در قسمت پاين اين صفحه مي توانيد جوک هاي خود را بنويسيد تا ديگران ازخواندن آنها لذت ببرند ،همچنين شما نيز هر روز با خواندن جوکهاي جديدي که توسط ديگر کاربران در اين قسمت گذاشته مي شود مي توانيد لحظات خوشی داشته باشيد.
توجه : قسمت جوک ايران وطن درصدد توهين به قوم و نژاد خاصی نمی باشد و نسبت به جوکهای ارسالی توسط کاربران هيچ گونه مسئوليتی ندارد
تعداد كل جوکهاي ارسال شده توسط كاربران : 1313
|
|
ليست جوک ها |
|
Pages: [<<] 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 ... [>>] |
|
|
|
يه روز يه الماني و يه تهراني و يه شهر ضايي مي افتند تو دريا نهنگه مياد المانيه و تهرانيه را ميخوره ازش ميپرسند پس چرا شهرضاييه را نخوردي ميگه اخه دو سالپيش يه شهرضايي خوردم تا حالا اسحالم
شهناز توكلي از اصفهان
|
|
اگه گفتی
|
ملیکا
|
Sun Sep 18 2005
|
|
|
اگه گفتي فرق منشي خوب بامنشي خيلي خوب چيه منشي خوب صبح كه ميشه ميگه صبح بخير رييس منشي خيلي خوب ميگه صبح شد ريس
|
|
ناباروری
|
kati
|
Sat Sep 17 2005
|
|
|
میدونید به زنی که حامله نمیشه چی میگن؟
water proof
|
|
ميلاد
|
هاشم
|
Sat Sep 17 2005
|
|
|
در تبريز به مناسبت ميلاد حضرت علي هر كس اسمش ميلاد بوده بهش جايزه ميدن!!!!!!
|
|
بزرگترين اختراع
|
شهريار ايثاري
|
Sat Sep 17 2005
|
|
|
از ترکه مي پرسن: بزرگترين چيزي که براي رفع مشکلات بزرگ بشر اختراع شده ، چيست؟ ترکه ميگه: دادگاه طلاق !!!
|
|
قرص
|
شهريار ايثاري
|
Sat Sep 17 2005
|
|
|
ازترکه مي پرسن: چرا وسط قرص ها خط تيره گذاشتن؟ترکه ميگه: واسه اينکه اگه با آب پايين نرفت، با پيچ گوشتي سفتش کنند !!!
|
|
لک لک ها
|
شهريار ايثاري
|
Sat Sep 17 2005
|
|
|
از ترکه مي پرسن: چرا لک لک ها موقع خواب يک پاي خود را بالا مي گيرند؟ ترکه مي گه:اگه دو تا پاي خود را بالا نگه دارند، به زمين مي افتند!!!
|
|
آواز خروس
|
شهريار ايثاري
|
Sat Sep 17 2005
|
|
|
از ترکه مي پرسن: چرا خروسها موقع قوقولي قوقو کردن، چشماشون رو مي بندن؟ ترکه مي گه: آخه آوازشون رو از حفظ هستن!!!
|
|
سيد
|
دوكوهكي
|
Sat Sep 17 2005
|
|
|
دو تا گوجه فرنگي قرمز دعواشون مي شه يه گوجه نرسيده سبز مياد جداشون كنه گوجه قرمز ميگه :سيد تو برو اوبر
|
|
شجاع ترين
|
شهريار ايثاري
|
Sat Sep 17 2005
|
|
|
از ترکه مي پرسن: شجاع ترين انسان روي زمين کيه؟ترکه ميگه: امام جمعه قزوين!!!
|
|
آخرين دندان
|
شهريار ايثاري
|
Sat Sep 17 2005
|
|
|
از ترکه مي پرسن: آخرين دنداني که در دهان انسان در مي آد چه نام دارد؟ ترگه ميگه: دندان مصنوعي !!!
