محال است ومي گم خواستن توانستن است ولي كي مي رسم به دنياي زيبايي جمالت

به تهرين دوست كيست؟ sohrab Sun Jun 26 2005
به تهرين دوست كتاب هست كتاب كه هر روز در كنار ماست كتاب برايم مانند يك روياست رويايي بزرگ و زيباست كه در ان قلب شكوه دهاندي گلهاست.

عشق Sun Jun 26 2005
همواره دنبال کسی که عشق را بفهمد اما افسوس که همه عشق و زيبائی خودت هستی . سلمان .س

نغمه ي درد ياسمين براتي Sat Jun 25 2005
در مني و اين همه ز من جدا با مني و ديده ات به سوي غير بهر من نمانده راه گفتگو تو نشسته گرم گفتگوي غير

منتظر تو ام از طرف عاشق تو ياسمين تقديم به عزيزم يحيي Sat Jun 25 2005
در انتظار ديدار تو اواره ترينم بيگانه با قلب من

تقدیم به او که رفت عليرضا از ورزنه اصفهان Fri Jun 24 2005
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبالتو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم

دل ازار ترين(براي او) دريا Fri Jun 24 2005
ديدي انرا كه تو خواندي به جهان يار ترين سينه را ساختي از عشقش سر شار ترين انكه مي گفت منم بهر تو غم خوار ترين چه دل ازار ترين شد چه دل ازار ترين

انتظار Sara Fri Jun 24 2005
خيال نكن كه بيخيال از تو و روزگارتم ----به فكرتم به يادتم زنده به انتظارتم

-دل ازارترين مارال‌(براي عزيز ترينم) Thu Jun 23 2005
ديدي انرا كه توخواندي به جهان يارترين سينه را ساختي از عشقش سرشارترين انكه مي گفت منم بهر تو غم خوارترين چه دل ازارترين شد چه دل ازارترين

TO RAFTI BEHROOZ Thu Jun 23 2005
تو رفتي و دو چشمانم به در ماند سكوت سرد سايه تا سحر ماند سكوتي تلخ واندوهباروسنگين لبانم تا سحر بي همسفر ماند

just for u jamila Thu Jun 23 2005
عشقتو است اييار من بدون تو هيج نيستم عزيز دل زندگي بي تو لذتي ندارد تا به كي از غم دوري تو رنچ ببرم تو رو به خدا تنهايم نذار طاقت دوريت را ندارم اين حا بدون تو سرد وغمنگيز است كاش خدا به من صبر و طاقت بدهد دلم تنگ است بخدا باورم كن اينجا بدون تو معني ندارد كي باشد اي خدا يار از سفر ياد بيياد اين انتظذر من روزي به سر بيياد كي باشد اي خداي من هميشه احساس كن در كنارت هستم هيچ وقت خودت را تنها احساس نكن من با تو هستم در هر شرايطي كه باشد فقط به يادم باش من را در كنارت احساس ميكني نميدانم از اين دل ديوانه چه بگويم فقط ميتوانم بگويم دوست ات دارم هميشه در قلبم جا داري ولي عزيز دل اينجا هوا رفته است اينجا تو اين غربت به فكرت هستم عزيز دل خيلي دوست ات دارم خيلي خيلي دوست ات دارم زود تر بيا اين دل خيلي تنهاست تو رو به خدا اين دل رو تنها و بيقرار نذار هيچوقت خواهش ميكنم تنهاي خيلي سخته باورم كن باورم كن باورم كن

براي تنها كسي كه دوستش دارم و خواهم داشت؟؟؟؟؟؟ from j to whom that i love him Thu Jun 23 2005
چرا قهري از من آزرده دل آخر تا به كي بايد از غم دوريت بسوزم و بسازم شايد باورم نكني كه من چبدر دوست ات دارم بدون تومن اينجا تنها ودل شكسته ام مگر آن قول و قرارمان يادت رفت لبانم با لبانت برگ ني بود زبانم با زبانت وعده كي بود اي بي وفا آن وعده ها يادت رفت بيا و اين دل شكسته را شكسته تر نكن نكن و نكن شايد براي تو فرقي ندارد بخاطريكه دل شكستن عادتت هست و از آن هم لذت ميبري تو رو خدا سعي نكن دل بشكني دوباره دل شكستن را نياموز خواهش ميكنم كار خوبي نيست.......

روياي من ستاره سربي Wed Jun 22 2005
روياي من در حصار گمشده خيالم تنها با تو نجوا ميكنم اي روياي من اين قلب شكسته ودستهاي لرزان تنها تو را از اين روزگار فرياد ميزند از غم من حتي ستاره اي در اسمان سوسو نميزند به ماه مي نگرم وانعكاس چشمان باران ام راميبينم در حس غريب من تنها تويي كه با من اشنايي اما افسوس دست روزگار خيلي زود اهنگ جدايي را خواند چرا كه در تنهايي دو كوه هم شقايق هاي سرخ نجواي عشق را سر مي دهند كه اين گونه به گوش مي رسد محبت ستاره اي است پر فروغ كه افق زندگي را معنا ميدهد تقديم به عزيزترينم

تقديم به محراب دلم و عبادتگاه جانم ( امیر) عابد کعبه وجودت (S) Wed Jun 22 2005
ای مهربان وقتی خورشيد به پيشواز شب ميرود وکوچه از صدای پای آخرين عابرتهی مي شود با کوله باری از غم واندوه ميروم و تو را با تمام شيرين در ميان کوچه های ساکت شهر تنها مي گذارم اما بدان نبض خاطره ام هر لحظه به یاد تو ميزند......

