صفحه اول گپ صوتي ويديو چت جوك شعر آشپزي چهرهاي ايراني

در قسمت پاين اين صفحه مي توانيد جوک هاي خود را بنويسيد تا ديگران ازخواندن آنها لذت ببرند ،همچنين شما نيز هر روز با خواندن جوکهاي جديدي که توسط ديگر کاربران در اين قسمت گذاشته مي شود مي توانيد لحظات خوشی داشته باشيد.

توجه : قسمت جوک ايران وطن درصدد توهين به قوم و نژاد خاصی نمی باشد و نسبت به جوکهای ارسالی توسط کاربران هيچ گونه مسئوليتی ندارد


تعداد كل جوکهاي ارسال شده توسط كاربران : 1313
ليست جوک ها
  Pages: [<<] ... 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 ... [>>]
جوجه تيغي فرهاد مظفري كرمان Sat Jul 23 2005
يك بار يك جوجه تيغي ويك مار با هم ازدواج مي كنند بچشون سيم خاردار ميشه

ابادانی مونا Sat Jul 23 2005
يه روز سه تا اباداني نسسته بودن خالي ميبستن. اولي گفت ولك ما اموم دومي گفت ولك ما پيامبرم, سومي هيچي نميگفت بهش مشيگن خوب توهم حرف بزن گفت كا مگه خدا هم حرف نيزنه؟؟!

تله Sat Jul 23 2005
فرمانده پادگان وارد پادگان مي شه مي بينه تمام سربازها در صف نظامي خودشون دلا شدن از يه سرباز مي پرسه چرا همه دلا شديد؟ مي گه قربان يه سرباز قزويني فرار كرده براش(( تله)) گذاشتيم.

سكه گريان آناهيتا2005 Fri Jul 22 2005
يه روزيه يزدي(خسيس)يه سكه 5تومني ميگيره دستش اينقدر خرجش نمي كنه كه دستش عرق مي كنه دستش رو باز ميكنه به سكه ميگه:تافرداصبح هم گريه كني خرجت نمي كنم

بسيجي احمد از قم Fri Jul 22 2005
بسيجي موبايلشو مي زا ره رو پيغام گير مي گه لطفا پس از شنيدن دعا ي كميل پيغام خود را بگذا ريد

آزار خدا علی منوری-ازتهران Fri Jul 22 2005
روزی مردی می خواهد خدا را اذِِِِِِیت کند درمسجد را می زند و فرار می کند.

قزويني تو مي توني Fri Jul 22 2005
يه روز به قزويني مي گن شما به ناف چي مي گيد . ميگه سوراخ بي مصرف

آدامس شهريار ايثاري Fri Jul 22 2005
جوجه ميره بقالي ميگه آقا آدامس دارين؟ مرد بقال از او مي پرسه چه جور آدامسی مي خواي ؟ جوجه که اسم آدامس را يادش رفته بود مي گه از همونايي که عکس بابام روشه!!!

خاطره شهريار ايثاري Fri Jul 22 2005
از ترکه مي پرسن شما از اين همه جوک که براي تان مي سازن ناراحت نمي شيد؟ ترکه با خنده مي گه : چيزهايي که براي شما جوک است براي ما خاطره است!!!

معتاد z a Fri Jul 22 2005
يك روز مامواين نيروي انتظامي يك معتادروميگيرن به معتاده ميگن چرا كمربندترو نبستي جواب ميده من اصلا شلوار نپوشيدم

با خدا روژان Fri Jul 22 2005
يه روز از تركه مي پرسن نظرت درباره خدا چيه؟ تركه ميگه خدا خيلي خوبه هيچكس تابحال ازش بدي نديده ابوالفضل نگهدارش باشه

انگشت نويد Fri Jul 22 2005
به يك تركه ميگن انگشتان دست رانام ببر ميگه:شصت ومجاورشصت و وسطي و يكي مونده به آخري وآخري

رشتي شادي Thu Jul 21 2005
رشتي به خانومش ميگه چرا دير اومدي ؟ خانومه ميگه : اخه يه اقاهه افتاده بود دنبالم پدرسگ ابنقدر اروم راه مي رفت.....

رشتيه نيما از تهران Thu Jul 21 2005
يه روز از يه رشتيه ميپرسن شما به دمپايي چي ميگين ميگه والا ماميگيم نفر بر

نواربهداشتی مجتبی نصیرمحمدی Thu Jul 21 2005
ترکه داروخونه میزنه روش مینویسه:نواربهداشتی با نصب درمحل

کروکوديل شهريار ايثاري Wed Jul 20 2005
آباداني يک مارمولکي را ميبينه که عينک زده . با تعجب بهش نگاه ميکنه. مارمولک مي گه : ها ولک کروکوديل نديدي؟

رياست عادل Wed Jul 20 2005
تركه رييس فدراسيون شطرنج ميشه دوتاقانون جديد ميذاره 1 فيل نبايداسبوبزنه 2 خر هم بازي

نماز جمعه فروغ Wed Jul 20 2005
يه روز يه بسيجي زنك ميزنه به دوست دخترش ميكه باباتودك كن بريم نماز جمعه

حبيب شادي Wed Jul 20 2005
به تركه ميگن به نظرتو ترك ترين خواننده كيه؟ ميگه: حبيب مي پرسن چرا؟ ميگه اخه گيتار ميزنه بعد ميگه صداي دهل مي اد......

