در قسمت پاين اين صفحه مي توانيد جوک هاي خود را بنويسيد تا ديگران ازخواندن آنها لذت ببرند ،همچنين شما نيز هر روز با خواندن جوکهاي جديدي که توسط ديگر کاربران در اين قسمت گذاشته مي شود مي توانيد لحظات خوشی داشته باشيد.
توجه : قسمت جوک ايران وطن درصدد توهين به قوم و نژاد خاصی نمی باشد و نسبت به جوکهای ارسالی توسط کاربران هيچ گونه مسئوليتی ندارد
تعداد كل جوکهاي ارسال شده توسط كاربران : 1313
|
|
ليست جوک ها |
|
Pages: [<<] 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 ... [>>] |
|
كاشكي ميشد
|
كاش
|
Mon Oct 24 2005
|
|
|
كاشكي ميشد بعضي ها كمي انسان بودندوچشمان كور خود را باز ميكردند و اگر شهامت داشتند دل انسانها را با شگستن دل ديگر انسانها مثلا شاد نميكردند.
|
|
....خل
|
شهريارايثاري
|
Mon Oct 24 2005
|
|
|
آيا ميدونين واژه ي ...خل از کي رواج پيدا کرد؟
يه روز حضرت آدم از خانه براي شکار بيرون رفته بود.وقتي که به خانه برگشت در زد. حوا گفت : کيه؟ حضرت آدم فرمود: ...خل غير از من و تو کسي توي دنيا نيست!!!
|
|
|
|
مشهديه با دوستش در تهران ميرن در خونه يك تهراني ؛ مشهديه در مي زنه از اونور صدا مياد ميگه كيه ؛ مشهديه ميگه مويوم ؛ دوستش به مشهديه ميگه بگو منم مشهديه ميگه اگه در رو باز كنه ببينه مويوم چي ..
|
|
شانس
|
مرتضی شیری
|
Mon Oct 24 2005
|
|
|
تركه 2000 تومني پيدا ميكونه ميگه ما از اين شانسا نداريم بعد پارش ميكونه
|
|
عوضي
|
شهريار ايثاري
|
Mon Oct 24 2005
|
|
|
ترکه ميره سر زده خونه اش ميبينه که چند تا کفش مردونه دم در خونه پارک شده . در خونه را باز مي کنه و مي گه: ببخشين ...جوک رو اشتباهي اومدم!!!
|
|
نانوا
|
حميد
|
Mon Oct 24 2005
|
|
|
يه نفرميره نانواي مبكه يه نون بدهيد مبكه ساده ميخواهي يا خاشخاش ميكه فرقي نميكنه بادوچرخه امدم
|
|
به تو چه
|
آذين
|
Sun Oct 23 2005
|
|
|
يه تركه جلويه دختره ميخوره زمين ميكه هركتو هال كردي؟
|
|
حاتم
|
راضي
|
Sun Oct 23 2005
|
|
|
يك اصفهانيه جوهر خودكارش تموم ميشه ترك تحصيل ميكنه راضي
|
|
سيد
|
منصور
|
Sun Oct 23 2005
|
|
|
ازيك رشتي مي پرسن كدوم بچه تو بيشتردوست داري ميگه وسطي چون سيده
|
|
دايناسور
|
سه كلل
|
Sun Oct 23 2005
|
|
|
به يكي عكس دايناسور نشون ميدن . ميگن شما تو ولايتتون به اين چي ميگين ...گفت ما غلط ميكنيم به اين چيزي بگيم.
|
|
دربست
|
رويا
|
Sat Oct 22 2005
|
|
|
يه روز يه تركه سوار تاكسي ميشه اما در تاكسي رو باز مي گذاره بهش مي گن چرا در را باز گذاشتي؟؟؟؟
مي گه ا ميخواهي در بست حساب كني؟؟؟؟؟
|
|
شباهت پياز با پير زن
|
سعيد
|
Sat Oct 22 2005
|
|
|
شباهت پياز با پير زن:هر دوشون وقتي لخت مي كنند اشك آدم رو در ميارند.
|
|
خوابيدن
|
م
|
Sat Oct 22 2005
|
|
|
يه روز يه دختره از حاج آقاهه مي پرسه حاج آقاميشه پيش دوست پسرم بخوابم حاجي ميگه لااله الا الله دختره مي پرسه ميشه پيشه يه غريبه بخوابم حاج آقا ميگه استغفرالله دختره باز ميپرسه ميشه پيشه شما بخوابم حاج آقا ميگه بسم الله
|
|
|
|
فارسه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع ميكنه دويدن طرف تماشاچيا. فارسه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: بابا خجالت بكش! اين فيلمه. فارسه ميگه: زن! من و تو ميدونيم فيلمه، گاوه كه نميدونه!