خواب شهناز Tue Jun 21 2005
دلم برايت تنگ مي شود وقتي كنارم در بستر خوابي

عشق شهناز Tue Jun 21 2005
ازعشق تو من مرغم باور نداري ؟قد قد

... شهناز Tue Jun 21 2005
من ان گل را نبويم كه هر دم ديگري بويد

.... شهناز Tue Jun 21 2005
ديشب ز رخ يار ربودم بوسي گفتا بر من همبي ادبي هم لوسي!! گفتم كه چرا چنين تو گويي با من گفتا لب ول كرده و رخ مي بوسي؟!

.... شهناز Tue Jun 21 2005
در انتظار نازنيني چون تو به انتظار نشسته ام روزي 1000 مرتبه 900 جمله ي عاشقانه را در 800 جاي مختلف به 700 زبان پيش 600 نفر مطرح كردم 500 نفر انها 400 جمله را به 300 زبان مختلف ترجمه كردن 100 بار براي تو روزي 80 دقيقه 70 جمله را 60 بار در 50 روز 40 مرتبه برايت تكرار كردم 30 تاي انها را اموختي پس 20 دقيقه 10 بار 9 سوال كردم 8 مرتبه به 7 سوال 6 جواب دادي بعد به فاصله ي 5 روز 4 نفر را به 3 جا دعوت كردم 2 ساعت خواهش كردم تا 1 بار بگويي دوستت دارم

طلبان (كارو) شهناز Tue Jun 21 2005
طلبان ! بزن بزن كه نابود شدم بر (تار) غروب زندگي , ( پود) شدم عمرم همه رفت خفته در كوره ي مرگ اتش زده استخوان بي دود شدم

سرشك(كارو) شهناز Tue Jun 21 2005
پرسيدم از سرشك كه سر چشمه ات كجاست؟ ناليدو گفت:(سر) ز كجا (چشمه)از كجاست؟ لبخند لب نديده ي قلبم كه پيش عشق: هر وقت دم ز خنده زدم,گفت:نابجاست!

تقديم به توعزيزترينم گل بيتاي تو Sun Jun 19 2005
عزيزدلم : تمام لحظه هاي شيرين زندگي ام خاطرات باتوبودن است . محبت را دركنار توآموختم وعشق را درنگاه مهربان وپرمهر تو خلاصه كرده ام . تمام ثروتهاي دنيا در برابر نگاه پرمهرت هيچ است وتمام خوشبختي ام فقط درباتوبودن است پس تا هميشه با من بمان - بمان تاتمام آرزوهاي من كه ازتوسرچشمه مي گيرد تحقق يابد ودر گذرزمان با توخوشبختي اوج گيرد باتوكه معناي عشق را درچشمانت يافتم .لحظه هايت را با خاطره هاي پراز عشق وعلاقه در قلب كوچكم جاي مي دهم .

تقديم به امير عزيزم ليلا Sun Jun 19 2005
زندگي م با توقشنگه وآينده ام با توزيباست .به اميد روزهاي باتوبودن . عشق وهميشه توچشات دوست دارم . ليلاي امير

ارد الهام Sun Jun 19 2005
قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز در دلم میگریند

تنهايي نرگس محمدي Sun Jun 19 2005
وبيا امروز در اين كوير خسته مردي تنها مي آيد و كوله بارش تنهايي است و غربت همين نزديكي ميان بودن و رفتن بايد تنها رفت

چشمان تو گل بيتا Sat Jun 18 2005
زندگى شايد آن لحظه مسدودى است كه نگاه من، در نى نى چشمان توخود را ويران مى سازد و در اين حسى است كه من آن را با ادراك ماه و با دريافت ظلمت خواهم آميخت در اتاقى كه به اندازه يك تنهايى است دل من كه به اندازه يك عشق است به بهانه هاى ساده خوشبختى خود مى نگرد

شايد وقتي ديگر.... آراميس Sat Jun 18 2005
كسي بيخبرآمدمرا دست خودم داد كسي مثل خودم غم كسي مثل خودم شاد

تقدیم به عشق و امیدم(مهدیه بهتر از جونم) دوستدار تو -مصطفی Fri Jun 17 2005
چگونه دوستت دارم؟ بگذار تا بر شمارم دوستت دارم تا بدان ژرفا و بلندا و فراخنا که جانم را ياراي پرواز است آنگاه که از ديده نهان غايب هستي و کمال لطف را جويد دوستت دارم همچون خاموش ترين نياز روزانه در آستانه آفتاب و شمع دوستت دارم خالصانه، همچو وارستگان بي نياز از ستايش دوستت دارم با ايمان کودکي ام و با شور اندوه ديرينه ام دوستت دارم با چنان عشقي که به قديسان گمشده ام مي ورزيدم دوستت دارم با همه نفس ها،اشک ها ولبخندهاي سراسر عمرم! و اگر خدا بخواهد پس از مرگ بيش از اينها دوستت خواهم داشت

به عشق مرتضي غزاله Fri Jun 17 2005
اكر يك اسمان دل را به قصده عشق بر دارم ميانه عشق و زيبايي تو را من دوست ميدارم از طرف غزاله

براي عزيزترينم لادن قربانت نريمان Thu Jun 16 2005
عاشقي زماني است كه ديگري در يابد به تمامي از آن اويي به هنگام نياز به تو احساس كند كه نه تنها هرگز شكست يا نا كامي او را موجب نخواهي شد بلكه در همه حال در كنارش خواهي ماند. {…"و من در كنــارت خواهم ماند... }

  Pages: [<<] ... 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 [>>]
© ۱۳۸۳ - كليه حقوق اين سايت متعلق به I ranvatan.com مي باشد