بن لادن شهريار ايثاري Tue Jul 19 2005
به آمريکايي ها خبر مي رسه که بن لادن در قزوين پناهنده شده براشون پيغام ميفرستن که بايد بن لادن را تحويل بدين در عوض 100 ميليون پول بهتون مي ديم قزويني ها قبول نمي کنند . آمريکاييها مبلغ را بالاتر مي برند باز هم قزوينيها قبول نمي کنند. قزويني ها ميگن حاضريم مبادله اش کنيم آمريکايي ها مي گن با کي ؟ قزويني ها مي گن با لئوناردو دي کاپريو!!!

مادر شهريار ايثاري Tue Jul 19 2005
ترکه ميره بقالي و به فروشنده مي گه لطفا يه بيسکوييت بدين . فروشنده مي گه چه بيسکويتي مي خواي "مادر " خوبه؟ ترکه ميگه خدا را شکر سلام مي رسونن!!

باشد mojtaba_h_pur@yahoo.com Tue Jul 19 2005
به يه عربه مي گن نگو باشد ميگه باشد

tanbih loose Tue Jul 19 2005
به تركه مي گن دورانه نامزدي را به چي تشبيه ميكني؟ ميگه به دوچرخه اي كه باباي آدم براي بچش بخره ولي نزاره سوارش بشه

با هوشترين مهندس رحيمي.. Tue Jul 19 2005
اولي ..من يادمه وقتي بدنياآمدم دكتر پاهايم را بالا گرفت و به پشت من زد و من گريه كردم.دومي...من يادمه وقتي داخل شكم مادرم بودم حرف زدن پدرو مادرم را ميفهميدم .سومي...من يادمه با پدر خود به ييلاق رفتم وبا مادرم بگشتم؟؟؟؟

زن گم شده اكبر و محمد از رشت Tue Jul 19 2005
يك روز يك تهروني زنش رو از دست داده بود و تو كوچه دم در خونش نشسته بود داشت به خودش فحش ميداد. بعد از مدتي ديد زنش سوار يك الاغ شده و داره ميره. عصباني ميشه ميره به خره ميگه چرا زنه منو بلند كردي الاغه ميگه نوبتي هم باشه نوبت ماست.

شغل پدر امليا مهاجر Tue Jul 19 2005
يه روز به يه بچه ميگن شغل پدرت چيه پسره كه باباش اخوند بوده ميگه بابام كمربند مشكي قران داره

سفره تینا_عشقی Tue Jul 19 2005
اگه گفتین قزوینیاچجوری سفره میندازن خب معلومه دیگه سفره رو میندازن زمین بعد صندلی میزارن

ترکه حمید قمیشی Tue Jul 19 2005
به ترکه میگن یه جمله بساز که توش اب باشه..... میگه:لوله

ماهي محمد Tue Jul 19 2005
يك روز در تونگ ماهي شراب مي ريزتد بعد ماهي از تونگ مي پره بيرون ميگه "بي خيال گربه"

روداني و شمالي مهدي وعلي Mon Jul 18 2005
يه روز يه شمالي مياد بندر روداني آن را مي بره دريا را بهش نشون ميده شمالي ميگه خيلي باحاله .. شمالي روداني را دعوت مي كنه شمال و آون را مي بره جنگل را بهش نشون ميده ميگه باحاله روداني ميگه مگه شاخه برگها ميزاره آدم جاي را ببينه

تهخران محمد Mon Jul 18 2005
از يكي ميگن با فرشاد جمله بساز ميگه روح غضنفر شاد

بانک علی Mon Jul 18 2005
ترکه میره بانک ضامن نداشته منفجر میشه ترکه ماشین میخره پشتش مینویسه یا زهرا یا هیچکس

شام مهندس عبدالقادر پارسا Mon Jul 18 2005
مهمان به بچه: بچه جان شما كي شام مي خوريد ؟ بچه:مامانم گفته هر موقع كه شما رفتيد.

گوساله گروه دالتونها Sun Jul 17 2005
یه روز یه گوساله با مادرش دعوا می کنه بعد ازاینکه قهر کرد میره لبه جاده دستش دراز می کنه و می گه کشتار گاه

باغ وحش شهريار ايثاري Sun Jul 17 2005
پيرمردي از جلوي پارک رد ميشده ميبينه که همه ي مردم جيغ زنان از پارک بیرون مي آيند . خوب که نگاه ميکند ميَبينه ترکه به گردن سوسمار يک قلاده انداخته و با خود به پارک آورده . پير مرد به او مي گويد آخه مرد حسابی کسی سوسمار را به پارک نمي آره ببرش باغ وحش. ترکه قبول مي کنه و از پارک مي رود. فرداةي آن روز پير مرد بار ديگر از جلوي همان پارک رد مي شود و ميبینه که بازم مردم جيغ زنان از پارک فرار ميکنن ميبينه که ترکه با سوسمارش به پارک آمده . به او ميگويد مگه نگفتم ببرش باغ وحش؟ ترکه ميگه ديروز بردمش باغ وحش امروز آوردمش پارک!!!

