در قسمت پاين اين صفحه مي توانيد جوک هاي خود را بنويسيد تا ديگران ازخواندن آنها لذت ببرند ،همچنين شما نيز هر روز با خواندن جوکهاي جديدي که توسط ديگر کاربران در اين قسمت گذاشته مي شود مي توانيد لحظات خوشی داشته باشيد.
توجه : قسمت جوک ايران وطن درصدد توهين به قوم و نژاد خاصی نمی باشد و نسبت به جوکهای ارسالی توسط کاربران هيچ گونه مسئوليتی ندارد
تعداد كل جوکهاي ارسال شده توسط كاربران : 1313
|
|
ليست جوک ها |
|
Pages: [<<] ... 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 ... [>>] |
|
تركه ميره مشهد
|
نيما اي اس
|
Tue Aug 30 2005
|
|
|
تركه ميره مشهدميگه يا امام علي.قربون اون سره بريدت برم كي ميشه ظهوركني ما اينقدر نيام قم
|
|
قرعه کشی
|
کیان اریان فر
|
Tue Aug 30 2005
|
|
|
شخصی در قرعه کشی بانک شرکت می کنه بهش شش ماه زندان می افته.
|
|
جوک
|
شهريار ايثاري
|
Tue Aug 30 2005
|
|
|
مگسه دور سر ترکه وز وز مي کرده ، ترکه مي گه : برو جون مادرت ...الان برامون يه جوک درست مي کنن!!!
|
|
آدم
|
شهريار ايثاري
|
Tue Aug 30 2005
|
|
|
ترکه لب دريا نشسته بوده که در همين موقع پري دريايي از راه مي رسه. ترکه مي گه : پري خانم با من ازدواج مي کني ؟پري مي گه : آخه من که آدم نيستم.
ترکه مي گه : مگه من آدمم؟!!!
|
|
سي دي
|
شهريار ايثاري
|
Tue Aug 30 2005
|
|
|
به ترکه مي گن : با سي دي جمله بساز: ترکه مي گه: بي تربيت چرا چٍََُُُِِّوسيدي؟
|
|
خود کشی
|
عماد از بندر لنگه
|
Tue Aug 30 2005
|
|
|
يه بار يه سوسکه مي خواسته خودکشي کنه مره مي خوابه بغل دمپايي
|
|
امکانات کم بوده
|
احمد صادقی فرد از لنگه
|
Tue Aug 30 2005
|
|
|
به تركه ميگن چرا ترك شدي؟! ميگه: ايلده جوون بوديم، ايمكانات كم بود، پيش اومد ديگه! ميپرسن: پس چرا لر نشدي؟ ميگه: نه بابا، ديگه اونقدرها هم ايمكانات كم نبود!!!!
|
|
اتاق عمل
|
سامان معمار دوست و عادل عبد الهی و منصور کلی
|
Tue Aug 30 2005
|
|
|
تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!
|
|
شماره پلاک
|
خالد زمانی و منصور کلی
|
Tue Aug 30 2005
|
|
|
ترکه داشته ماشينشو ميشسته ازش ميپرسن چرا اول از پلاکش شروع کردي؟ ميگه دفعه پيش که از سقف شروع کردم به پلاک که رسيدم ديدم ماشين خودم نيست
|
|
مسابقات المپیک
|
عماد از بندر لنگه
|
Tue Aug 30 2005
|
|
|
ترکه ميره تو مسابقات المپيک شرکت کنه ازش ميپرسن به چه مقامي فکر ميکني؟ ميگه به مقام معظم رهبري!
|
|
شام
|
امیر ارسلان . دشتستان
|
Tue Aug 30 2005
|
|
|
اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه اخر نوار ببینه شام می دهند یا نه.
