صفحه اول گپ صوتي ويديو چت جوك شعر آشپزي چهرهاي ايراني

در قسمت پاين اين صفحه مي توانيد جوک هاي خود را بنويسيد تا ديگران ازخواندن آنها لذت ببرند ،همچنين شما نيز هر روز با خواندن جوکهاي جديدي که توسط ديگر کاربران در اين قسمت گذاشته مي شود مي توانيد لحظات خوشی داشته باشيد.

توجه : قسمت جوک ايران وطن درصدد توهين به قوم و نژاد خاصی نمی باشد و نسبت به جوکهای ارسالی توسط کاربران هيچ گونه مسئوليتی ندارد


تعداد كل جوکهاي ارسال شده توسط كاربران : 1313
ليست جوک ها
  Pages: [<<] ... 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 ... [>>]
ترک شيدا Thu Aug 11 2005
يه ترکه خودکارش تموم ميشه ترکه تحصيل ميکونه

قزوین دکتر پ تهران Thu Aug 11 2005
تو صف نونوایی قزوین ملت کیپ تو کون واساده بودن نونواه میاد بیرون صفو بهم میزنه که نون تموم شد یکی از ته صف داد میزنه بلام جان چرا صفو بهم میزنی نونواه میگه آخه نون تموم شد قزوینیه میگه نان تمام شد که شد صفو چرا بهم میزنی؟

چپ ممل Thu Aug 11 2005
يه روزي به يك تركه ميگن تاحالاتواتوبان چپ كردي ميگه نه ......ولي يه بارتوي خيابان راست كردم آبروم رفت

عربه ياسروهادي Wed Aug 10 2005
يك عربي يخچالش در نداشت جاش پرده مي زاره

مامور آمار شهريار ايثاري Wed Aug 10 2005
مامور آمار درخانه رشتي يه را مي زنه و مي گه : ببخشين خانم شما تعدادتون چند نفر است؟ زن رشتي يه مي گه : من يه نفرم شما چند نفريد ؟!!!

پدرحساب گر حميداسدي Tue Aug 09 2005
معلم ريازي,توچراهميشه درجمع كردن اضافه مي نويسي مرتضي اقابه خداتغسيرمن نيست,معلم پس تغسيركي ,مرتضي.اقا تغسيرپدرمونه كه ميگه درجمع هرچه بيشتربنويسي بهتراست ,معلم عجب مگه پدرتوچه كاره است,مرتضي اقاپدرمون رستوران داره

كميته امداد نگار Tue Aug 09 2005
يك روز يكنفر ميميره خاكش ميكنند فردا شبش خونوادش ميان سرقبرش بش ميگن امام اولت كيه ميگه امام خميني دوباره ميگن ميگه امام خميني بعد خونوادش ميرن پلو خدا بعد براي خدا جريان رو تعريف ميكنند خدا ميگه دوباره بپرسيدبعد ميرن پلو مرده ميگن امام اولت كيه ميگه امام علي ميگن پسچرا ديشب ميگفتي خميني. ميگه چون فكر كردم از كميته امداد اومديد.

مگس امين گما ر Tue Aug 09 2005
به تركه مي گن چرا ادم نمي شي ميگه از اين قرتي بازيها خوشم نمي ياد

مگس امين گما ر Tue Aug 09 2005
به تركه مي گن يه جمله بگو توش اب باشه مي گه لوله

پسر با هوش علي كوچولو Tue Aug 09 2005
يه روزي يه بچه شلوارشو بر عكس ميپوشه مامانش ميگه اي قربون پسرم بشم كه وقتي عقب عقب ميره انگاره داره جلو جلو مياد .

