صفحه اول گپ صوتي ويديو چت جوك شعر آشپزي چهرهاي ايراني

در قسمت پاين اين صفحه مي توانيد جوک هاي خود را بنويسيد تا ديگران ازخواندن آنها لذت ببرند ،همچنين شما نيز هر روز با خواندن جوکهاي جديدي که توسط ديگر کاربران در اين قسمت گذاشته مي شود مي توانيد لحظات خوشی داشته باشيد.

توجه : قسمت جوک ايران وطن درصدد توهين به قوم و نژاد خاصی نمی باشد و نسبت به جوکهای ارسالی توسط کاربران هيچ گونه مسئوليتی ندارد


تعداد كل جوکهاي ارسال شده توسط كاربران : 1313
ليست جوک ها
  Pages: [<<] 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 ... [>>]
اكس بهزادرودهني Thu Oct 13 2005
گوسفند اكس ميخوره ميره سر چهارراه ميگهه كشتارگاه

دلار Thu Oct 13 2005
زن رشتيه دلارهاي شوهرش را بر ميداره و روي انها دراز ميكشه.وقتي شوهرش علت اينكارو مي پرسه زنه ميگه:اخه دلار دائم در نوسانه.

شکار شير شهريار ايثاري Wed Oct 12 2005
رشتي يِه ميره شکار شير و تا شيره را ميبينه تفنگ را بالا مي آره و شليک ميکنه ولي به شيره نمي خوره. شيره مي ره سراغ رشتَي يه و تا مي آد بخوردش ، رشتي يه ميگه: منو نخور من زن و بچه دارم. شيره ترتيب رشتي يه را مي ده و ميگه: ديگه از اين کارا نکني ها.تا شيره دور ميشه، تفنگ رو بر ميداره و شليک مي کنه ولي دوباره به شيره نمي خوره. شيره مي آد و رشتي يه را دراز ميکنه و ترتيبش رو ميده و ميگه ديگه از اين کارا نکني ها. تا شيره دور مي شه براي بار سوم رشتي يه تفنگ رو بر ميداره و شليک ميکنه. شيره براي سومين بار مي ره سروقت رشتي يه و باعصبانيت ميگه: بابا تو اومدي شکار يا اومدي ...بدي ؟!!!

سربازي شهريار ايثاري Wed Oct 12 2005
رشتي يه معاف مي شه . ميگن : چه طوري معاف شدي ؟ ميگه: آخه من تک پدر بودم.!!!

گدا اعظم Wed Oct 12 2005
يكبار يه گدايي اخر شب ميره گدايي بهش ميگن چرا حالا اومدي گدايي ميگه اومدماضافه كار

مهندس مرمر Wed Oct 12 2005
يك روز حاج آقايي در مجلس موعظه بود وبه مردم ميگفت بچه دار شويد زيرا خداوند به ازاي هر بچه اي كه به دنيا مي آوريد قصري در بهشت به شما مي دهداز قضا همسر اين حاج آقا آنجا بود شب كه حاج آقا به خانه آمد ديد زنش بهش مي گويد حاج آقا نمي خواهي براي خودت قصري توي بهشت بسازي و... بعد ازمدتي گفت حاج آقا پس من چي و حاج آقا... حاج آقا پس پسرمان چي حاج آقا گفت بگير اين آقا مهندسرو تا صبح خانه بساز

خر کورش.ت Wed Oct 12 2005
خر لنز آبی ميزنه میره تو جنگل حیوونا چپ چپ نگاش می کنند ميگه هااااااااااا ... چيه آهو نديديد

قبولی کنکور پژمان Wed Oct 12 2005
يه رشتيه با رتبه 500000 تو کنکور پزشکي دانشگاه تهران قبول می شه بعد تحقيق می کنند می فهمند فرزند چهار تا شهيد بوده .

جريان الناز از قم Wed Oct 12 2005
يه روز يه ترك ميره وسط دريا ميشينه بهش ميگن چرا اينجا نشستي؟ ميگه ميخام در جريان باشم

آرزوی دخترها Ali_silver65 & gharibaneashena Wed Oct 12 2005
يه روزي از يه دختره مي پرسن آرزويه دخترا چيه؟ ميگه اينكه بتونيم قد ديوار بشاشيم .