تخم مرغ negar Sun Jul 17 2005
مرغئ ميره مغازه تخم مرغ بخره مغازهدار مئ گه شما چرا مرغه مي گه اخه من نامزدم

اوقات فراغت علي و مينا Sun Jul 17 2005
به يك عربي مي گن اوقات فراغت رو چگونه مي گذروني ميگه چي مي دونم آقام ميگوزه ما براش دست مي زنيم

مورچه الهام شهركرد Sat Jul 16 2005
يه بار يه مورچه مي گوزه پشتش رگ به رگ مي شه

داداش حامد Sat Jul 16 2005
يه روز يه فارسه به يه تركه ميگه شما به خر ميگين داداش تركه ميگه اره داداش

تاتاش Sat Jul 16 2005
به ترگه ميگن باشمشير جمله بساز. ميگه:بشم شير بخورمت يا خر باشمو صبور؟

خبر بيتا Sat Jul 16 2005
يك روز يك تركه يك خبر داغ ميشنوه گوشش تاول مي زنه

لرو ترک مهدی Sat Jul 16 2005
يه روز يه لره به خدا شكايت ميكنه كه اي خدا چرا همه اينقدر به تركها ميخندن وبه ما لرها نميخندن از خدا ندا ميرسه كه شما هم كار خنده دار انجام بديد تا به شما هم بخندن لره يك توربزرگ ماهيگيري برميداره و پهن مي كن وسط بيابون بعد از چند دقيقه مي بينه يه تركه با قايق موتوري از جلوش رد ميشه

لر مهدی Sat Jul 16 2005
يه روز يه خانومه داشته با اتوبوس مسافرت ميكرده خانومه يه باد ازش ول ميشه وهمه نگاه ميكنن يه لره جلوتر نشسته بوده وجريانرا كه ميبينه مگيه ببخشيد من بودم وميشينه بعد از چند دقيقه خانومه ازش تشكر ميكنه وميگه شما ابرويه من را خريديد اين ادرس منه شوهرم ريس فلان كارخانه ست ميگم اگه خاستي يه كارخوب بهت بده لره كه بيكار بود يهو خوشحال ميشه وبلند ميشه وميگه اقايون خانوما از اينجا به بعد هر چي اين خانوم گوزيد پا يه حساب من

سوك جواد - ابوالفضل از ساري Fri Jul 15 2005
يه روز يه سوسكه ميره جلوي آينه ميگه : مشــكي رنگ عشقه

زمان رصالت پیامبر حميد نيستاني Fri Jul 15 2005
يه روز به يه تركه ميگن پيامبر كي به رسالت رسيد . ميگه والا من سيدخندان پياده شدم.

((حيوون حيوونه)) عباس Fri Jul 15 2005
غضنفر ميره خواستگاري . اسم دختر پروانه بود ولي غضنفر قاطي كرده بود ، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم ! خلاصه وقتي دختر مياد چايي تعارف كنه ، غضنفر ميگه : دست شما درد نكنه آهو خانوم ! دختر شاكي ميشه ، ميگه : بابا اسم من پروانه‌ست نه آهو . غضنفر ميگه : اي بابا فرقي نداره . حيوون حيوونه ديگه !

(( مهمترين بابا )) عباس Fri Jul 15 2005
سه تا پسر با هم كل گذاشته بودند ، اولي ميگه : باباي من مهمترين آدم مملكته . دوتاي ديگه ميپرسن : مگه بابات چيكارس ؟ ميگه : باباي من رئيس ‌جمهوره . هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضاء كنه . دومي ميگه : برو بابا حال نداري . باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه ! اوليه ميگه : مگه بابات چيكارس ؟ پسره ميگه : باباي من نماينده مجلسه . تا باباي من راي نده ، عمري قانوناي باباي تو تصويب بشن . سومي برميگرده ميگه : باباهاي شما جلوي باباي من هيچي نيستن ! اون دو تا ميپرسن : مگه بابات چيكارس ؟ پسره ميگه : باباي من پاسبونه . جلوي خيابون واميسته ، پونصد تومن ميگيره ، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون !

قاليباف سپيده Fri Jul 15 2005
يك روز به يك توركه مي گن مي خواهي به كي راي بدي مي گه به ننم بعد مي گن چرا به ننت مي گه چون قاليباف

شاهد Thu Jul 14 2005
رشتي ها به چراغ خواب ميگن شاهد ماجرا و به دمپايي ميگن نفر بر

مراد مجيد 82 Thu Jul 14 2005
به رشتيه ميگن چرا اسم پسرتو گذاشتي مراد ؟ ميگه اخه اب نطلبيده مراده

  Pages: [<<] ... 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 ... [>>]
© ۱۳۸۳ - كليه حقوق اين سايت متعلق به I ranvatan.com مي باشد