اصفهانی Tue Aug 09 2005
یروز یک پشه می افتد در چاه یک اصفهانی اصفهانیه میره پشه را در می یاره میگه تف کن تف کن

كاميون جوك فهميده Mon Aug 08 2005
يه روز 1 كاميون جوك داشته مي امده تركه نارنجك مي بنده ميره زير كاميون

ميخ f and f Mon Aug 08 2005
يه تركه ميخ ميره تو پاش هرچي ميكنه درنمياد باچكش ميزنه ميره تو

مرغ پويا Mon Aug 08 2005
يه خروسه دست زنشو ميگيره ميبره تو مغاره مرغ فروشي ميگه خانوم ببين من دوست دارم تو تويه خونه اينجوري راه بري

بچه سياه ناصر باقري Mon Aug 08 2005
قزوينيه يه بچه سياه مياره بهش ميگن اينو واسه چي آوردي ميگه آوردم براي محرم و صفر

عباس آقا شهريار ايثاري Mon Aug 08 2005
مردي دچار درد بواسير شد و طبق دستور پزشک بايد هر شب فردي منطقه ي مورد نظر را با پماد چرب کند و اين کار را به عباس آقا( يکي از دوستان صميمي اش) واگذار کرد . روزي از روزها عباس آقا عازم مسافرت شد و مرد ناچار اين کار را به خانمش واگذار کرد. وقتي که همسرش مشغول ماليدن پماد به موضع مورد نظر بود دستش را بر شانه همسرش گذاشته بود . مرد گفت چرا دو دستت را بر شانه هاي من نگذاشتی ؟ همسرش گفت : اگر دو دستم را بر شانه هاي تو بگذارم آنوقت با کدام دستم پماد بمالم ؟ مرد گفت : ولي عباغس آقا هميشه موقع چرب کردن بواسیر دو دستش را بر شانه هاي من مي گذاشت !!!

نابينا نسيم Mon Aug 08 2005
يه روز يه كور وارد آشپزخانه مي شه دستش مي خوره به رنده مي گه اين چرت و پرت ها چيه اينجا نوشتن.

پول فرشيد Sun Aug 07 2005
به تركه ميگندباپول يه جمله بساز ميگه آمپول

پرچم ايران عسل Sun Aug 07 2005
يه روزي يه تركه ميره مغازه پرچم فروشي به فروشنده مميگه پرچم ايران داريد فروشنده پرچم ايران را مياره تركه ميگه رنگاي ديگش نداريد

پيرزن محمد عقيل واحدي (آبادان) Sun Aug 07 2005
پيرزنه مي ميرره منكر ونكير سراغش مي گيرن مي پرسن امامت كيه مي گه امام خميني بعد يه مدت ميان دوباره سوال مي كنن امامت كيه مي گه امام علي مي گن چرا دفعه اول گفتي امام خميني مي گه فكر كردم اينجا كميته امداده امام خميني

گارسی سجاد Sun Aug 07 2005
يه خري داشته ار ار ميكرده فارسه به تركه ميگه ترجمه كن، تركه با دقت گوش ميده و يه چيزايي ميگه، يكدفعه خره ميگوزه ،تركه دیگه حرف نميزنه فارسه ميگه چي شد، ترکه میگه دیگه من نمیتونم داره از عقب فارسی قاطی میکنه.

خاطره f and f Sun Aug 07 2005
به تركه ميگن ايبن همه جوك درمورد شما ميگن ناراحت نميشين تركه ميگه نه بابا اينا واسه شوما جوكه واسه ما خاطرست

صفر شهرزاد سگ دماغ Sat Aug 06 2005
يه روز يه نقطه ميره قزوين صفر بر مي گرده

وازلين شهريار ايثاري Sat Aug 06 2005
ترکه شب زفاف در حجله را باز مي کنه و رو به مادرش مي گخ : به اون داداشم بگين بياد! مادر مي گه : داداشتو چيکار داري؟ بذار من بيام تو.ترکه ميگه :نه به داداشم بگين بياد... مادره مي بينه فايده اي نداره ، به پسرش ديگرش ميگه : نزديک در برو ببين چي مي گه! وقتي داداش نزديک ترکه مي شه ، ترکه يقه اش را مي گيره و مي گه : پدر سگ گفتم وازلين بخر ، رفتي چسب دو قلو گرفتي ؟

بهشتيان فرهاد كا في نت نسل جوان Sat Aug 06 2005
يه روز بهشتيان تصميم مي گيرن كه برن به ايرانيان جهنم ير سري بزنن نگاه مي كنن كه ايراني ها دارن مي رقصن بعد با تعجب مي پرسن چي شده م جواب ميدن كه پرونده ها گم شده

اصفهاني روده دراز محمدرضا (ت ن ه ا) × از يزد با صفا × Sat Aug 06 2005
يكروز يك اصفهاني براي سخنراني دعوت شد وقتيسخنرانيش تمام شد از يكي پرسيد من ساعت نداشتم ببينم چند ساعت سخنراني كرده ام او بهش گفت احتياج ب ساعت نيست از تقويم پشت سرت استفاده كن.!!!!!!!!!!!