صرفه جویی بادی Wed Oct 12 2005
به ترک میگن تو مصرف آب صرفه جوی کن میره زن حامله میگیره

پرتغال ياسر رحماني Tue Oct 11 2005
يه روز پرتغاله خودشو به ديوار ميزنه ازش ميپرسن چرا اين كار ميكني جواب ميده مي خوام پرتغال خوني بشم

عيس(عكس) gorgali Tue Oct 11 2005
لره ميره شهر كه شناسنامه بگيره از او عكس مي خوان ميره عكاسي .عكاس بش ميگه اين چه سر وضعيه بايد يه كم درستت كنم خلاصه كمي سرووضعشو درست ميكنه عكسشو مي گيره وقتي عكسا آماده مي شن لره ميگه : اي مونوم ؟ميگن آره .ميگه يكيش بدين بورم سي زينم.وقتي ميره چه عكسو نشون زنش ميده ميگه اگه گودي(گفتي) اي كيه؟ميگه شاهه؟ ميگه نه ميگه : وزيره؟ ميگه نه؟ ميگه استانچاره؟ ميگه نه .يه راهنماييت مكنم. كسيه كه هرشب پيشت مي خوابه! ميگه : ها خو زوتر ايگدي.رييس پاسگاهه!

خر دج علي رد Tue Oct 11 2005
تركه زنگ ميزنه به 118ميگه شماره احمداقا رو دارين ... يارو ميگه نه... تركه ميگه پس بنويس،،،،

رانيه هلو اتنا شرقي Tue Oct 11 2005
يه روز از يه نفر ميپورسن ميدوني 15 تا دوختر توي استخر چي ميشه جواب ميده نه چي ميشه ميگه ميشه رانيه هلو

توليد مثل سامان از اصفهان Tue Oct 11 2005
معلم از دانش اموز ميپرسه انسانها به چه روشي توليد مثل مكنند. دانش اموز جواب ميده بروش خوابانيدن و قلمه زدن

ترك ونوشابه mojtaba Mon Oct 10 2005
تركه يك چراغ جادو يدا ميكنه مشغول تميز كردن چراغ ميشه يك دفه غول چراغ جادو مياد بيرون به تركه ميه متوني 2 تا ارزو كني بعد تركه ميگه يك نوشابه خانوادگي ميخام كه تا اخر عمرم تموم نشه غول چراغ ارزوي تركه رو بر اورده ميكنه بعد ميگه خوب ارزوي دومت چيه تركه ميگه يكي ديگه از همون نوشابه ها مي خوام

2*2 هادي رحمتي Mon Oct 10 2005
به يك تركه ميگن: 2*2 چند مي‌شه؟ ميگه: 5 تا! مي‌گن: برو بابا، 4 تا ميشه! ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم!

در و پنجره سياره درخشان شب Sun Oct 09 2005
تركه در و پنجره ساز بوده ميره خواستگاري ازش مي پرسن اقا داماد چي كارن كلاس ميزاره ميگه ويندوز نصب مي كنم.

سيندرلا ازاد Sun Oct 09 2005
به تركه ميگن چهار تا اسم بگو كه اخرش با لا نموم بشه ميگه نصرالله -يدالله -عبدالله -سيندرلا

پروانه محمد احمدي .تهران Sun Oct 09 2005
تركه مي ره خواستگاري اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بود بهش مي گفته آهو خانم.خلاصه دختر چاي مي ياره تركه مي گه دست شما درد نكنه آهو خانم دختره شاكي مي شه مي گه اسم من پروانست .تركه مي گه اي بابا فرقي نمي كنه حيوون حيوونه ديگه

بچه اول و آخر طاها عباسي Sat Oct 08 2005
فرق بچه اول با بچه آخر چيه ؟ بچه اول حاصل يك عشق تازه است ولي بچه آخر حاصل يك كاندوم پاره است .

اضافه كاري واچيك غذريانس oktobr .2005.7. Sat Oct 08 2005
رشتي بادوستش مي يادخونه ميبينه چند جوفت كفش جلو خونه شه.به دوستش ميگه خانومام.اضافه كاري داره

لباس فروشي مهشيد Fri Oct 07 2005
يه روز يه تركه ميره لباس فروشي ميگه اقا شلوار دارين فروشنده ميگه مردونه تركه ميگه خدا وكيلي

توهم بي خيالش Fri Oct 07 2005
يه روز يه موتوري با يه گنجشكي تصادف ميكنه بعد گنجشكه رو ميبره خونش بالشو بقيه جاهاشو باند پيچي ميكنه ميذارتش تو قفس تا خوب بشه بعد از چند ساعت كه گنجشكه به هوش مياد ميبينه دوروبرش ميله ميزنه تو سرش بعد ميگه ديدي چي شد موتوريه مرده

شوهر خوب اسي چپ ممنوع Fri Oct 07 2005
تركه ميره امامزاده مي بينه يه دختره ميگه خدايا يه شوهر خوب به من بده ، تركه خودشو ميندازه بغله دختره ميگه خدايا هل نده

کولر حسین Fri Oct 07 2005
ترکه ديش ماهوارشو ميذاره رو پشت بوم روش مينويسه کولر!!!