|
|
ساخت شيشه
|
مهدي رضايي
|
Fri Sep 16 2005
|
|
|
از تركه مي پرسن شيشه چطوري ساخته ميشه ميگه:پشم شيشه ميارن واجبي بهش ميزنن
|
|
الاغ
|
hamedkarami
|
Fri Sep 16 2005
|
|
|
يه روزبه یه الاغه می گن گوشات چقدر درازه میگه ؟
آخه هر خوشگلی یه عیبی داره
|
|
mosafer_karaji@yahoo
|
|
Fri Sep 16 2005
|
|
|
از یه ترکه می پرسن جسم شفاف رو تعریف کن . میگه جسمی که از اینطرفش بشه اونطرفش رو دید . میگن آفرین حالا یه مثال بگو ؟ میگه نردبون
|
|
mosafer_karaji
|
|
Fri Sep 16 2005
|
|
|
خدا روز اول زمين را خلق كرد و خوشحال شد.گفت چه زيباست. روز دوم آسمان را خلق كرد و باز هم خوشحال شد. گفت چه زيباست. روز سوم مرد را خلق كرد و باز هم گفت چه زيباست. روز چهارم زن را خلق كرد و گفت ااااامممممممممم اشكال نداره آرايش ميكنه خوشگل ميشه
|
|
|
|
يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن، قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه، يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، ! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازشسوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه: بابا عجب بدبختيهها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو ميخوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلی
|
|
اقا خره
|
بنده خدا
|
Fri Sep 16 2005
|
|
|
يه خره عکس خودشو توي رودخونه ميبينه ، يهو ميگه آآآآآآآآآآآآآآآآ خرماهي
|
|
ازدواج
|
شيدا اوچولو
|
Fri Sep 16 2005
|
|
|
دو تا جوجه قرار مي گذارند ازدواج كنند وقتي بزرگ مي شن مي فهمند هر دوتا خروس اند!!!
|
|
بهشتي وجهنمي
|
علي رضا
|
Fri Sep 16 2005
|
|
|
يك كسي تازه مرده بود وقتي كه به آن دنيا رفت ديد كه جهنمي ها جشن گرفته اند وبهشتي ها گريه ميكنند آن مرد از يكي از جهنمي ها پرسيد كه چه شده گفت پرونده هاگم شده وبهشتي هاهر چه در آن دنيا كرده اند بي نتيجه مانده است
|
|
شورت زنانه
|
مرتضي و حجت
|
Fri Sep 16 2005
|
|
|
تركه ميره شورت بخره فروشنده شورت مردانه نداشته و شورت زنانه به تركه ميده تركه ميكه اين شورت زنانه است فروشنده ميگه فرقي نميكنه و تركه ميگه ميخواهي فرقشو بكنم تو چشمت.
|
|
كلاس رقص
|
شبنش
|
Fri Sep 16 2005
|
|
|
يه روز يه تركه كلاس رقص ميذاره . بعد از يه ماه ورشكست ميشه. چرا؟ چون به هر كي ميرقصيده شاباش ميداده.
|
|
پروانه
|
شهريار ايثاري
|
Thu Sep 15 2005
|
|
|
يک نفر از تيمارستاني ديدن ميکرده. اتفاقا به مريضي بر ميخوره که به آرامي گريه مي کرده و ميگفته : پروانه...پروانه. کمي جلوتر ديوانه اي را ميبينه که خود را به در و ديوار مي زده و فرياد مي زده : پروانه....پروانه... وقتي که بازديد کننده علت را جويا مي شه : بهش ميگن: نقر اول عاشق دختري به نام پروانه بوده که به وصالش نمي رسه. همون دختر را به نفر دوم دادن و حالش اينجوري شده که ميبيني!!!
|
|
وصيت
|
شهريار آيثاري
|
Thu Sep 15 2005
|
|
|
قزويني يه وصيت ميکنه که وقتي من مردم، منو بسوزونين و ازم پودر بچه درست کنين!!!
|
|
سرعت نور
|
شهريار ايثاري
|
Thu Sep 15 2005
|
|
|
رشتي يه ميره کنکره فيزيک و مي گه: من سرعتي مافوق نور کشف کردم . بهش مي گن : بابا اين که امکان نداره! رشتي يه ميگه : فرض کنين همشيره بنده در آن طرف کره ي زمين با يه نره خري همبستر بشه. در همين لحظه من از اين ور کره ي زمين (خوار ....) شدم ديگه!!!