|
|
قزويني
|
سيد_اصفهان
|
Fri Oct 21 2005
|
|
|
يه بچه توي قزوين گم ميشه پليس اعلام ميكنه كه هركي اين بچه را پيدا كرده امشب را كه هيچ ولي فردا شب بياد تحويلش بده تا ما پس فردا اون را به خونواده اش تحويل بديم
|
|
mmmm
|
مهدي
|
Fri Oct 21 2005
|
|
|
يك روز يكي زنگ ميزن 118 ميگه شماره 110رامي خوام
|
|
خاطرات
|
ترنم/بابلسر
|
Fri Oct 21 2005
|
|
|
خاطره ي يه دختر تنها:وقتي رفتم پيشش گفت:بخواب.خوابيدم.گفت:وا كن.وا كردم.درد داشت ولي تحمل كردم.كارش كه تموم شدخون اومدخيلي ترسيدم اخه اولين باري بود كه دندونمو ميكشيدم
|
|
ساعت ترکه
|
مجتبی -ح اراک
|
Fri Oct 21 2005
|
|
|
ترکه ساعت می خره بلد نیست بخونه یه نفر پرسه تركه ساعتش رو نگاه ميكنه ميگه بدوبدو ديرت شده.
|
|
آنتن
|
وحيد وكاظم از يزد
|
Thu Oct 20 2005
|
|
|
تركه نماز ميخونده موقع قنوت دستش را اينور واونور مي كرده از مي پرسند چرا ميگه: آخه آنتن نمي ده
|
|
شكار
|
Mahmood
|
Thu Oct 20 2005
|
|
|
رشتيه با تركه مي رن شكارشير،رشتيه مگه اگه ميشه بزار من تير اندازي كنم من نشانه گيريم حرف نداره،رشتيه شيررو نشونه مي گيره و نمي تونه شير رو بزنه و تير ميخوره بالاي سر شير،شيره عصباني دنبال رشتيه و تركه ميكنه،رشتيه فرار ميكنه بالاي درخت و به تركه ميگه بدو بيا بالا*تركه مگه به من ربطي نداره خودش هم مي دونه كه من نزدام.
|
|
ميله آهني
|
|
Thu Oct 20 2005
|
|
|
به سجادخان جان ميگن باميله جمله بساز ميگه : من صبح كه به مدرسه ميرم مادرم تو كيفم نون ميله
|
|
لنگه به لنگه
|
سعيد
|
Thu Oct 20 2005
|
|
|
ازيه ترکه ميپرسند: چرا جورابت يه لنگه اش آبيه، يه لنگه اش قرمز؟ ميگه : والله خودمم توش موندم. يه لنگه مثل همينم تو خونه دارم!!!
|
|
ازدواج
|
سارا
|
Thu Oct 20 2005
|
|
|
دوتاگوش با هم ازدواج ميكنن يكيشون كر ميشه !!!!
|
|
خانه عفاف
|
سارا
|
Thu Oct 20 2005
|
|
|
به رشتيه ميگن نظرت راجع به خانه عفاف چيه؟ميگه: خيلي خوبه زنم يك كار دولتي پيدا كرده...
|
|
بمب گذاري
|
سارا
|
Thu Oct 20 2005
|
|
|
يه روز تو جهنم بمب ميذارن چند نفرشهيد ميشن ميرن بهشت.
|
|
خرجي
|
ازاد
|
Thu Oct 20 2005
|
|
|
تركه وصيت ميكنه به پسرش ميگه من مردم يك ميليون خرجمكن پسره مبره يك ميليئن خر جمع ميكنه
|
|
جنايات
|
جانی
|
Thu Oct 20 2005
|
|
|
ترك غسل ميكرد . گفت : غسل جنايات ميكنم .گفتن ان غسل جنابات نه جنايات . ترك ميگه : انجوري كه من كردم جنايات بود نه جنابات .
|
|
خواهر
|
منا از ابادان
|
Thu Oct 20 2005
|
|
|
از يه دختر عرب مي پورسند: 4 تا پستاندار نام ببر ميگه خواروم ماروم زن براروم خومم داروم در مياروم
|
|
اسرائيل
|
رويا
|
Wed Oct 19 2005
|
|
|
يه روزيك زن ايراني بامرداسرائيلي ازدواج ميكنه.شب اول براي حمايت ازفلسطين روي تشك نميره
|
|
كوه نوردي
|
مهناز
|
Tue Oct 18 2005
|
|
|
يه روز يه تركه داشته دنده عقب با ماشين از كوه ميرفته بالا بهش ميگن چرا دنده عقب ميري ميگه اخه مي ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتي مي خواسته پايين بياد بيز مي بينن داره دنده عقب مي ياد ميگن الان چرا دنده عقب مي ياي ميگه اخه بالاي كوه جا بوي تونستم دور بزنم
|
|
بيست سوالي
|
سولماز و هادي
|
Tue Oct 18 2005
|
|
|
تركه مجري مسابقه 20 سوالي ميشه
يارو ميگه جانداره؟ ميگه:نه ميگه توجيب جاميشه؟ميگه آره ولي اگه بريزي تو جيب جيبت ماستي ميشه
|
|
بابام
|
فرزاد
|
Tue Oct 18 2005
|
|
|
به عربه می گن چقدر خری تو . می گه هنوز بابامو ندیدی
|
|
ترکه
|
جواد حاجی محمدیان
|
Tue Oct 18 2005
|
|
|
يه روز تركه ميره مشهد به امام رضا ميگه يا امام رضا تو با اين همه طلات چرا هشتم شدي
|
|
|
|
قزوينيه تو صفه مرغه كه مرغ تموم ميشه قزوينيه ميگه:مرغ تموم شد چرا صفو به هم ميزنيد
|
|
ترك و تمساح
|
ح . ن . ص .
