در قسمت پاين اين صفحه مي توانيد جوک هاي خود را بنويسيد تا ديگران ازخواندن آنها لذت ببرند ،همچنين شما نيز هر روز با خواندن جوکهاي جديدي که توسط ديگر کاربران در اين قسمت گذاشته مي شود مي توانيد لحظات خوشی داشته باشيد.
توجه : قسمت جوک ايران وطن درصدد توهين به قوم و نژاد خاصی نمی باشد و نسبت به جوکهای ارسالی توسط کاربران هيچ گونه مسئوليتی ندارد
تعداد كل جوکهاي ارسال شده توسط كاربران : 1313
|
|
ليست جوک ها |
|
Pages: [<<] 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 ... [>>] |
|
نجیب
|
Joker
|
Thu Sep 22 2005
|
|
|
به رشتيه ميگن تو شهر شما دختر پاكدامن هم پيدا ميشه . رشتيه ميگه : آره . ولي 1000 تومن گرونتره .....
|
|
بيابگرد
|
رضا
|
Thu Sep 22 2005
|
|
|
به يه تركه ميگن تو تركي , تركه ميگه نه به خدا بيا بگرد
|
|
2 نفر
|
نويد
|
Thu Sep 22 2005
|
|
|
تركه داشته خاطره تعريف مي كرده ميگه ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد البته سال چهل و نه دو نفر خيلي بود!!!!
|
|
مرغ
|
رضا 2000
|
Thu Sep 22 2005
|
|
|
يه روز يه مرغه ميره مغازه ميگه اقا تخم مرغ داريد فروشنده ميگه خودت مگه تخم نمي زاري مرغه ميگه من لوله هامو بستم
|
|
سوال
|
ژاله
|
Thu Sep 22 2005
|
|
|
يه روز يه أقاي البرادعي (رييس أژانس انرژي اتمي)ميگن:ببخشيد شما دكتريد ديگه؟ ميگه:بله ميگن: پس چرا تو أژانس كار مكني؟
|
|
ضايع
|
شهريار ايثاري
|
Thu Sep 22 2005
|
|
|
ترکه مي خوره زمين، براي اينکه ضايع نشه تا خونه سينه خيز ميره!!!
|
|
شکار خرگوش
|
شهريار ايثاري
|
Thu Sep 22 2005
|
|
|
ترکه مي ره شکار خرگوش ، خودش رو به شکل هويج در مي آره!!!
|
|
هلو
|
شهريار ايثاري
|
Thu Sep 22 2005
|
|
|
به ترکه مي گن : سه تا ميوه را نام ببر که با سين شروع بشه. ترکه ميگه : سيب، سير، سحر.ميپرسن سحر که ميوه نيست! ميگه: نميدوني چه هلويي يه!!!
|
|
جزيره آدمخورا
|
شهريار ايثاري
|
Thu Sep 22 2005
|
|
|
ترکه را آدمخورا ميگيرندش، رئيس شون ميگه: اين رو پوستش رو بکنيد تا ازش قايق درست کنيم.ترکه چاقو را بر ميداره و چند بار فرو ميکنه توي شکمش. ازش ميپرسن چرا همچين کردي؟ ميگه: قايقتون رو سوراخ کردم!!!
|
|
از لهجه
|
شهريار ايثاري
|
Thu Sep 22 2005
|
|
|
ترکه مي ره بقالي و ميگه: ببخشين بيزحمت يه کيلو پنير بدين. فروشنده مي گه: شما ترکين؟ ترکه ميگه: از کجا فهميدي؟ طرف ميگه: از لهجه. ترکه با خودش ميگه: من بايد اين لهجه را درست کنم. ميره 10 سال خارج و وقتي بر ميگرده، مي ره توي همون مغازه و مي گه: نيم کيلو پنير بدين.يارو ميگه: شما ترکين؟ ترکه مي گه: از کجا فهميدين؟ يارو ميگه: آخه اينجا 5 ساله که بانک شده!!!
|
|
مليت
|
شهريار ايثاري
|
Thu Sep 22 2005
|
|
|
از ترکه مي پرسن: شما بچه تهران هستي ؟ ترکه با ملاحت ميگه: چشماتون قشنگ ميبينه!!!