یه بار ترکها تبریز روگلباران کردند 74 نفر کشته شدند بعد که تحقیق کردندفهمیدندکهگلها را با گلدان پرتاب کردهاند.
|
|
220
|
شهريار ايثاري
|
Mon Aug 29 2005
|
|
|
ترکه دو تا دزد مي گيره ، زنگ مي زنه به 220
|
|
كاوه
|
باقر 0 هادي0 ياسر0 حسين!!!
|
Mon Aug 29 2005
|
|
|
يروز رشتي مي خواست بره مسافرت به بچش ميگه هر كي امد پيش مامان با ماژيك يه علامت روش بزن بعد از چند روز باباهه زنگ ميزنه ميگه مامان چطوره بچه ميگه مامان نگو پلنگ بگو !!!
|
|
نعلبکي
|
شهريار ايثاري
|
Mon Aug 29 2005
|
|
|
ترکه مي ره ساندويجي و مي گه : آقا نوشابه دارين؟ ساندويجي يه مي گه : داريم ولي گرمه. ترکه مي گه:
عيب نداره، با نعلبکي مي خورمش!!!
|
|
ساندويج
|
شهريار ايثاري
|
Mon Aug 29 2005
|
|
|
ترکه برآي اولين بار ساندويج مي خوره وقتي ميرسه منزل ، خانمش مي پرسه : ناهار چي خوردي ؟ ترکه مي گه: والله اسمش يادم نيست. ولي هر وقت بازش مي کردم ، شبيه مال تو بودو وقتي مي بستمش ،شبيه مال من مي شد!!!
|
|
پس من چي ؟
|
شهريار ايثاري
|
Mon Aug 29 2005
|
|
|
دانش آموز با تاخير وارد کلاس مي شه و معلم ديدکه پاي چشم بجه کبود شده.از بچه دليلش رو پرسيد. بچه گفت: هيچي آقا ديشب وقتي همه بچه ها خوابيدند، آقامون آهسته گفت: کي خواب و کي بيداره؟ من گفتم من بيدارم.آقامون گفت : بخواب بچه جان! يه ربع بعد دوباره پرسيد: کي خواب و کي بيداره ؟ دوباره من گفتم : من بيدارم. آقامون با ناراحتي گفت: مگه نگفتم بخواب بچه ؟چند دقيقه بعد آقامون سوال را تکرار کرد و من گفتم من بيدارم ...خلاصه آقامون عصباني شد و با مشت زد زير چشم ما !
معلم دلش براي بچه سوخت و گفت : عزيزم ازاين به بعد خودت رو بزن به خواب و هيچي نگو ...
يک هفته بعد دوباره پاي چشم ديگر بچه هم کبود شد معلم گفت : باز که پاي چشمت کبوده ! دانش آموز گفت : آقا ما به دستور شما عمل کرديم.آخر شب آقامون دو بار گفت : کي خواب و کي بيداره؟ من خودم رو به خواب زدم . آقامون به ننه مون گفت : بزن بريم، بچه ها خوابن! من گفتم : منم مي آم . اين شد که آقامون عصباني شد و زد پاي اون يکي چشم ما!!!
|
|
دانشگاه
|
فرخ و بنیامین تهران
|
Mon Aug 29 2005
|
|
|
به ترکه می گن چرا بچتو نمیفرستی دانشگاه؟ میگه اگه به درسش لطمه نخوره میفرستمش
|
|
حرکت آهسته
|
شهريار ايثاري
|
Mon Aug 29 2005
|
|
|
ترکه داشته گل خداداد عزيزي را به استراليا تماشا مي کرده، تلويزيون صحنه گل را چند بار با حرکت آهسته نشان مي ده . ترکه شاکي مي شه . ميگه : حالا اونقدر آهسته نشون بدين تنا اون دروازه بانه توپ رو بگيره !!!
|
|
ميس کال
|
شهريار ايثاري
|
Mon Aug 29 2005
|
|
|
به ترکه مي گن : با( ميس کال) جمله بساز: ترکه مي گه : بي زحمت يه ميس کال زعفرون بدين!!!
|
|
ضد هوايي
|
شهريار ايثاري
|
Mon Aug 29 2005
|
|
|
ترکه با ضد هوايي يه هواپيما رو مي زنه و وقتي خلبانش با چتر پايين مي پره، رو به بچه هاي ديگه مي گه: بچه ها فرار کنين ....صاحابش اومد!!!
|
|
فرزند کمتر
|
شهريار ايثاري
|
Mon Aug 29 2005
|
|
|
ترکه 19 تا بچه داشته . بهش مي گن : خب 20 تا بچه درست مي کردي که رند بشه .ترکه مي گه : هه ...فرزند کمتر زندگي بهتر!!!