|
|
ني ني
|
شهريار ايثاري
|
Thu Sep 15 2005
|
|
|
رشتي يه مهمون تهروني يه شدن . رشتي يه مي گه: ببخشين ني ني ميتونه توي اتاق شما بخوابه؟ مرد که حوصله ي بچه داري را نداشته ميگه: نه بابا بيزحمت همونجا امشب رو سر کنن. فرداي آن روز تهروني يه داشته توي باغ قدم مي زده ، چشمش به يه دختر 20 ساله ي خيلي خوشگل مي افته.ازش مي پرسه: ببخشين شما؟ دختره با ملاحت جواب مي ده: من ني ني هستم. شما کي هستين؟ مرد که اشتباه خود داشته ديوونه مي شده ، مي گه: من؟ ديوانه...من احمق...من....!!!
|
|
لنز
|
شهريار ايثاري
|
Thu Sep 15 2005
|
|
|
خره لنز آبي مي زنه، ترکه بر وبر نگاش مي کنه. خره مي گه: چيه آهو نديدَي؟
|
|
در مجلس تولد
|
شهريار ايثاري
|
Thu Sep 15 2005
|
|
|
در مجلس تولد 80 سالگي برنارد شاو يک عکاس به او نز ديک مي شه و مي گه: قربان اميدوارم در جشن 90 سالگي تون حضور داشته باشم. برنارد شاو نگاه حکيمانه اي به او انداخت و گفت: بله فکر مي کنم بتوانيد....شما خيلي جوانيد !!!
|
|
عذر بدتر از گناه
|
شهريار ايثاري
|
Thu Sep 15 2005
|
|
|
شاه و ملکه اي از راهي عبور ميکردن . در همين موقع ترکه انگشتي به شاه مي رسونه. شاه بر آَشفته مي شه و مي گه: پدر سوخته با شاه هم بله؟!!!ترکه ميگه: ببخشين قربان .ميخواستم ملکه رو انگشت کنم، اشتباهي دستم به شما خورد!!!
|
|
پري
|
شهريار ايثاري
|
Thu Sep 15 2005
|
|
|
آباداني يه نشسته بوده لب اسکله و با حسرت به داخل آب نگاه ميکرده .در همين موقع يه پري دريايي از آب بيرون مي آيد و مي گه: من سه تا از آرزوهايت رو بر آورده مي کنم.آباداني يه ميگه: دلم مي خواد تيپ آلن دلون و هيکل آرنولد و معامله ام هم اندازه ي اين خره ( اشاره به خري که در اطراف مي چريده مي کنه)باشه.پري ميگه وقتي از خواب بيدار شدي همه اين چيزها بر آورد مي شه. ...صبح که آباداني يه از خواب بيدار مي شه ميبينه تيپش شده آلن دلون و هيکلش مثل آرنولد و وقتي که شلوارش رو در ميآره ميبينه معامله اش غيب شده! آخه اون خره که نشان پري داده بود
ماده بوده!!!!
|
|
آسانسور
|
saeed
|
Thu Sep 15 2005
|
|
|
یک روز یک مرد میخواد سوار آسانسور بشود میبیند نوشته ظرفیت 4 نفر . میگه خدایا 3 نفر دیگه از کجا بیارم
|
|
چوب بستني
|
عليرضا و شيدا و نازنين و ليدا
|
Thu Sep 15 2005
|
|
|
يك روزيك خانم رفته بوددكتورگفت:اقادكتورخودشمابستني مي خوري چوب ميكني تودهانه من
|
|
پشت بوم
|
برات
|
Thu Sep 15 2005
|
|
|
ی شب ترکه بالا پشت بوم می خوابه سرماش می شه پا می شه در پشت بومو می بنده
|
|
نامزدي
|
حسين
|
Thu Sep 15 2005
|
|
|
يه بار به يه تركه ميگن نامزدي مثل چي ميمونه ميگه مثل اينه كه بابات برات دوچرخه بخره نذاره سوار شي
|
|
مار عاشق
|
ليلي از سلماس
|
Thu Sep 15 2005
|
|
|
يه روز يه مار خيلي نارحت بود ازش مي پرسن چرا ناراحتي ميگه هفت سال عاشق يه مار شدم بعد هفت سال فهميدم شيلنگه
|
|
امان ازعاشقي
|
داريوش-شهرضا
|
Wed Sep 14 2005
|
|
|
يه روزيه بسيجي عاشق ميشه نوارخالي گوش ميكنه
|
|
ماه عسل
|
علي
|
Wed Sep 14 2005
|
|
|
بچه به باباميگه بابامن با مامان وتو كه رفتي ماه عسل بودم بابا ميگه رفتنش بامن بودي برگشتنش با ماما
|
|
صف نانوایی
|
|
Wed Sep 14 2005
|
|
|
ِيه روز تو صف نانوايی در قزوين دست نفر اول ميره تو پيريز برق تا ته صف همه ميميرن
|
|
تصادف
|
بهزاد
|
Wed Sep 14 2005
|
|
|
تركه ميبينه خيابون شلو غه بدوبدو ميره اونچا مي پرسه آقاچي شده؟آقاچي شده؟
يكي ميگه هيچي بابا يارو داشته تند ميرفته زدن گوزپيچ شده.