|
|
اي بابا
|
شهريار ايثاري
|
Thu Sep 22 2005
|
|
|
ترکه سربازيش تموم مي شه . وقتي کارت پايان خدمتش رو ميگيره، نگاه مي کنه و ميگه: اي بابا .من که از اينا چهار تا دارم!!!
|
|
عجب
|
شهريار ايثاري
|
Thu Sep 22 2005
|
|
|
به ترکه ميگن: خيلي آقايي .ترکه ميگه : ما بيشتر!!!
|
|
220
|
شهريار ايثاري
|
Thu Sep 22 2005
|
|
|
ترکه دو تا دزد ميگيره، زنگ مي زنه 220!!!
|
|
دانلود
|
شهريار ايثاري
|
Thu Sep 22 2005
|
|
|
رشتي يه عکس لخت زنش رو انداخته بود روي دسکتاپ . بچه اش اعتراض ميکنه .رشتي يه ميگه: هيس! هيچي نگو. از اينترنت داون لود کردم!!!
|
|
فيلم
|
شهريار ايثاري
|
Thu Sep 22 2005
|
|
|
رشتي يه فيلم سوپر ميبينه که هنرپيشه نقش اولش، زن خودش بوده. وقتي فيلم تموم مي شه، رشتي يه نفس راحتي ميکشه و مي گه: آخيش . خدا را شکر که فيلم بود!!!
|
|
پسته و موز
|
روح الله کرمی.شیراز
|
Thu Sep 22 2005
|
|
|
یه روزیه پسته با یه موزی دعوا میکنه موزبه پسته میگه تو چرا همیشه دهنت بازه و میخندی.پسته میگه به موزه برو بی چاره فکر خودت رو بکب که برای 200 تومان شلوارتو میکشی پایین.
|
|
پنکه
|
محسن-اصغر
|
Wed Sep 21 2005
|
|
|
ترکه پسرش بهش ميگه بابا پنکه سقفيمون سوخته باباش ميگه کره خر وقتی 15 نفر زيرش ميخوابن ميخوای نسوزه
|
|
خروس حال كنيد
|
امير ومصطفي ديديديد
|
Wed Sep 21 2005
|
|
|
يه روز دوتامرده از هم ميپرسن چرامرغ سينه نداره اويكي ميگه چون خروسا دست ندارن
|
|
اكس
|
آرش از بروجن
|
Wed Sep 21 2005
|
|
|
يه روز يه اصفهاني قرص اكس مي خوره ميره تو تاكسي دونفر را حساب ميكنه؛
|
|
آباداني
|
آرش از بروجن
|
Wed Sep 21 2005
|
|
|
يه باربه يه آباداني و اصفهاني وتهراني مي گن كه كي ماهي بزرگ گرفته.اصفهاني ميگه من ماهي 18 متري گرفتم.
تهراني ميگه19متري.آباداني ميگه10متري.بهش ميگن اينكه از
همه كوچيكه.ميگه:ولك چشاش اينقدره......
|
|
سپاسگذاري كردن
|
آرش االلهياري از تبريز
|
Wed Sep 21 2005
|
|
|
اولي:چه حيواني خوراك و پوشاك شما را تامين مي كند؟
دومي:پدر
|
|
|
|
یه روز عربه میره تضاهرات میگه ولک چقدر شلوغه برمیگرده!
|
|
شوخي
|
mohammadreza az:khash
|
Wed Sep 21 2005
|
|
|
به تركه ميگن يه پستانداره پرنده اسم ببر ميگه:مهمانداره هواپيما
|
|
ميدان
|
مجيد عرب احمدي از شاهرود
|
Wed Sep 21 2005
|
|
|
يه روز ميبينند يه تركه دور ميدان هي دور ميزنه ازش ميپرسندچرا اين كار را ميكني ميگه تقصير من نيست راهنمام گير كرده
|
|
|
|
از یک کچله می پرسند چرا مو نداری:گفت سرم به مو حساسیت داره
|
|
اشتها
|
شهريار ايثاري
|
Tue Sep 20 2005
|
|
|
از ملا پرسيدند: تو اشتها داري ؟ ملا گفت: من بيچاره توي دنيا فقط همين يه چيز را دارم!!!
|
|
پوست روباه
|
شهريار ايثاري
|
Tue Sep 20 2005
|
|
|
خانمي از شوهرش گله داشت که پوست روباهي که سال گذشته خريداري کرده اند، کهنه شده . خانم گفت: به نظرم مي خواي من اين پوست روباه را تا آخر عمر داشته باشم!شوهر گفت: چه اشکال داره؟ خود روباه هم اين پوست را تا آخر عمر خود به تن داشت!!!!
