در قسمت پاين اين صفحه مي توانيد جوک هاي خود را بنويسيد تا ديگران ازخواندن آنها لذت ببرند ،همچنين شما نيز هر روز با خواندن جوکهاي جديدي که توسط ديگر کاربران در اين قسمت گذاشته مي شود مي توانيد لحظات خوشی داشته باشيد.
توجه : قسمت جوک ايران وطن درصدد توهين به قوم و نژاد خاصی نمی باشد و نسبت به جوکهای ارسالی توسط کاربران هيچ گونه مسئوليتی ندارد
تعداد كل جوکهاي ارسال شده توسط كاربران : 1313
|
|
ليست جوک ها |
|
Pages: [<<] ... 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 ... [>>] |
|
دايناسور
|
شهريار ايثاري
|
Mon Aug 22 2005
|
|
|
عکس دايناسوري را به ترکه نشان دادند و ازش پرسيدند: در زبان ترکي شما به اين حيوان چي مي گين؟
ترکه گفت : آقا ما غلط کنيم به اين چيزي بگيم!!!
|
|
از سرما
|
شهريار ايثاري
|
Mon Aug 22 2005
|
|
|
پسر رشتي با خاله اش از خياباني مي گذشتن در همان لحظه خري را ديدند که ...را راست کرده . پسر گفت : خاله جان...خاله جان اين چيه؟
خاله براي اينکه حواس پسر را پرت کنه گفت: نگاش نکن اين هيچي نيست.
فرداي آن روز پسر با پدرش از همان راه رد مي شدند که دوباره همان خره را مي بينن که ...راست کرده . پسر از پدرش مي پرسه: بابا جان ديروز از خاله پرسيدم اين چيه ، خاله گفت : اين هيچي نيست.
پدر با تواضع سري تکان مي ده و ميگه : اختيار داري بابا جان . اين واسه ي خاله ات هيچي نيست ولي از سر جد و آباد ما هم زياد تره!!!
|
|
بيژن
|
بيژن
|
Mon Aug 22 2005
|
|
|
به يه معتاد ميگن تو بيژني ميگه نه من ژن دارم !
|
|
|
|
يه روز پدرومادر يه بچه دايناسوره ميرن بيرون خونه خالي ميشه بچه دايناسوره ميره دنبال دوست دخترش هرچقدر بهش ميگه بيا بريم خونمون دختره نميره آخرسر عصباني ميشه ميگه همين كارا رو كرديد كه نسلمون منقرض شد.
ستايش
|
|
اصفهاني
|
مسعود رضا
|
Sun Aug 21 2005
|
|
|
به يه اصفهانيه ميگن با كالاسكه جمله بساز ميگه آمواين سيبه كالسكه
|
|
بربري
|
شهريار ايثاري
|
Sun Aug 21 2005
|
|
|
مرده ي مسيحي پيش قبر کن مي ره و مي گه: بابام بي زحمت جاي قبر ما را عوض کن. قبر کن مي گه : چرا ؟
مرده ي مسيحي مي گه: واسه اينکه اين ترکه هر روز ما را کله سحر بيدار مي کنه و مي گه : بيزحمت شما که لباس تنت داري برو دو تا نون بربري بگير و بيا!!!
|
|
دليل داد زدن
|
شهريار ايثاري
|
Sun Aug 21 2005
|
|
|
مردي توي رودخونه افتاده بودو دست و پامي زد و فرياد و فغان مي کرد . در همين موقع ترکه از راه مي رسه و مي گه : چرا اين قدر داد و فرياد مي کني ؟
مرد ميگه : آخه شنا بلد نيستم.
ترکه با خونسردي مي گه :خب منم شنا بلد نيستم و اين همه فرياد نمي کنم !!!
|
|
دليل سکوت
|
شهريار ايثاري
|
Sun Aug 21 2005
|
|
|
عده اي جهانگرد مشغول تماشاي آبشار نياگارا بودند که راهنماي جهانگردان با عصبانيت در بلند گو فرياد زد: اگه اين خانمها ساکت شوند شما بخوبي مي تونيد صداي اين آبشار عظيم را بشنويد!!!
|
|
جلو يا عقب
|
شهريار ايثاري
|
Sun Aug 21 2005
|
|
|
در مراسم تشييع جنازه، ترکه از دوستش پرسيد: بنظر تو انسان در موقع تشييع جنازه بهتر است در عقب تابوت باشد يادر جلوي آن؟
دوستش گفت : جلو يا عقب فرقي نمي کنه فقط بايد سعي کني در داخل تابوت نباشی!!!
|
|
علت مرخصي
|
شهريار ايثاري
|
Sun Aug 21 2005
|
|
|
مردي به اتاق رئيس رفت و گفت: آقاي رئيس من براي ازدواج دو روز مرخصي مي خوام.