|
Mon Oct 17 2005
|
|
|
يه رشتيه، يه تركه و يه اصفهانيه در مسابقه آوردن بزرگترين تمساح شركت ميكنند ، روز اول رشتيه يك تمساح يك متري مي آورد، روز دوم اصفهانيه يك تمساح يك ونيم متري مي آورد و بعد از گذشت 5 روز از تركه خبري نمي شود. به جستجو مي پردازند و پشت تخته سنگي صدايي مي آيد و مي بينند تركه مارمولك كوچكي را گرفته و با چوب به سرش مي كوبد و مي گويد: داداي هاردا (يعني پدرت كجاست؟)
|
|
مسابقه
|
آلیش
|
Sun Oct 16 2005
|
|
|
تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟!!
|
|
نوشابه
|
آلیش
|
Sun Oct 16 2005
|
|
|
تركه ميره بقالي، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: به مجرد هم ميدين؟!!
|
|
پرواز
|
آلیش
|
Sun Oct 16 2005
|
|
|
به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر!بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه!ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!!!
|
|
مهمون
|
آلیش
|
Sun Oct 16 2005
|
|
|
تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش ميپرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!
|
|
|
|
تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!!
|
|
شانس
|
ايناز
|
Sun Oct 16 2005
|
|
|
يه يارو به رفيقش مي كه:ديدي اكبراقا,جه شانسي اوردم.اكبراقامي كه:جي شده؟يارومي كه:امروزجترتوروكه ديشب بهم امانت دادي تواتوبوس جاكذاشتم!اكبراقاميكه:دمت كرم,توبه اين مي كي شانس؟ياروميكه:خوب,فكركن اكه جتر خودم بود,مي شد بدبختي!!!
|
|
رشته
|
شهريار ايثاري
|
Sun Oct 16 2005
|
|
|
از ترکه که رشته ي دامپزشکي قبول شده بود پرسيدند:
رشته ي شما چيه؟ ترکه اومد کلاس بزاره ،گفت: رشته ي دامپيوتر با گرايش پشم افزار!!!
|
|
مهندسين عمران
|
علي واقفي
|
Sun Oct 16 2005
|
|
|
سه تا ترك مهندسي عمران مي گيرند
روزي باهم كنار يك گودال مي روند تا در مورد آن بحث و گفت و گو كنند
اولي:اين گودال خيلي خطرناك است.بايد يك امبولانس اينجا حاضر باشدتا اگر كسي افتاد آن را نجات دهد.
دومي:ممكن است چند نفر همزماندرون گودال بيفتندپس
بايد يك بيمارستان در اينجا بسازيم.
سومي:چقدر شما آي كيو هستيد.ما دركنار بيمارستانهايي كه قبلا ساخته شده يك گودال حفر مي كنيم بعداين را پر مي كنيم
|
|
احمد جاسم ذكريا
|
طالب جزيني شهرستان جيرفت
|
Sat Oct 15 2005
|
|
|
تركه مي خواد بره دستشويي مي بينه كسي داخله
مي پرسه كيه يارو ميگه احمدجاسم ذكريا تركه ميگه پدرسوخته هاسه نفري دستشويي مي رن
|
|
گوجه
|
فرهاد-سميرم
|
Sat Oct 15 2005
|
|
|
يه روز دوتاگوجه دعواشون ميشه يه خيارميپره وسط يه گوجه هاميگه سيد تو دخالت نكن
|
|
زمین لرزه
|
سعیدs_s3487ایدی
|
Sat Oct 15 2005
|
|
|
يه معتاداشته سيگار می کشيده
ميگه:ای بابايه ژمين لرژه هم نمياد خاکستر سيگارمونو بريژه
|
|
جمجمه
|
هادي Ebru Gundes
|
Sat Oct 15 2005
|
|
|
فرهاد دوست دارم به اندازه اي تمام مولوكولهاي هوا
و به اندازه اي تمام قطره هاي آب اقيانوسها !!!!
|
|
اسکلت
|
مهسا از تبریز
|
Fri Oct 14 2005
|
|
|
روزی دوتا اسکلت باهم حرف میزدن بعد یکی ار اونااون یکی رو قلقلک میده اولی میگه آی نکن گوشتام ریخت.
|
|
دیوید
|
م - حاجی
|
Fri Oct 14 2005
|
|
|
يه روزيه پسرترك يه دخترميبره خونه بعد دختره ميگه من پريودم پسره مياد كلاس بذاره ميگه خوشبختم منم ديويدم.
|
|
دارچين
|
ax
|
Fri Oct 14 2005
|
|
|
يه روز يه چيني را دار ميزنن ميشه دارچين
|
|
|
Pages: [<<] 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 ... [>>] |