|
|
اسم هاي سخت
|
شهريار ايثاري
|
Mon Aug 29 2005
|
|
|
از رشتي مي پرسن : چند تا بچه داري ؟ رشتي يه مي گه : 8 تا. ازش مي پرسن : اسم بچه هات يادت نمي ره ؟ رشتي يه مي گه : نه والله. ولي بيشتر وقتا فاميلي شون يادم مي ره !!!
|
|
بند کفش
|
شهريار ايثاري
|
Mon Aug 29 2005
|
|
|
ترکه توي اتوبوس نشسته بوده که ميبينه بند کفشش باز شده. به نفر بغل دستي اش مي گه : داداش بي زحمت يه دقيقه اين ميله اتوبوس رو نگهدار تا من بند کفشم رو ببندم !!!
|
|
توپ
|
شهريار ايثاري
|
Mon Aug 29 2005
|
|
|
ترکه زنگ مي زنه خونه دوست دخترش ، باباي طرف گوشی رو بر مي داره. ترکه هول مي شه و ميگه : ببخشين توپمون افتاده توي حياط شما !!!
|
|
مجازات
|
شهريار ايثاري
|
Mon Aug 29 2005
|
|
|
کرده توي کردستان 15 نفرو مي کشه. توي دادگاه به حداکثر مجازات محکوم مي شه : شلوارش رو در مي آرن و پاش استرچ مي کنن!!!
|
|
ترکه
|
عبداله ما ل اله
|
Mon Aug 29 2005
|
|
|
تركه نبض بيمار را گرفت و گفت: نميدانم مريض مرده يا ساعت من خوابيده
|
|
آجر
|
هانیه
|
Mon Aug 29 2005
|
|
|
معلم : با آجر جمله بساز دانش آموز خانوم با آجر جمله نمي سازند خانه مي سازند
|
|
بلیط قطار
|
عماد از بندر لنگه
|
Mon Aug 29 2005
|
|
|
اولي: زودباش قطار ميره
دومي :کجا ميخواد بره بليط دست منه
|
|
لره
|
خالد وحامدزمانی
|
Mon Aug 29 2005
|
|
|
لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده، آسفالت زياد مياره، سرعت گير ميذاره
|
|
در اتوبوس
|
شهريار ايثاري
|
Mon Aug 29 2005
|
|
|
ترکه سوار اتوبوس مي شه و مي ره يه گوشه ميله اتوبوس رو مي گيره ومي ايسته. راننده مي گه : بابا اين همه جاي خالي داريم چرا ايستادي ؟ترکه مي گه :هيس. هيچي نگو يه دقيقه ديگه همين يه ذره جا هم پيدا نمي شه!!!
|
|
نوار
|
مهدي جعفري قوچان
|
Sun Aug 28 2005
|
|
|
يه روزيه تركه ميره استريو ميگه ببخشيد اقانواردارين صاحب مغازه :نوارچي ميخوايد تركه ميگه نواربهداشتي باشه بهتره!
|
|
شکنجه
|
شهريار ايثاري
|
Sun Aug 28 2005
|
|
|
از آباداني يه مي پرسن وقتي که اسير عراقيا بودي چطوري شکنجه ات مي کردن؟
آباداني يه مي گه: روز اول هفت- هشت تا کارتن عينک ريبون آوردن و جلوي چشم ما همه اش را لگد مال کردن.
مصاحبه گر مي پرسه : ديگه چه آزار هايي به شما مي دادن ؟
آباداني يه مي گه : يه روزم دست و پاهامونو بستن و برامون آهنگ بندري گذاشتن!!!
|
|
جك قزويني
|
ليلا
|
Sun Aug 28 2005
|
|
|
جلوي در شهر قزوين مينويسند به شهر قزوين خوش آمديد وقتي كه مي خواي خارج شوي ميگويند خوششتون آمد
|
|
پيام رساني
|
شهريار ايثاري
|
Sun Aug 28 2005
|
|
|
يکي از دوستاي مشترک ترکه و فارسه به نام احمدي شهيد مي شه . قرعه به نام ترکه مي افته که بره به خانواده اش خبر بده. ترکه زنگ در خونه طرف رو مي زنه و مي گه : ببخشين منزل شهيد احمدي
|
|
مردم آزار
|
شهريار ايثاري
|
Sun Aug 28 2005
|
|
|
ترکه عادت بدي داشته و هر روز مي رفته زنگ کليسا رو مي زده و در مي رفته . يه روز پدر مقدس پشت در کمين مي کنه و تا ترکه زنگ مي زنه ، يقه اش رو مي گيره. ترکه با ترس و لرز مي گه : ببخشين عيسي هستش ؟!!!