يخ داش مهدي از قم Thu Oct 06 2005
عربه تو ماه رمضان مي‏ره در خونه رفيقش مي‏بينه كه رفيقش يك زن لخت رو گذاشته تو يخ، مي‏گه ولك چرا اين طوري كردي؟ مي‏گي گذاشتم براي بعد از ماه رمضان خراب نشه

راعد برق مصطفي Thu Oct 06 2005
يك نفر هر موقع هوا رعد برق مزد مخنديد بهش مي گن چرا مي خنديد مگه مگر نمي بيني عكس مي اندازند

ترک و مسجد مجتبی Thu Oct 06 2005
تركه ميره مسجد نماز بخونه بعد از نماز كه از مسجد بيرون مياد مي بينه کفشاش نيست مي گه آي بابا من كي رفتم

فلش شهريار ايثاري Thu Oct 06 2005
رشتي يه يه جوراب نو مي خره و مي ره خونه و با خوشحالي مي گه: زنجان اگه گفتي امروز من چي خريدم؟زنش مي گه: پيراهن نو ؟ رشتي يه ميگه: نه و پيرهن خود رو از تن بيرون مي آره. زنش مي گه: کفش نو ؟ رشتي يه ميگه: نه و باز کفش را از پاش در مي آره. و اين کارا ادامه ميده تا جايي که حتي شورتش را هم در مي آره. ولي زنش بازم نمي فهمه . رشتي يه حوصله اش سر مي ره و ميگه: عجب خري هستي ...ببين فلش کجا را نشون مي ده!!!

زن بستون جعفر Wed Oct 05 2005
ترك ميگن چرازن نمي گيري ميگه كي زنشو ميده به من

ضامن مانا Wed Oct 05 2005
غضنفر میره بانک وام بگیره ضامن نداشته منفجر میشه

صلوات علی Wed Oct 05 2005
یه بار چندتا ترک سوار اسانسور میشن.یه مهندس میاد دکمه ی اسانسورو میزنه ترکا میگن سلامتی اقای راننده صلوات

بيل ندا عليزاده Tue Oct 04 2005
يه روز يه دختر وپسري با هم ازدواج مي کنندبعد از چند روز مادر دختره زنگ مي زنه ميگه دخترم داري چه کار مي کني دختره ميگه داريم با بيل غذا ميخوريممادره ميگه الهي مادرت قربونت بره مگه قاشق نداريد داريد با بيل غذا ميخوريد( بيل هم اسم شوهرش بوده)

رنو نیما Tue Oct 04 2005
به رشتيه می گن زنت رو ديديم تو يه رنو با 5 تا مرد.رشتيه ميگه آفرين رنو

رشتيه بي غيرت ره گذر عمر Tue Oct 04 2005
روز يه رشتيه مي ياد تهران و توليدي شورت زنونه راه ميندازه بعد از يه مدت كارش ميگيره زنگ ميزنه به زنش ميگه خانم بيا بين من با شورت چه غوغايي كردم زنه ميگهتو بيا بين من بي شورت چه غوغايي كردم . (باحال بود خوشتون اومد .... حالا بخنديد)

كلاس بازم مجيد Tue Oct 04 2005
خانم معلم سر كلاس به بچه ها ميگه : بچه ها ساكت باشين ميخوام امروز براتون تعريف كنم اولين و دومين آدم روي زمين چطوري بوجود اومدن ، يكي از بچه شيطونهاي كلاس ميگه: خانوم اجازه ما اولي و دومي رو ميدونيم. اگه ممكنه بگيد سومي و چهارمي چطوري به دنيا اومدن!