مهر وحید .تهران Sat Aug 06 2005
ترکه اروسی میکنه . ازش می÷رسن چقدر مهر کردی . میگه: والا مهر نامزد بودیم آبان وآذر زیاد کردم

ميدوني شهريار ايثاري Sat Aug 06 2005
از ترکه مي پرسند : ميدوني گوسفند چه جوري پشکل ميريزه؟ ترکه با آهنگ ميخونه : دونه دونه دونه ... دونه دونه!!

فارس احمق اميد اقازاده Fri Aug 05 2005
به تركه ميگن جرا ترك شدي. ه ميگه چون امكانات نبود ميگن چرا فارس نشد ي ميگه مگه قحطي بود

خر مهرداد و فرهاد از روستاي قورتتپه Fri Aug 05 2005
يك روز تو جنگل يكي از حيوانات جوكي ميگه و همه ميخندند ولي خره متوجه نميشه بعد از چند روز كه يكي از حيوانات مرده بوده خر داشته ميخنديده كه وقتي ازش سوال ميكنن ميگه به اون جكه ميخندم.

از ما گذشته شهريار ايثاري Tue Aug 02 2005
خانه اي را با عجله رنگ کردندتا عروس و دامادي وارد آن شوند. شب زفاف دست آقاي داماد بي هوا به ديوار مي مالد و قسمتي از رنگ پاک مي شود. فرداي آن روز که نقاش ترک براي لکه گيري به خانه آنها مي آيد، عروس خانم نقاش را صدا مي کند و مي گويد: اوستا بيا آنحايي را که ديشب آقا دست گذاشته نشانت بدهم . نقاش سر را به زير مي اندازد و با خجالت مي گويد:اختيار دارَين خانم !اين کار ها ديگه از ما گذشته!!!

با زهم شهريار ايثاري Tue Aug 02 2005
به ترکه ميگن : شما راستي راستي ترکي ؟ترکه با ناراحتي مي گه : ايلدا ايدز که نگرفتيم ، خوب ميشيم

ابوالفضل و مهدي Tue Aug 02 2005
يك بار داريوش تواستاديو ازادي كنسرت ميزاره برااينكه يه هالي به مردم بده ميگه چي مي خاين براتون بخونم تركه دادميزنه ابي بخون ابي بخون

عروسک علی رضا Tue Aug 02 2005
یه روز به اندی(سلطان عشق) میگن چه بستنی دوست داری میگه عروسکی عروسکی....

دعوا Tue Aug 02 2005
يه روز دوتاجوجه باهمديگردعوا ميكننداونيكي جوجه به اويكي ميگه هيف كه جوجه اي اگنه مي زدمت

بخيل ZAINAB_ABBAS99 Tue Aug 02 2005
يه روز به بخيله مگن هرآرزوي داري براورده ميشه به يه شرط به همسايت دوبرابر ميديم ميگه يه چشمم رو در بياريد

کشور شهريار ايثاري Mon Aug 01 2005
به ترکه مي گن با (کشور ) يه جمله بساز. ترکه مي گه : من با کش ور رفتم خورد تو چشمم !!

هر روز هر روز شهريار ايثاري Mon Aug 01 2005
رشتي يه با جاهله داشتن مي رفتند، مي رسند دم خونه رشتي يه، رشتي يه مي گه: يه سري به زن جان بزنم... چند دقيقه بعد رشتي يه با صورت برافروخته از خانه بيرون مي آد. جاهله مي گه چيه رفيق ؟ چرا ناراحتي؟ رشتي يه مي گه : آخه ديدم يه نره خرذ روي زن جان بود! جاهله مي گه : د ! ميخواستي شيکمش را سفره کني . رشتي يه ميخنده و ميگه : اختيار دارين قربان! توي اين محل نمي شه هر روز هز روز آدم کشت !!!