|
|
غرق قايق
|
شهريار ايثاري
|
Sun Aug 28 2005
|
|
|
ترکه مي خواسته زير دريايي آمريکايي ها رو غرق کنه در مي زنه و فرار مي کنه!!!
|
|
نمايشگاه گل
|
شهريار ايثاري
|
Sun Aug 28 2005
|
|
|
در هلند نمايشگاه گلي برپا شده بود و اصفهاني يه به نمايندگي از ايران در اين نمايشگاه شرکت کرده بود . مدتي که اصفهاني يه توي غرفه نشسته بودحوصله اش سرمي ره و براي سرکشي به غرفه هاي ديگه از غرفه خارج مي شه و مي ره سراغ غرفه ي هلند و از هلندي يه مي پرسه : ببخشين عمو شوما چه گلي رو پرورش مي دين؟هلندي يه با افتخار مي گه : در کشور هلند ،ما گل لاله پرورش مي ديم.اصفهاني يه با خنده مي گه : اين که چيزي نيست. ما تو ي اصفهون بچه هامون کونشونو با اين گل شوما پاک مي کنن... و از غرفه ي هلندي يه مي ره.هلندي يه مي ره سراغ غرفه انگليس و جريانو براش تعريف مي کنه. انگليسي يه مي گه : بگذار بياد خودم حسابشو مي رسم. اصفهاني يه سراغ غرفه انگليُسي يه مي آد و سوالش را تکرار مي کنه. انگليسي يه مي گه : ما در کشورمان گل رز پرورش مي ديم و 700 گونه رز داريم و... اصفهاني شيطون دو باره مي گه : اولا که گل رز بومي اصفهونه و ثانيا اين که چيزي نيست توي اصفهون ،بچه هاي ما کونشونو با گل رز پاک مي کنن. و از غرفه انگليسي ميره. آن دو تصميم مي گيرن که برن سراغ اصفهاني يه وهمين جوابو به خود اصفهاني يه تحويل بدن. با زيرکي و موذيانه خودشونو به غرفه ي اصفهاني يه مي رسونن و ازش مي پرسن : ببخشين توي شهر شما چه گلي پرورش مي شه؟ اصفهاني يه با خنده مي گه : توي شهر ما اصفهون کاکتوس پرورش ميشه ...حالا اگه ميتونين ، بيايين کونتونو باهاش پاک کنين!!!
|
|
غيرت رشتي
|
شهريار ايثاري
|
Sun Aug 28 2005
|
|
|
سه تارشتي از غيرتشون برا هم تعريف ميکردن. اولي گفت : يه با رفتم خونه ديدم عيالم با يه نره خر توي رختخواب است معطل نکردم تور ماهخيگيري را ورداشتم و آمدم از لب پنجره بندازم روشون که پام سر خورد و افتادم روي اونا و تور ماهيگيري افتاد روي هر سه تا مون. آقا هي خنديديم!
دومي مي گه : يکبار من در صحنه مشابه رفتم بالاي سرشون و لحافو ازشون برداشتم .او...پسر خاله من بعد از 5 سال حبس آزاد شده بود. هي همديگر رو بغل کرديم و هي بوسيديم...