|
|
قلب سگ
|
شهريار ايثاري
|
Tue Sep 20 2005
|
|
|
قلب سگي را به جواني پيوند زدند . پس از مدتي دکترازاو پرسيد: شما ناراحتي خاصي نداريد؟ جوان گفت: خير فقط تنها ناراحتي من اين است که به هر درخت يا تير برق که مي رسم، يک پايم ناخود آگاه بالا مي رود.!!
|
|
خسيس
|
شهريار ايثاري
|
Tue Sep 20 2005
|
|
|
مردي خسيس يک خوشه انگور را به خانه برد و به زن و فرزندانش هرکدام يک دانه داد. بچه ها گفتند: بابا جان چرا يک دانه؟ مرد جواب داد: عزيزانم ! بقيه اش هم همين مزه را مي دهد!!!
|
|
کوسه
|
شهريار ايثاري
|
Tue Sep 20 2005
|
|
|
يه روز يه کشتي غرق مي شه، هندي يه و ترکه و آمريکايي يه مي پرن توي دريا. کوسه مي آد آمريکايي يه و ترکه را ميخوره ولي هندي يه را ول مي کنه. ازش مي پرسن چرا هندي يه را نخوردي ؟ گفت: آخه يکي از هم قطاراي ما هخفته پيش يکيشون رو خورد، از اون روز تا حالا داره کونش مي سوزه!!!
|
|
جراح تازه کار
|
شهريار ايثاري
|
Tue Sep 20 2005
|
|
|
جراح وقتي از اتاق عمل خارج شد، رئيس بيمارستان ازش پرسيد: اميدوارم که عمل موفقي را انجام داده باشيد.. جراح تازه کار با دستپاچگي گفت: چي فرمودين؟ عمل؟ مگه اونو براي تشريح اينجا نياورده بودين؟!!!
|
|
فرق فيلم ها
|
شهريار ايثاري
|
Tue Sep 20 2005
|
|
|
ميدانيد فرق فيلم سوپر و فيلم جنگي چيه؟ در فيلم جنگي اونا خودشون رو ميکشن و ما حالش رو مي بريم ولي در فيلم سوپر اونا حالش رو مي برن و ما خود مون رو مي کشيم!!!
|
|
ضعف چشم
|
شهريار ايثاري
|
Tue Sep 20 2005
|
|
|
مردي براي معاينه چشم پيش دکتر رفت . دکتر از فواصل مختلف تابلوي تست بينايي را باو نشان داد ولي فايده اي نداشت .دکتر اشيا مختلف را به او نشان داد ولي باز هم بيمار موفق به ديدن آنها نشد. دکتر باعصبانيت سيني گرد بسيار بزرگي را از فاصله يک قدمي به او نشان داد و پرسيد: اين چيه؟ بيمار گفت: اختيار دارين آقاي دکتر.ديگه اين سکه ي دو زاري را در آنطرف اتاق مي توانم ببينم.!!!
|
|
دو رکعت نماز
|
شهريار ايثاري
|
Tue Sep 20 2005
|
|
|
ملا نصر الدين به دوست بخيلي رسيد و گفت: چرا مرا تا حالا به خانه خود دعوت نکردي؟ دوست بخيل گفت: آخه از اشتهاي تو خبر دارم.تو هنوز لقمه اول را نخورده اي ، لقمه دوم را برميداري و مرا بيچاره ميکني. ملا گفت: تو مرا دعوت کن، من قول ميدهم وسط هر لقمه دو رکعت نماز بخوانم!!!
|
|
اخلاط خون
|
شهريار ايثاري
|
Tue Sep 20 2005
|
|
|
معلم از دانش جويان رشته زيست شناسی پرسيد: آگر خون (گودرز) را با خون (نازيلا) که هر دو از دو گروه خوني هستند، مخلوط کنيم چه خوني به دست مي آيد؟ يکي از دانش آموزان گفت: گودزيلا!!!
|
|
شام
|
شهريار ايثاري
|
Tue Sep 20 2005
|
|
|
اصفهاني يه و خانمش آخر شب به رستوران رفتند. گارسون گفت: فقط به اندازه ي يه نفر شام داريم. اصفهاني يه گفت: پس خانم چي بخورن؟!!!