گوهر شهريار ايثاري Mon Aug 01 2005
به ترکه مي گن با (گوهر) جمله بساز : ميگه تو گو هر وقت ما را ميبيني مي گي جمله بساز!!

برابر شهريار ايثاري Mon Aug 01 2005
رشتي يه به جاهله مي گه : اگه من ترتيب همشيره شما را بدهم چه صورتي پيدا مي کنه ؟ جاهله با خونسردي ميگه: هيچي ! تازه برابر مي شيم!!!

گيوي علي از قيخ + متير Mon Aug 01 2005
سيب زميني پدرش فوت مي كنه بعد از چهل روز "گيوي" ميشه !!!

تفريح جمال جمالو Mon Aug 01 2005
يك روزي معلم از بچه هاميپرسه تفريح شما چيه اولي پولدار بوده ميگه ما براي تفريح ميريم اروپا دومي ميگه تو ايران خودمون ميگرديم. سومي بچه عرب بوده ميگه ما وضع ماليمون خوب نيست .شبها با بامون ميگوزه ماهم مي خنديم

لوبيا شهريار ايثاريَ Mon Aug 01 2005
به ترکه مي گن با لوبيا يک جمله بساز. ترکه مي گه : کوچولو بيا!

يخ شهريار ايثاري Mon Aug 01 2005
از ملا نصرالدين پرسيدند: يخ اين شهر سرد تر است يا يخ شهر هاي ديگر ؟ ملا در جواب گفت : سوال شما از هر دو سرد تر است.!!

گه تر شهريار ايثاري Mon Aug 01 2005
فردي با آقاي ترکي دعوايش شد.مرد در حين دعوا باو گفت : (گه). ترکه از او پرسيد: (گه) يعني چه؟ مرد با کمي ترديد گفت: يعني بزرگ ....يعني قوي ...... ترکه خنديد و گفت : ها اين جوريه؟ پس ما هفت تا داداشيم. يکي از يکي (گه) تر !!!

خيار و موز سالار. امير رضا.شادي Mon Aug 01 2005
يه روز يه خيار و يه موز دعوا شون ميشه موزبه خيار ميگه بروباباكون تلخ خيار هم به موز ميگه درسته كه من كون تلخم ولي تو چي كه بخاطر 200تومان پول شلوارتو ميكشي پايين

داداش شهريار ايثاري Sun Jul 31 2005
به ترکه مي گن با( شاش)جمله بساز . ميگه : ممد رفت شيراز با داداشاش. ميگن : نه بابا منظور از (شاش)، جيش است. ترکه مي گه : ها بابا زود تر بگو . ممد رفت شيراز با آبجيش !!!

رشتيه اميد Sun Jul 31 2005
رشتيه زنش ميميره شبه اول قبر ميره سر قبر زنش /ميگه خانوم اولين شبي يه كه ميدونم كجا خوابيدي

چاي ارضا Sun Jul 31 2005
تركه ميره پيشه دكتر ميگه اقاي دكتر رفتم خونه ديدم شلوار زنم رو زمينه.عصابم خوردشد رفتم چايي خوردم برگشتم ديدم لباس زنم رو زمينه عصابم خورد شد رفتم بيرون چايي خوردم برگشتم ديدم يكي رو زنمه عصابم خورد شد رفتم چايي خوردم دكتر گفت حالا چي كار مي تونم بوكونم گفت اقاي دكتر اين همه چايي برام ضرر نداره

مينا و تينا شهريار ايثاري Sun Jul 31 2005
به ترکه مي گن : با( مينا و تينا) جمله بساز. ترگه مي گه : من مي رم خونه ي مامانمينا توهم برو خونه ي مامانتينا!!!

  Pages: [<<] ... 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 ... [>>]
© ۱۳۸۳ - كليه حقوق اين سايت متعلق به I ranvatan.com مي باشد