رئيس گفت : شماکه يه هفته تعطيلي داشتين چرا ازدواج نکردين؟
مرد گفت : آخه نمي خواستي تعطيلاتم را خراب کنم !!!
|
|
بچه حاضر جواب
|
شهريار ايثاري
|
Sun Aug 21 2005
|
|
|
بچه اي که سوار اتوبوس بود به مردي که بيماري گواتر داشت زل زل نگاه مي کرد.حوصله مرد سر رفت و به بچه گفت: اگه باز هم مرا نگاه کني ميخورمت ها!
بچه گفت : اول اون يکي را که خوردي قورتش بده تا نوبت به من برسه !!!
|
|
دليل دلخوري
|
شهريار ايثاري
|
Sun Aug 21 2005
|
|
|
- مامان جون اون ميمون را ببين چقدر شبيه دايي مسعوده
- اين چه حرفيه که مي زني ؟ به گوشش مي رسه و دلخور مي شه.
- ولي مامان جون من که يواش گفتم . ميمونه نشنيد!!!!
|
|
|
|
يه روز كه روز قيامت فرا مي رسد خداوند اعلام ميكنه كه همه حيوانات وارد بهشت شوند يهو دم در بهشت ترافيك ميشه مي بيند كه يه تركه قاطيحيوانات داره ميره بهشت ازش مي پرسند ميگه شماها زرنگيد وقت جك گفتن ما خريم حالا صحبت بهشت آدم شديم
|
|
عينك مخصوص
|
مهندس ر حيمي
|
Sat Aug 20 2005
|
|
|
يك رشتي عينكي را كه با آن ميشد مردم را بدون لباس ديد بقيمت گراني خريداري كرده وبچشم خود گذاشت .وقتي وارد خانه خود شد و به اطاق خواب رفت مشاهده كردكه مرد ي و زنش لخت با هم خوابيده اند .عينك را كه برداشت باز ديد كه هر دو ي آنهالباس بتن ندارند...؟ وبا خود گفت ...پدر سگ اينهمه پول از من گرفت و عينك تقلبي بمن فروخت.
|
|
magas
|
bita
|
Sat Aug 20 2005
|
|
|
مگس
مگسه ميوفته تويه استكان چاي اقا هه ميگه خاك بر سرت حالتو جايه ديگه كردي اومدي اينجا غسل ميكني
|
|
مردان آنجلس
|
شهريار ايثاري
|
Sat Aug 20 2005
|
|
|
به ترکه مي گن با مردان آنجلوس جمله بساز.
ترکه ميگه : توالت مردان آن جلوس !!!
|
|
شمشير
|
شهريار ايثاري
|
Sat Aug 20 2005
|
|
|
به ترکه مي گن با شمشير جمله بساز.
ترکه مي گه : فدات شم شيرتو بخور!!!
|
|
مامور آمار
|
شهريار ايثاري
|
Sat Aug 20 2005
|
|
|
مامور آمار درخونه زني را زد و پرسيد : خانم شما چند نفريد؟
زن مي گه :من و دو تا بچه ام سه نفر با شوهرم شيش نفر مي شيم!