سومي ميگه : برين بابا بي غيرتا...در صحنه مشابه رفتم منزل چاقو رو برداشتم آمدم بهشون بزنم، يارو گفت : چند مي فروشي ؟ گفتم : 80 تومان ....سی تومان استفاده داشت!!!
|
|
چاه
|
وحيد بدن
|
Sat Aug 27 2005
|
|
|
يه روز يه تر?ه مي افته داخل چاه مي گه خوب شد تهش سوراخ نبود
|
|
بوسه
|
نرگس
|
Sat Aug 27 2005
|
|
|
یه پسرودختر مشغول قایم موشک بازی بودند دختر به پسر میگه اگه من رو پیدا کردی بوسم کن اگه هم پیدام نکردی زیر پله هستم
|
|
سفر به امريكا
|
خانوم ناشناس
|
Fri Aug 26 2005
|
|
|
يه رشتي خواست بره امريكادوستاش بهش ميكن تو كه زبان بلدنيستي ميكه خوب منم مي خوام برم شمال امريكا
|
|
ماه عسل قزويني
|
شهريار ايثاري
|
Fri Aug 26 2005
|
|
|
قزويني يه عروسی ميکنه ،فرداش با برادر زنش ميره ماه عسل !!!
|
|
قبله
|
شهريار ايثاري
|
Fri Aug 26 2005
|
|
|
ترکه از يکي مي پرسه قبله کدوم طرفه؟ يارو مي گه از اون طرف . ترکه مي گه: خيلي بايد برم؟
|
|
صدا و سيما
|
شهريار ايثاري
|
Fri Aug 26 2005
|
|
|
ترکه مي شه رئيس صدا وسيما . دو روز بعد بيرونش مي کنن. آخه وسط سخنان رهبر پيام بازرگاني پخش کرده بود!!!
|
|
ترکه
|
شهريار آيثاري
|
Fri Aug 26 2005
|
|
|
يکي نصف شب زنگ مي زنه خونه ترکه . ترکه خواب آلود گوشي رو بر مي داره. طرف مي گه : خاک بر سرت و گوشي رو قطع مي کنه. ترکه تا ساعت سه و چهار هر کاري ميکنه خوابش نمي بره. يه شماره اي رو ميگيره. آقاي موقري از پشت تلفن گوشی رو برمي داره وميگه: آلو بفرمايين...ترکه با غيظ مي گه : خاک بر سر خودت و گوشی رو قطع مي کنه!!!
|
|
مزاحم
|
شهريار ايثاري
|
Fri Aug 26 2005
|
|
|
يکي زنگ مي زنه خونه ترکه و با عصبانيت مي گه : حسن آقا هستش ؟ترکه مي گه : اشتباه گرفتين. طرف با فرياد ميگه: پس چرا گوشی رو بر مي داري؟
|
|
وام
|
شهريار ايثاري
|
Fri Aug 26 2005
|
|
|
ترکه دنبال وام بود. بهش مي گن: وام براي چي مي خواي؟
مي گه : مي خوام اين لهجه ام رو عمل کنم!!!
|
|
بازم لهجه
|
شهريار ايثاري
|
Fri Aug 26 2005
|
|
|
ترکه از لهجه اش ناراحت بوده . ميگه من بايد يک موزيسين درجه يک بشم...ميره آلمان و به مدت بيست سال دوره عالي پيانو مي بينه و توي ايران کنسرت بزرگي مي ده . وقتي کنسرت تموم مي شه همه به شدت تشويق مي کنن ولي يکي از بين جمعيت داد مي زنــــه ( ساقل..ساقل) ترکه مي گه من که يه کلمه حرف نزدم اين ناکس از کجا فهميد که من ترکم ؟خلاصه يقه طرف رو وسط جمعيت ميگيره و مي گه : تو از کجا فهميدي که ماترکيم؟ يارو مي گه : آخه همه پيانيست ها معمولا
صندلي را با پيانو ميزون مي کنن ، اما تو وقتي نشستي پيانو رو به طرف خودت کشيدي ، از اين جا فهميدم که ترکي !!!
|
|
شکار خرگوش
|
شهريار آيثاري
|
Fri Aug 26 2005
|
|
|
ترکه مي ره شکار خرگوش ، صداي هويج در مي آره!!!
|
|
برين عقب
|
شهريار ايثاري
|
Fri Aug 26 2005
|
|
|
لره سوار اتوبوس مي شه، راننده بهش مي گه برين عقب.
چند دقيقه بعد بوي بدي در اتوبوس بلند مي شه راننده مي بينه طرف عقب اتوبوس ريده. بهش مي گه : اين چه کاري يه ؟ لره مي گه : خودت گفتي (برين عقب)!!!
|
|
|
Pages: [<<] ... 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 ... [>>] |