|
|
کم اشتها
|
شهريار ايثاري
|
Tue Sep 20 2005
|
|
|
پزشک به بيمارش گفت: شما ضعيف شده ايد و براي تقويت بايد هر روز کباب و ماهي و مرغ و امثال اين ها ميل کنيد. بيمار گفت: اينها که فرموديد، بايد قبل از غذا بخورم يا بعد از غذا؟
|
|
خواستگاري
|
mona & hamid .d
|
Tue Sep 20 2005
|
|
|
جلسه خواستگاري بعد از نيم ساعت سکوت(قابل توجه خيليها) مادر داماد : ببخشين ، كبريت دارين؟ خانواده عروس : كبريت ؟! كبريت براي چي!؟ ...مادر داماد : والا پسرم مي خواست سيگار بكشه خانواده عروس : پس داماد سيگاريه....!؟ ..مادر داماد : سيگاري كه نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سيگار مي چسبه خانواده عروس : پس الكلي هم هست..!؟ مادر داماد : الكلي كه نه... والا قمار بازي كرده و باخته ! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره خانواده عروس:اٍ ... پس اقا داماد قمارباز هم هستن!!!؟ مادر داماد: قمار باز؟!! ... نه آخه بچم از وفتي رفت زندان ياد گرفته وگرنه بلد نبود ... خانواده عروس : پس زندان هم رفتن؟! اخه گفتن معتاده بعد گرفتنش ! راستي عروس گلم پس چرا نمياد؟؟
|
|
عروسي
|
حميد بافكر روستاي شارك
|
Tue Sep 20 2005
|
|
|
يه روز يك تركه را در عروسي جو ميگيره به عروس شماره تلفن ميده
|
|
بدآموزي
|
يلدا
|
Tue Sep 20 2005
|
|
|
يه روز يه بچه به مادرش ميگه مامان توي مهدكودك بچه ها خيلي حرفاي بد
ميزنن. مادرش ميگه پسرم تو يه وقت اين حرفارو تكرار نكنيها. بچه ميگه من به
كو... ننم ميخندم كه تكرار كنم.
|
|
|
|
يه زنه توي تاكسي وسط آقاهه و ملاهه ميشينه. تاكسي مي پيچه زنه مي افته رو آقاهه. ملا ميگه استغفرالله تاكسي دوباره مي پيچه زنه مي افته رو ملاهه.ملا ميگه الحمدالله.
|
|
شلوار خاكي
|
حسين از لندن
|
Tue Sep 20 2005
|
|
|
ي روزبه ي عربي ميگن پشت شلوارت خاكي عرب چند دقيقه فكر ميكنه بعد ميگه ولك پس ميخواستي آسفالت باشه
|
|
mosafer_karaji
|
|
Mon Sep 19 2005
|
|
|
مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند
. ارزان هستند و غير قابل اطمينان
(که به درد موزه می خورن)
|
|
mosafer_karaji
|
|
Mon Sep 19 2005
|
|
|
قابل توجه 90% از آقایون:
مردها مثل « آگهي بازرگاني » هستند
. حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد
|
|
mosafer_karaji
|
|
Mon Sep 19 2005
|
|
|
مردها مثل « موز » هستند
. هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند
|
|
mosafer_karaji
|
|
Mon Sep 19 2005
|
|
|
قابل توجه 90% از آقایون حال به همزن:
مردها مثل « مخلوط كن » هستند
در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد
|
|
سيد خندان
|
داش مهدي از قم
|
Mon Sep 19 2005
|
|
|
يه روز يه زنه مي خواسته سوار ماشين بشه به راننده ميگه آقا سيد خندان ميريد ؟ راننده ميگه اگه نميريد كه مي تركيد.
|
|
شماره تلفن
|
رادوين
|
Mon Sep 19 2005
|
|
|
يه روز يه تهراني رو تو عروسي جو ميگيره به عروس شماره تلفن مي ده
|
|
پلاك
|
ميثم تركه
|
Sun Sep 18 2005
|
|
|
يك روز يك تركي داره ماشينش رو ميشوره و از پلاك شروع كرده ميگن چرا از پلاك شروع كردي ميگه دفعه قبل از سقف شروع كردم وقتي رسيدم به پلاك ديدمماشين مال خودم نيست.
|
|
|
Pages: [<<] 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 ... [>>] |