مامور آمار گفت : آخه چطور چنين چيزي ممکنه؟
زن گفت : آخه شوهر من منصور سه کله معروفه!!!
|
|
زن گرفتن
|
شهريار ايثاري
|
Sat Aug 20 2005
|
|
|
در يک مهماني دوستان ، ترکه را دوره مي کنن و ازش مي پرسن چرا زن نمي گيري؟
ترکه با خونسردي مي گه : آخه هيچکي زنشو به من نمي ده!!!
|
|
موشهاي آباداني
|
رامین
|
Sat Aug 20 2005
|
|
|
موش اول000من با فنر تله موش وزنه برداري ميكنم 000موش دوم000 مزه عرق من مرگ موشه 000موش سوم موبايلش زنگ ميزنه ميگه الان اومدم رفيقاش ميگن كجا ميگه بروبچ يه گربه آوردن ترتيبشو بديم
|
|
خر
|
مسعود بهرامی از شهر کرکوند فرزند محمد
|
Fri Aug 19 2005
|
|
|
روزی فردی پوست خر میپوشه بهش میگن چرا پوست خر پوشیدی میگه بگذاریند تو خودم باشم
|
|
راست و دروغ
|
شهريار ايثاري
|
Thu Aug 18 2005
|
|
|
رئيس دادگاه به متهم گفت: مي داني اگه دروغ بگي چه سرنوشتي داري؟
متهم گفت: بله به جهنم مي رم.
و اگه راست بگويي چه؟
مي رم به زندان !!!
|
|
مرگ طبيعي
|
شهريار ايثاري
|
Thu Aug 18 2005
|
|
|
مردي از يک پسر دهاتي پرسيد: شما که در روستاي خود دکتر نداريد چه مي کنيد؟
پسر دهاتي گفت : هيچي. همه مردم به مرگ طبيعي مي ميرند!!!
|
|
رودخونه
|
شهريار ايثاري
|
Thu Aug 18 2005
|
|
|
شيره و خره به جشن جنگل دعوت شده بودند. وقتي که آن دو به رودخونه رسيدند خر گفت: قربان اگر ...من داخل آب شود ديگه قابل استفاده نيست . شير قبول کرد که ...آقاخره را تا آن طرف رود خونه توي جيبش !نگه داره. شيره با کلي آخ و اوخ ...خره را در جيب نگه ميداره و وقتي که به آنطرف رودخونه مي رسند شير پا به فرار مي گذاره خره داد مي زنه قربان کجا؟
شيردر حال فرار داد مي زنه که فلان فلان شده تا محل جشن جنگل 20 تا رودخونه ديگه مونده !!!
|
|
بسيجي
|
اختر
|
Thu Aug 18 2005
|
|
|
يكروزيك بسيجي عاشق يك دختري ميشود شماره تلفن مسجد رابه او ميدهد
|
|
|
|
يك روز يك مار چادر سر مي كند بهش مگن چرا چادر سر كرده اي مگه منم كبري خانم
|
|
مجرم
|
سارا
|
Wed Aug 17 2005
|
|
|
رشتي زنشو كتك ميزده ميان به جرم تخريب اموال عمومي ميگيرنش
|
|
شکار تمساح
|
مرتضی 21
|
Wed Aug 17 2005
|
|
|
ترکه میره شکار تمساح یه مارمولک میگیره میگه بگو بابات کجاست
|
|
دايره المعارف ترکي
|
شهريار ايثاري
|
Wed Aug 17 2005
|
|
|
ترکها به مگس ميگن : پرويز و به خر مگس مي گن: پرويز ترکه و به مگس هاي سبز رنگ مي گن: آ سيد پرويز
|
|
خرچنگ
|
ابولفضل شهاب
|
Tue Aug 16 2005
|
|
|
به تركه ميگن با خرچنگ جمله بساز، ميگه: كره خر چنگ نزن!
|
|
|
|
46 اردبيل زلزله مياد، تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!!!
48 تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه: بايد خيلي برم؟!!!
50 از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟
ميگه: كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟!
ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!!!
51 تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!!
56 تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه.
ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه: تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!!!
57 تركه ميره حرم امام رضا، ميگه: امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو!!!
59 تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!!!
60 از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!!
63 تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!!
|
|
سوزن
|
فروغ
|
Tue Aug 16 2005
|
|
|
يك روز يك تركه مي ره جهنم كه اتاقهاي جهنم رو بهش نشون بدن اولين اتاق كه رسيدن به يه خانوم يه سوزن مي زنن پرسيد چرا ؟ گفتند اين يكباز به شوهرش خيانت كرده .به اتاق دوم كه رسيدن ديد خانومشه ديد دوتا سورن يهش زدن كفت چرا؟گفتند اين چون دوبار به تو خيانت كرده تركه گفت مادرم بيچاره مي گفت اين دختر خوبي نيست نگيرش امامن باور نكردم. نگهبانه بهش گفت تو چي مي گي برو اتاق سوم مادرت رو ببين كه زير چرخه خياطيه .