يه جوك ناب رشتي ديگه مجيد Tue Oct 04 2005
به يه رشتي ميگن : بي غيرت شنيدي سه تا مرد زنت رو بردن توي جنگل و ك ... ش گذاشتن؟ رشتيه ميگه بابا اينا جنگل نديئن كه . چهار تا درخت بوده بهش ميگن جنگل

دختر بازي به شيوه تركها مجيد Tue Oct 04 2005
يه تركي روبروي سينما با يه دختر خراب دوست ميشه ، دختره به اون ميگه اسم من كتايونه بروبچ به من ميگن كتي تركه ميگه اسم من چراغعليه دوستام بهم ميگن چراغ گرد سوز. توي صف بليط تركه يواشكي به دختره ميگه كتي دست بزنم؟ دختره ميگه نه صبر كن اينجا زشته بزلر بريم تو سينما. وقتي ميرن تو سالن انتظار تركه ميگه حالا دست بزنم؟ دختره ميگه اي بابا چقدر عجله داري صبر كن بريم تو سالن وقتي ميرن تو سالن تركه ميگه حالا دست بزنم؟ دختره ميگه صبر كن مردم مي بينن زشته بزار چراغها خاموش بشه وقتي چراغها خاموش ميشه دختره كه حسابي آماده شده ميگه عزيزم حالا وقتشه دست بزن تركه شروع ميكنه به كف زدن. دختره كه حسابي كلافه شده بود به تركه ميگه تو مگه دست نداري ميگه چرا دختره ميگه مگه لب نداري ميگه چرا دختره ميگه اي بابا تا فيلم تموم نشده يه كاري بكن تركه شروع ميكنه با دست به لبش بزنه و صدا كنه ...اوبابابابا

تاكسي مجيد Tue Oct 04 2005
يه خانوم در تهران به راننده ميگه آقا ببخشيد كريم خان ميريد؟ راننده نگاهي به خانوم خوشگله ميكنه و مي گه معلومه آبجي ، اگه نمي ريد كه مي تركيد.

محكم كاري صابر Tue Oct 04 2005
يه لره داشته با زور هر چه تمام تر وضو مي گرفته بهش ميگن چرا اينقدر محكم وضو ميگيري ميگه : ايتو مكونم كه هيش گوزي باطلش نكنه

مادرر بزرگ اميد.م.ا Tue Oct 04 2005
به يه تركه ميگن يه پستاندار بدون دندون نام ببر ميگه:مادر بزرگم

اتاق خواب م رضا ب Sun Oct 02 2005
يه بار يه پسره ميره تو اتاق خواب بابا و مامانش ميگه بابا من ميرترسم ميخوام بيام ابنجا بخوابم باباش ملگه برو گم شو مگه نمي بيني جا نيست منم روي مامانت خوابيدم

تركه سلطان Sun Oct 02 2005
دو تا رشتي داشتن با هم صبحت مي كردن اولي به دومي ميگه وقتي ميگن تركها خرن واقعا" خرن دومي مي پرسه چرااولي ميگه آخه اين اكبر آقا همسايه ما زن داره ولي شبها مياد كنار زن من مي خوابه

كيوسك س. ن Sun Oct 02 2005
تركه از كيوسك تلفن مي آد بيرون، يكي ازش مي پرسه سالمه، ميگه آره فقط آفتابه نداره.

دوستی مار رضا جان Sun Oct 02 2005
به یه ماره می گن چرا غمگینی؟می گه دو ساله با همسایمون دوستم تازه فهمیدم یه تیکه شیلنگه

طوطي عجيب شهريار ايثاري Sun Oct 02 2005
مردي وارد مغازه پرنده فروشي شدو يک طوطي خواست. فروشنده طوطي زيبايي را براي او آورد و گفت: اين طوطي قيمتش دويست هزار تومانه و تخم هاي چهار گوش مي کنه. خريدار با تعجب گفت: آيا حرف هم مي زنه؟ فروشنده گفت: نه .فقط موقعي که تخم مي کنه مي گه: آخ!!!

نشان دادن شهريار ايثاري Sun Oct 02 2005
شخصي را به جرم قتل در داد گاه محاکمه مي کردند. رئيس دادگاه رو به متهم گفت: شما چطور متهم را با يک ضربه به قتل رسانديد؟متهم گفت: تشريف بياوريد جلو تا نشانتان بدهم.!!!

چتر باز شهريار ايثاري Sun Oct 02 2005
چتر بازي به فروشگاهي رفت تا چتر نجاتي بخرد. سپس از فروشنده پرسيد: آيا اين چتر شما حتما در موقع پرش باز مي شود؟ فروشنده گفت: اگر باز نشد، بياوريد تا آن را برايتان عوض کنم.!!!!

  Pages: [<<] 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 ... [>>]
© ۱۳۸۳ - كليه حقوق اين سايت متعلق به I ranvatan.com مي باشد