يكي ازراه مي رسه ميپرسه :آقاچي شده؟
تركه ميگه:والانمي دونم ياروپيچيدني گوزيده ياگوزيدني پيچيده.
|
|
ادا
|
محسن توکلی
|
Wed Sep 14 2005
|
|
|
رشتيه ميره خونه ميبينه برادرش خوابيده روي زنش بهش ميگه پاشو كره خر اداي منو درنيار
|
|
اصفهانی
|
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
Wed Sep 14 2005
|
|
|
یه روز یه اصفهانی اذواج میکنه برای اینکه خرجش کمتر بشه تنها میمره ماه عسل
|
|
عزرائيل
|
شهريار آيثاري
|
Wed Sep 14 2005
|
|
|
عزرائيل ميره جون قزويني يه را بگيره، قزويني يه ميگه : قربونت بيزحمت دولا شين اون وصيت من رو از زير قالي بدين به من!!!
|
|
پرتغال
|
امین
|
Wed Sep 14 2005
|
|
|
یه روزترکه پرتغال پوست مکنه میگه خدا کنه توش موزباشه
|
|
آدم شدن ترکها
|
محمود شادکام از دیار کوروش کبیر(مرودشت)
|
Tue Sep 13 2005
|
|
|
به ترکه میگن کی آدم میشی؟ میگه هی من اهل این قرتی بازِِِِِِیها نیستم
|
|
عکاسی
|
دوربين خبر ساز
|
Tue Sep 13 2005
|
|
|
يه ترکه ميخواسته از خودش عکس بگيره منتها دوربين نداشته بهمين خاطر مياد اتوبان تهران-کرج و با سرعت بالای 120 تا شروع ميکنه به دويدن.
|
|
|
|
ترک زنش را شب بعد از عروسی میکشه میگن چرا کشتیش میگه دختر نبود میگن چرا شب اول نکشتیش میگه بود.
|
|
عشقی
|
هو تن
|
Tue Sep 13 2005
|
|
|
آیت الله عشقی زنگ میزنه به آیت الله ملکوتی میگه من عشقی هستم ملکوتی هم می گه کجاهستی برادر که من از تو هم عشقی ترم!!!!
|
|
كويت
|
سجاد طاهرزاده از شوش دانيال
|
Mon Sep 12 2005
|
|
|
يه بار از يه عرب مي پرسن :
اگه همه دنيا رو بهت بدن چكار ميكني ؟
ميگه :
ميفروشم . ميرم كويت!!!
|
|
قزويني
|
سميرا
|
Mon Sep 12 2005
|
|
|
ي روز يه قزوينيه تصميم ميگيره بره كوه نوردي همينطوريكه داشته از كوه ميرفته بالا متوجه جمعيت زيادي جلوتر از خودش ميشه با خودش ميگه من و اينهمه خوشبختي محاله
|
|
دندانت هنوز هم درد می کند
|
ز.ح
|
Mon Sep 12 2005
|
|
|
شخصي كه روز قبلش به اداره نرفته بود رعيسش از او پرسيد :ديروز كجا بودي؟ گفت جناب رعيس : ديروز دندانم درد مي كرد نزد پزشك رفته بودم . رعيسش پرسيد : هنوز هم درد مي كند ؟ گفت : چه عرض كنم چون دكتر پس از كشيدن ديگر انرا به من پس نداد.
|
|
کتلت
|
شهريار ايثاري
|
Sun Sep 11 2005
|
|
|
يعقوب داشته کتلت مي خورده . در همين موقع رفيقش از راه مي رسه . يعقوب دستپاچه مي شه و مي گه: کتلت يه شب مونده مي خوري؟رفيقش با خوشحالي مي گه:آره.يعقوب ميگه: خوب برو فردا بيا!!!
|
|
|
Pages: [<<] 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 ... [>>] |