|
|
جوجه
|
امير
|
Mon Aug 15 2005
|
|
|
يه پسر رشتي از باباش مي پرسه بابا چرا وقتي جوجه مي ميره لنگاش ميره بالا.....بابا يه كمي فكر مي كنه بعدش ميگه چون فرشته ها ميان پاهاشو ميگيرند كه ببرندش به آسمون ......فرداي همون روز پسره زنگ مي زنه سر كار باباش ميگه بابا بابا زود باش بيا خونه فرشته ها مامانو مي خوان ببرن آسمون اصغرآقا افتاده رو مامان نمي زاره
|
|
غيرت
|
شهريار ايثاري
|
Mon Aug 15 2005
|
|
|
رشتي ها داشتن از بی معرفتي تهراني ها تعريف مي کردن
يکي شون مي گه : نه بابا تهروني ها اتفاقا خيلي هم آدماي با معرفتي هستند. وقتي وارد شهر شون بشی به استقبالت مي آن و به خانه شان مي برند و شام و ناهار مي دن و فرداي آن روز به دوستاي ديگرشان معرفي مي کنند و.....
يکي از دوستان حرفش را قطع مي کنه ومي گه : خالي نبند بابا، تو که تا حالا تهرون نرفتي !
رشتي يه مي گه : درسته قربان ولي همشيره ام که تهرون رفته !!!
|
|
وزن خالص
|
شهريار ايثاري
|
Mon Aug 15 2005
|
|
|
عربه شب عروسيش ميره توي آشپزخونه و به مادرش مي گه : ننه ، من شورت يادم رفته حالا چکار کنم؟
مادره ميگه : آخه توي اين هيرو وير شورت از کجا بيارم؟
مادره پايين گوني برنج را پاره مي کنه و مي گه : همينو پات کن!
وقتي که عروس وداماد ميرن توي حجله چند دقيقه بعد عروس جيغ بلندي مي کشه . مادر عروس وارد حجله مي شه و مي بينه دخترش غش کرده .ازش مي پرسه چي شده؟
عروس اشاره به آلت داماد مي کنه. روي آلت داماد از روي گوني برنج چاپ شده بود : وزن خالص 50 کيلو.دم سياه مرغوب!!!
|
|
حمومی
|
ابولفضل شهاب
|
Mon Aug 15 2005
|
|
|
یک نفر پول نداشت بره حموم کپسول چرک خشک کن می خورد
|
|
مخابرات
|
حمید
|
Mon Aug 15 2005
|
|
|
یک دفعه به یه آبادانی می گن با مخابرات جمله بساز ابادانی گفت مخا برات برقسم
|
|
دارزدن
|
فرامرز زبل
|
Sun Aug 14 2005
|
|
|
- تركه خودشو دار ميزنه، بعلت ضربه مغزي ميميره! ميان ميبينند با كِش خودشو دار زده!
|
|
مشهدي
|
مولود و كاظم
|
Sun Aug 14 2005
|
|
|
يه روز يه مارمولك ميره مشهد بهش ميگن مش مولك
|
|
عينك افتا
|
|
Sun Aug 14 2005
|
|
|
تركه عينك افتابي ميزنه بچه اش مياد تو اتاق بهش ميگه كجا بودي تا اين وقت شب؟
|
|
حامله
|
شهريار ايثاري
|
Sun Aug 14 2005
|
|
|
پسر بچه تخسی وقتي که مادرش دعواش مي کرده بهش مي گفته : اگه اذيتم کني حامله ات مي کنم ها!
يک روز که پسر بچه دوباره اين حرف را به مادرش زد مادر با عصبانيت گفت : آخه پدر سگ چطوري حامله مي کني ؟
بچه با شيطنت گفت : هيچي ....کاپوت هاي بابا را پنچر ميکنم !!!!
|
|
بپر بپر
|
شهريار ايثاري
|
Sun Aug 14 2005
|
|
|
به ترکه مي گن حالا که بازنشست شدي روزها چکار مي کني؟
ترکه مي گه : همه اش در حال بپر بپرم!
دوستش مي گه چطور ي؟
ترکه مي گه : از شب تا شب خانم مي گه نون تموم شده بپر دو تا نون بگير... بپر دو تا شير بگير ....بپر ...
|
|
ترکه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
|
شهريار ايثاري
|
Sun Aug 14 2005
|
|
|
ترکه يه زن ... را بلند مي کنه. در همين موقع کميته از راه مي رسه واز ترکه مي پرسه: اين خانم با شما چه نسبتي دارند؟
ترکه با قيافه حق به جانبی مي گه: هيچي دوستيم.کميته اي به او مي گه : بپر بالا. آبجي شمام برو بالا.
ترکه مي گه : ايشون آبجيته؟... ..... است ها !!!
|
|
رحم
|
شهريار ايثاري
|
Sun Aug 14 2005
|
|
|
زن ترکه براي چکاپ مي ره پيش دکتر و دکتر مي
گه : پشت پاراوان لباستون را در بياوريد...
چند دقيقه بعد وقتي دکتر براي معاينه پشت پاراوان ميره مي بينه که هنوز طرف لباسش را در نياورده.
دکتر ميگه : چرا لباست را درنياوردي ؟
ترکه با حيا و شرم مي گه : اول شما لباستون را در بيارين!!!
|
|
soltane lora
|
iraj
|
Sat Aug 13 2005
|
|
|
يك ترك و يك لر ميرند باغ وحش: تركه يه كركدن ميبنه به لره ميگه: ببينم اين بزه شهريه؟ لره يه بادي به سينش ميندازه وميگه نه برورم. اين يه مرغه عشغه......
|
|
باکره
|
شهريار ايثاري
|
Sat Aug 13 2005
|
|
|
مردي به خواستگاري زني مي رود. زن بهاو مي گويد: من 5 بار شوهر کردم ولي هنوز باکره ام. مرد ميگه : آخه چطور ممکنه؟
زن مي گه : شوهر اولم معتاد بود تا مي اومد کاري کنه خوابش مي برد .دومين شوهرم قزويني بود که فقط از عقب استفاده مي کرد. سومين شوهرم رشتي بود هر بار که مي خواست کاري کنه پشيمون مي شد و مي گفت : آخه آدم به ناموس خودش تچاوز مي کنه ؟
چهارمين شوهرم اصفهاني بود هر بار که مي خواست کاري کنه پشيمون مي شد و مي گفت : حيف اس . شوهر پنجمم هم جزو جناح آقاي خاتمي بود همه اش مي گفت : بيا گفتمان کنيم.!!!
|
|
ميخ
|
شهريار ايثاري
|
Sat Aug 13 2005
|
|
|
مردي به فروشگاه ابزار فروشی مراجعه مي کنه و مي گه : آقا هزارتا ميخ داري؟
مرد مي گه : نه جانم .
مرد فرداي آن روز دوباره به فروشگاه مي ره و ميَ گه: آقا هزار تا ميخ داري؟
مرد جواب ديروز را تکرار مي کنه . شب ،مرد فروشنده فکر مي کنه که اگه من هزار تا ميخ بخرم و به اين مرد بفروشم کلي سود مي کنم. فرداي آن روز مرد هزار ميخ را با هزار دردسر تهيه مي کنه. طبق معمول هر روز، مرد خريدار وارد مي شه : آقا هزار تا ميخ داري ؟
فروشنده با خوشحالي مي گه : بله.
خريدار با تعجب مي گه : واي !!چقدر ميخ داري!!!
|
|
تركه
|
مارال طلا
|
Fri Aug 12 2005
|
|
|
يه روز به تركه ميگن 3تااسم بگو كه توش الله داشته باشه ميگه روح الله عين الله سيندرالله
|
|
زنجير
|
شهريار ايثاري
|
Fri Aug 12 2005
|
|
|
به ترکه مي گن با (انجير و زنجير) جمله بساز.
ترکه مي گه : اگه شانس بياري زن جيرت مي اد.اگه شانس نياري ان جيرت مي آد!!!
|
|
ترك
|
مرجان و پرستو
|
Fri Aug 12 2005
|
|
|
يه روزي يه تركه ميخواد ببينه هندوانه اش قرمزه يا نه فاز متر ميزنه توش .
|
|
|
Pages: [<<] ... 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 ... [>>] |